امروز خدای کعبه توفیق داد و دو روایت از امیرالمومنین، علی بن ابیطالب (ع) به چشمم خورد که به نظرم یکی از یکی جالب تر هستند. در روایت اول، یک مهار اخلاقی خیلی جالب به دست داده شده است. یعنی علی (ع) با این گفتار نغز، ابزار خیلی مناسبی داده اند به دست آدمیانی که ممکن است دچار کبر یا عجب شوند. حضرت امیر (ع) میفرمایند: «مَن اَعجَبَهُ قَولُهُ فَقَد غَرَبَ عَقلُهُ» «کسی که گفتارش او را خوش آید، هرآینه خردش غروب کرده است»

یعنی ای بشر! ای محمدحسین! برای "خوب سخن گفتن" و "سخنِ خوب" گفتن تلاش بکن، اما بدان که اگر همه ی تلاشت را هم بکنی اما در نهایت این اندازه نفهمی که «نباید از خودت راضی و ممنون باشی»، همه ی آن تلاش هایی که کردی به جای خود، اما مشخص شده است که عقل درست و حسابی نداشته ای و نداری!

و اما در روایت دوم که به شدت برای من جالب بود، امیرالمومنین (ع) یکی از شقوق "عدم عقلانیت در گفتار" را بر دیگر شقوق آن مشخصا تقدم میدهند. یعنی خلاصه میفرمایند که یک نوعی از سخن گفتن غیر عاقلانه هست که از انواع دیگر آن بدتر است:
«شَرّ القَولِ ما نَقَضَ بَعضُهُ بَعضاً» «بدترین سخن، سخنی است که قسمتی از آن قسمت دیگرش را تقض کند»2

یعنی ای انسان! ای محمدحسین! یا پیشتر روی همه ی سخنی که میخواهی بگویی فکر کن و آن را از تناقض پیرایش کن، یا اگر مشغول سخن رانی های نه چندان فکر شده هستی، حواست را جمع کن که سخنانت اگر بهره ی چندانی نمیرسانند و اوقاتت را تلف میکنند، حداقل از گروه "بدترین سخنان" نباشند و بخشی از آنها بخشی دیگر را نقض نکنند! انصافا هم صورت خیلی ناخوشی دارد وقتی انسان در یک ربع حرف زدنش دو حرف متناقض بزند! البته شاید در نگاه اول فرد مرتکب چنین کاری را دیوانه بپنداریم، اما تا آنجا که من میدانم تناقض را هم انواعی است که اگر احصاء شان کنیم، شاید متوجه شویم که اتفاقا ما هم مرتکب این "بدترین نوع سخن رانی" میشویم و احتمالا نمیدانیم! مثل تناقضات نسب شناسي، تناقضات زماني، تناقضات تاريخي، تناقضات نسخه اي، تناقضات داخلي، تناقضات ترجمه ای، تناقضات علمي، تناقضات حقوقي و...


پانوشت ها:

1- غررالحکم، 8382

2- غررالحکم، 5703