تاملی بر اندیشه های سروش (1) | اول حق، بعد اگر لازم شد تکلیف!

تاملی بر اندیشه های عبدالکریم سروش (1)
اول حق، بعد اگر لازم شد تکلیف!


(("سکولاریزم" سیاستِ انسان محق است. انسانی که خود را "واجد حقوق" و "آزاد" میداند، سیاستی را اختیار میکند که مبتنی بر حقوق اوست و یکی از این حقوق هم این است که از دیانت عبور کند و یک حکومت فرادینی برقرار کند. انسان محق حق دارد که دین بورزد و حق دارد که دین نورزد، در حالی که انسان مکلف حق ندارد که دین نورزد، تکلیف دارد که دین بورزد.))

- دکتر عبدالکریم سروش
- سخنرانی با عنوان "حق و تکلیف و خدا"
- نیوجرسی، 18 مهر 1388


1- راجع به انسان محق:

1-1: آیا "انسان محق" حق دارد از دیانت عبور "نکند"؟ مثلا آیا او حق دارد از سیاست دینی جانبداری کند؟ حتی بیش از این، آیا "انسان محق" حق دارد از تئوری "ولایت فقیه" حمایت کند؟ آیا انسان محق مورد نظر شما واجد چنین حقوقی هم هست؟ آن اندازه که پیداست صرف "محق بودن آدمی" قیدی روی این مساله نمیگذارد و تمانعی ندارد که ما گمان کنیم توده ای از انسان های "محق"، اتفاقا سکولاریزم را برنمیگزینند بلکه خلاف آن یعنی سیاست دینی را برمیگزینند. اگر بگویید "سکولاریزم" تنها نوع سیاست ورزی "انسان محق" است عملا او را از حق "سکولار نبودن" محروم میکنید!

1-2: این انسان "محق" که به زعم شما حق دارد دین نورزد، آیا حق "قانون نورزیدن" هم دارد؟ یعنی وقتی به انسان محق حق دین نورزیدن میدهیم، آیا میتوانیم به او حق قانون نورزیدن و نپذیرفتن قوانین مدنی را نیز بدهیم؟ اگر نه علت چیست؟ آیا علت این است که بدون قانون ورزی نظم اجتماع بشری مخدوش میشود؟ خوب بشود! مگر میتوان انسان محق را به انگیزه "ایجاد نظم" از حقوق خود محروم کرد؟! اگر میتوان، چرا نمیشود او را به انگیزه "سعادت ابدی" از حق "دین نورزیدن" محروم کرد؟! در "ایجاد نظم" چه خیری هست که در "سعادت ابدی" نیست؟!

2- راجع به انسان مکلف:

آیا "انسان مکلف" از شکم مادر مکلف بوده است؟! یا او نیز زمانی در مورد "مکلف بودن" دست به انتخاب آزادانه زده است؟ آیا میشود انسانی را تصور کرد که آزادانه دست به انتخاب زده است و اتفاقا خود را یک موجود "مکلف" می انگارد؟ یعنی آیا میتوانید بپذیرید که یک انسان بر اساس نگاهی که به هستی دارد، در یک فرایند کاملا آزاد و اختیاری خود را موجودی "مکلف" بشناسد؟ اگر میشود چنین انسانی را تصور کرد، آیا میشود گفت چنین فردی هم باز حق دارد "دین نورزد"؟! آیا میشود که آدمیان "دین و تکلیف دینی" را آزادانه برگزیند و پس از این گزینش همچنان به خود "حق دین نورزیدن" بدهند؟ به عبارت ساده تر، زمانی میتوان گفت انسان حق دارد دین نورزد که یا خود او آزادانه دین را برنگزیده باشد، یا از دین برگشته باشد. در غیر از این دو صورت، نمیتوان "دین نورزیدن" را از انسان پذیرفت، چه او را انسانی "محق" بپنداریم چه "مکلف".

3-

4- و نهایتا سخنی با آقای دکتر:

آقای دکتر سروش! به نظر من خیلی جالب است که به شرح و بسط اندیشه "انسان اولا محق" میپردازید چرا که به نظر میرسد هر چه بیشتر پیش میروید، ناخودآگاه بر مشروعیت قرائت رسمی کنونی از دین می افزایید! یعنی گاهی آنچنان آدمی را واجد حق میشناسید و بر این حق طلبی (در مقابل تکلیف جویی) تاکید میکنید که براحتی میتوان تمام نقدهای شما بر قرائت رسمی و کنونی از دین را به "انتخاب آزادانه یک مجموعه انسان محق" برگرداند و شما را متهم به مخالفت با "حقوق آدمیان" کرد! البته با قیدهای اخلاقی ای که بر پای این لیبرالیزم عارفانه تان میزنید آشنا هستم اما خودتان هم میدانید که اخلاق را شما و دوستانتان مدتهاست نسبی کرده اید و اتفاقا به خوبی موفق شده اید "امور" را به "فهم ما از امور" فروبکاهید، لذا آدولف هیتلر براحتی روبروی شما می ایستد و میگوید که اولا انتخاب او "حق" مردم آلمان بوده است و آنها حق دارند هیتلر را بپسندند چون انسان هایی ذاتا محق هستند، ثانیا کل عملکرد او هیچ منافاتی با اخلاق نداشته است چرا که "اخلاق" عبارتست از "فهم ما از اخلاق" و در نتیجه این تنها فهم شمایان از اخلاق است که عمل هیتلر را غیراخلاقی میپندارد حال آنکه فهم خود او و البته حامیان آلمانی اش از اخلاق (که قهرا آن هم برای خود فهمی است و در جایگاه خود محترم) ارتکاب آن جنایت ها را غیراخلاقی نمیداند!

به هر حال داستان ما با شما به مراحل جالبی نزدیک میشود آقای دکتر...

شما حق طلبی (در مقابل تکلیف جویی) را گوهر لیبرالیزم میدانید و چاره اصلی مشکلات را در نگاه لیبرال به انسان میدانید، بسیار خوب، من مطلقا به لیبرالیزم مورد نظر شما اعتقادی ندارم و همچنین فکر نمیکنم که همه امور در واقع همان "فهم ما از آن امور" هستند، اینها اندیشه های شماست، اما همین جا به سادگی به شما نشان میدهم که نتیجه پذیرش اندیشه لیبرالی شما چیست و چقدر مطلوب خود شما خواهد بود:

در بخشی از این کره خاکی، توده ای از انسان های ذاتا محق، آزادانه تصمیم گرفته اند در مقابل خداوند "مکلف" باشند، در نتیجه آزادانه تصمیم گرفته اند که اتفاقا سیاست ورزی شان سکولار نباشد بلکه دینی باشد، و در نتیجه آزادانه تصمیم گرفته اند دستگاه حاکمه ای داشته باشند که هم اکنون مشاهده میکنید. تا اینجای مساله طبق تئوری شما هیچ اشکالی ندارد، نهایتا هم  اگر بخواهید بگویید که این سیستم حکومتی هرچند انتخاب آزادانه مردم  این سرزمین است اما فلان اشکال اخلاقی را داراست، پاسختان بخوبی در اندیشه های خود شماست! و آن اینکه "اخلاق" عبارتست از "فهم ما از اخلاق"! و همانگونه که در قبض و بسط تئوریک شریعت شرح داده اید، این فهم ها میتوانند "متغیر" و "متکثر" باشند. در نتیجه آنچه شما اشکال اخلاقی میبینید، انسان های محق این سرزمین اشکال اخلاقی نمیبینند و فهم آنها از اخلاق با فهم شما متفاوت است! به همین سادگی...
شما که نمیخواهید استبداد بورزید و بگویید که مردم موظفند فهم شما از اخلاق را قبول کنند؟!
میخواهید آقای دکتر؟!

جرمی که فرصت است!


قوانین فراموش شده (1)
جُرمی که فرصت است!

اولی: راستش یه چیزی نوشتم که میخوام برات بخونم، فقط یه قولی بده، تا آخرش خودت رو کنترل کن و وسط خوندنم نپر، آخرش هر چی خواستی بگو...

دومی: ببین تویی که همیشه وضع نوشته هات داغونه چی نوشتی که داری هشدار میدی! بخون بابا!

اولی:
 
جدی تو فکرش هستیم اما راستش پول نداریم تا از آب گل آلود این جُرم ماهی بگیریم!


محمدرضاخاتمی در جواب به این پرسش که «چرا اصلاح طلبان شبکه ماهواره ای ایجاد نمی کنند؟» | تارنمای خبری جبهه مشارکت (نوروز) | 20 آبان 1386 |

((اولین مشکل ما در این زمینه پول است. دوم اینکه چنین نیست که شما یک شبکه ماهواره ای در ایران راه بیندازید و بتوانید آزادانه در کشور قدم بزنید. البته معتقدیم که باید به طور جدی به این موضوع فکر کرد.))


اشتباهمان این بود که بر موج یک جُرم مشهود سوار نشدیم!
سيدمصطفي‌ تاج‌زاده | پاسخ‌ به سئوالات كاربران تارنمای خبری جبهه مشارکت (نوروز) | ((...معتقدم بعد از توقیف فله ای روزنامه ها، اصلاح طلبان باید بلافاصله يك شبکه ماهواره ای راه می‌انداختند، حتی اگر با مخالفت های جدی و کارشکنی های گوناگون اقتدارگراها مواجه می شدند.))


انشاالله مشکل این جُرم هم کم کم حل میشود!
آیت الله هاشمی رفسنجانی | بيست و دومين کنفرانس بين المللي وحدت اسلامي | 24 اسفند 87 | ((... ما بايد در ميدان اطلاع رساني از ابزار مدرن استفاده کنيم و به محيط هاي محدود اکتفا نکنيم. مساله راديو و تلويزيون که حل شده، موضوع ماهواره هم البته با تاخير کم کم حل مي شود.))


یک عمل مجرمانه با اهمیتی چنین فراوان و تاثیری چنین قاطع!
بیانیه 17 ام میرحسین موسوی | 11 دی 1388 | ((گسترش کانال های ماهواره ای و اهمیت یافتن آنها و تاثیرگذاری قاطع این رسانه بخوبی ناکافی بودن روش های قدیمی و محدودیت صدا و سیما را می رساند.))


چه پتانسیلی! در روستاهایمان هم مجرم داریم!
پویش موج سوم با همکاری ستادهای 88 | پویش یاری 14 ام، طرح ملی روستا به روستا | 17 خرداد 1388| ((امروز، به رغم همه مشکلات اقتصادی در بسیاری از روستاها کم نیستند افراد و جوانانی که در منازل خود ماهواره دارند...))


من فکر میکنم وقتمان را تلف میکنیم، روی وقوع این جُرم خیلی نمیشود حساب کرد!
محسن آرمین | گفت‌وگو با قلم‌نیوز | 24 فروردین 88 | ((...از سوی دیگر هنوز نمی دانم که کانال ماهواره ای چقدر می تواند موثر باشد. وقتی می توان با فرستادن پارازیت جلوی یک کانال ماهواره ای را گرفت به نظر من این کار فایده چندانی نخواهد داشت.))


جُرمی که از اقتضائات "عصر" ماست!


مرحوم آیت الله منتظری | دیدار اعضای نهضت آزادی ایران | 7 بهمن 1386 | ((امروز عصر رادیو و تلویزیون و اینترنت و ماهواره است و مردم آزادی می خواهند...))


آلت جُرم را چرا می برید؟!
خانم میرمعز، همسر دکتر ملکی رئیس پیشین دانشگاه تهران | مصاحبه با دویچه وله آلمان | 2 شهریور 1388 | ((... در ضمن رسیور ماهواره را هم بردند. گفتم چرا این را می‌برید؟ گفتند می‌نشینید فیلم‌های مقاومت را تماشا می‌کنید. من هم گفتم پس شما از این جوان‌های توی خیابان می‌‌ترسید؟))


پولمان کم است وگرنه این جُرمی است که خیلی میشود روی آن حساب کرد!
محسن میردامادی دبيرکل جبهه مشارکت | نشست ساليانه اعضاي منطقه تهران | 7 دی 1387 | ((بايد راهکاري بينديشيم تا از بستن روزنامه ها جلوگيري شود. يکي از اين راه ها داشتن رسانه ماهواره يي است که آن هم مستلزم هزينه قابل توجهي است و تا به حال نتوانسته ايم آن را تامين کنيم.))



جلوگیری از وقوع جُرم چه ضرورتی دارد؟!

مجتبی واحدی مدیر مسئول روزنامه آفتاب یزد | سرمقاله: "کمتر از رسانه‌های استکباری!" | 4 آبان 1388 | ((اگر این رسانه‌ها حداقل در حد رسانه‌های استکباری – و نه بیش از آنان – بر مخاطب ایرانی اثرگذار هستند، محدودسازی ماهواره، کاهش تاسف آور سرعت اینترنت و فیلترینگ روزافزون برخی سایت‌ها چه ضرورتی دارد؟))


نوشته من تموم شد...


دومی: آخه عقب مونده! ماموت! لا اله الا الله! خدایی خیلی تحمل کردم و نپریدم وسط نوشتت!
آخه تو کی میخوای بفهمی در چه عصری زندگی میکنی؟!
یعنی توی همه دنیا که مردم ماهواره دارن حکومت هاشون تند و تند ساقط میشن!!!!
این "جُرم" چیه هی میگی؟!!!
یعنی واقعا من دارم به حرفای کسی گوش میدم که استفاده از ابزار طبیعی جریان آزاد اطلاعات رو "جرم" میدونه؟!!!
وافعا من اینقدر بی کارم؟!!

اولی: من راستش چون پیش بینی این برخوردت رو میکردم با خودم عهد کردم از خودم دفاع نکنم. فقط اگر مایلی این رو نگاه کن:

قانون ممنوعيت بكارگيري تجهيزات دريافت از ماهواره

‌ماده 1 - به موجب اين قانون ورود، توزيع و استفاده از تجهيزات دريافت از ماهواره جز در مواردي كه قانون تعيين كرده است ممنوع مي‌باشد.

‌ماده 2 - وزارت كشور موظف است با استفاده از نيروهاي انتظامي و يا نيروي مقاومت بسيج در اسرع وقت نسبت به جمع‌آوري تجهيزات دريافت‌از ماهواره اقدام نمايد.
‌تبصره - مهلت جمع‌آوري تجهيزات موجود دريافت از ماهواره از تاريخ تصويب اين قانون يك ماه مي‌باشد. بعد از انقضاي مهلت مذكور ‌استفاده‌كنندگان به مجازات‌هاي تصريح شده در اين قانون محكوم خواهند شد.

‌ماده 3 - وزارت كشور موظف است با هماهنگي وزارت اطلاعات با وسايل ممكن نسبت به جلوگيري از ورود و توزيع تجهيزاتي كه صرفاً براي‌دريافت از ماهواره مورد استفاده قرار مي‌گيرد اقدام نمايد و ضمن توقيف وسايل فوق عاملين آن را با وسائل توقيفي به مراجع صالحه قضائي معرفي‌نمايد. نحوه هماهنگي در آيين‌نامه اجرايي مشخص خواهد شد.
‌تبصره - كليه كالاهاي ضبط و مصادره شده موضوع اين قانون جهت توسعه پوشش راديو و تلويزيوني كشور در اختيار سازمان صدا و سيماي‌ جمهوري اسلامي ايران قرار مي‌گيرد.

‌ماده 4 - كليه دستگاه‌هاي فرهنگي كشور موظفند اثرات مخرب استفاده از برنامه‌هاي منحرف‌كننده را در جامعه تبيين نمايند.

‌ماده 5 - سازمان صدا و سيما و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي (‌مؤسسه رسانه‌هاي تصويري) مي‌توانند نسبت به ضبط و پخش آن دسته از‌ برنامه‌هاي ماهواره كه مغاير با ارزش‌هاي و مباني فرهنگ اسلامي و ملي نباشد اقدام نمايند.

‌ماده 6 - دستگاه‌هاي صدا و سيما، پست و تلگراف و تلفن و سازمان‌هاي وابسته از شمول اين قانون مستثني مي‌باشند.

‌تبصره - صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران به منظور واردات فرستنده‌ها، تجهيزات توليد و پخش و لوازم يدكي متعلق به آنها مواد اوليه توليد‌فيلم و سريال از اخذ مجوز ورود و گواهي عدم ساخت وزارتخانه‌ها و سازمان‌هاي دولتي نظير وزارتخانه‌هاي پست و تلگراف و تلفن، صنايع و‌بازرگاني و گواهي سازمان انرژي اتمي و ثبت سفارش وزارت بازرگاني معاف مي‌باشد.

‌ماده 7 - دستگاه‌ها و سازمان‌هايي كه براي انجام وظايف قانوني خويش لازم است از تجهيزات دريافت از ماهواره استفاده نمايند بايد مجوز لازم را‌از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي با هماهنگي وزارتخانه‌هاي اطلاعات و پست و تلگراف و تلفن كسب نمايند.

‌ماده 8 - واردكنندگان، توليدكنندگان و توزيع‌كنندگان تجهيزات دريافت از ماهواره علاوه بر ضبط و مصادره اموال مكشوفه توسط دادگاه‌ها به‌ مجازات ده تا يكصد ميليون ريال محكوم مي‌گردند.

‌ماده 9 - استفاده‌كنندگان از تجهيزات دريافت از ماهواره علاوه بر ضبط و مصادره اموال مكشوفه به مجازات نقدي از يك ميليون تا سه ميليون ريال‌ محكوم مي‌گردند.
‌الف - حمل ، نگهداري، نصب و تعمير تجهيزات دريافت از ماهواره ممنوع و مرتكبين به مجازات نقدي از يك تا پنج ميليون ريال محكوم‌مي‌گردند.
ب - وجوه دريافتي بابت مجازات مواد 8 و 9 اين قانون به خزانه واريز و صد درصد (100%) آن جهت تأمين هزينه‌هاي اجراي اين قانون و مقابله‌با تهاجم فرهنگي در اختيار وزارتخانه‌هاي كشور و فرهنگ و ارشاد اسلامي و سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران قرار داده مي‌شود تا در‌حدود اعتبارات مصوب بودجه سالانه كل كشور به مصرف برسد.

‌ماده 10 - وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي با همكاري وزارت پست و تلگراف و تلفن و سازمان‌هاي ذيربط موظفند با استفاده از اهرم‌هاي حقوقي و‌بين‌المللي در جهت حراست از مرزهاي فرهنگي كشور و حفظ كيان خانواده عليه برنامه‌هاي مخرب و مبتذل ماهواره اقدام لازم را انجام دهند.
‌تبصره - نشر آگهي‌هاي تبليغاتي از طرق مختلف توسط مطبوعات، صدا و سيما يا تبليغات شهري كه متضمن جواز استفاده از برنامه‌هاي ماهواره‌مي‌باشد ممنوع است.

‌ماده 11 - دولت موظف است ظرف مدت يك ماه از تاريخ تصويب اين قانون آيين‌نامه اجرايي آن را تهيه و تصويب نمايد.

‌قانون فوق مشتمل بر يازده ماده و چهار تبصره در جلسه روز يكشنبه بيست و سوم بهمن ماه يك هزار و سيصد و هفتاد و سه مجلس شوراي اسلامي‌ تصويب و در تاريخ 1373.11.26 به تأييد شوراي نگهبان رسيده است.

‌رئيس مجلس شوراي اسلامي
علي‌اكبر ناطق نوري

سند: اینجا


جالبه بدونی که حدود یکماه و نیم بعد از تصویب این قانون در مجلس شورای اسلامی، دولت آقای هاشمی رفسنجانی رسما ‌آيين‌نامه اجرايي قانون "ممنوعيت بكارگيري تجهيزات دريافت از ماهواره" رو بر اساس این قانون تصویب و به دستگاه های ذی ربط ابلاغ کرد. (سند: اینجا)

و جالب تر اینکه همه این اتفاقات 14 سال پیش افتاده. این یعنی از 14 سال پیش واردكنندگان، توليدكنندگان، توزيع‌كنندگان و استفاده کنندگان از ماهواره - حتی اگر مردم ایران باشند! - قانونا مجرم هستند و مشمول مجازات. و یعنی 14 سال است که حمل، نگهداري، نصب و تعمير این دستگاه جرم است!

من از تویی که مدرن و امروزی و معاصر و فهیم هستی میپرسم، آیا میشود از یک سو شعار قانوگرایی داد و خواهان اجرای بدون تنازل قانون بود، از طرف دیگر یک جرم قانونی واضح را امری طبیعی، امروزی بلکه لازم (!) فرض کرد و حتی روی ارتکاب آن حساب باز کرد؟!

اصلا فرض میکنم که این قانون صدر در صد غیرکارشناسی باشه، فعلا که قانونه، یعنی 14 ساله که قانونه!

افرادی که در این 14 سال یکبار هم به تخلف قانونی محرز بخشی از مردم معترض نشده اند...
افرادی که در این 14 سال یکبار هم به وزارت کشور، نیروی انتظامی و بسیج بابت انجام ندادن وظیفه مصرح قانونی شان - جمع آوری این وسیله – اعتراضی نکرده اند...
و افرادی که حتی تصمیم داشته و دارند که از وقوع این تخلف به نفع خود کامیابی کنند(!)...
چه تضمینی وجود دارد که چنین افرادی فرداروز با بقیه قوانین این کشور هم بر اساس منافعشان معامله نکنند؟

صحیفه امام (ره) ، بهترین عیدی سال نو

شاید بهترین عیدی سال نو / یادگار ابرمرد قرن / آنکه به نعمت او برادر شدیم

آنکه آمد / فالّف بین قلوبکم / و اصبحتم بنعمته اخوانا

آنکه سلسله ظلم را نپسندید و مردانه ایستاد...

شاید بهترین عیدی سال نو صحیفه نورانی آن امام عشق باشد

> نسخه سوم نرم افزار بی نهایت زیبا و مفید صحیفه امام (ره)

> شامل متن کامل 22 جلد صحیفه نور

> با امکان جستجوی بسیار قوی در متن و مشاهده فهرست وار

> با امکان چاپ و انتقال به یادداشت

> شامل بیش از 46000 مدخل ورود

> کاملا رایگان و قابل نصب بر روی همه انواع ویندوز

> محصولی از مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی (نور)

- حجم دانلود: مجموعا حدود 43 مگابایت (در پنج قسمت)

- حجم روی هادردیسک: حدود 186 مگابایت


.:: دانلود و نصب این نرم افزار را به همه امام دوستان اکیدا توصیه میکنم ::.

بخش اول | بخش دوم | بخش سوم | بخش چهارم | بخش پنجم

راهنمایی: هر 5 بخش را دانلود کنید / آنها را در یک فولدر قرار دهید / بخش اول را Extract کنید

فایل صوتی | کشتی نجات


------
دانلود فایل صوتی
کیفیت بالا | کیفیت متوسط | کیفیت پایین

به ما مجوز ندهید لطفا!

به ما مجوز ندهید لطفا!

اولی: ما قصد اعتراض خیابانی داشتیم.

دومی: هیچکس پیش از کسب مجوز "حق" اعتراض خیابانی ندارد و در نتیجه قصد عملی که حق آن وجود ندارد قصدی زیاده خواهانه است.

اولی: آنکسی که باید به ما مجوز اعتراض خیابانی میداد دقیقا همان کسی بود که ما به او اعتراض داشتیم. در نتیجه او به ما مجوز اعتراض به خودش را نمیداد و منتظر مجوز او ماندن انتظاری بی فایده بود.

دومی: بی فایده باشد. قانون قانون است و همیشه محترم. حتی زمانی که به خود قانون اعتراض داری قانون محترم است و باید اعتراضت را قانونی پیش ببری چه رسد به اینکه به مجری قانون اعتراض داشته باشی.

اولی: آقای عزیز! سی سال شما اردوکشی خیابانی کردید و سالی چندبار تعدادتان را به رخ معترضین کشیدید، یک بار هم ما میخواهیم تعدادمان را نشان دهیم. این عادلانه نیست که مجوز اردوکشی ما دست رقیب فکری ما باشد. فکر میکنی چقدر جالب میشد اگر مجبور بودید برای راهپیمایی های 30 سال گذشته از معترضین مجوز بگیرید؟! آیا خوب بود؟ اگر نبود، چرا چیزی که برای خودتان نمیپسندید برای ما میپسندید؟

دومی: ما چیزی جز قانون را نمیپسندیم. آن هم مرّ قانون را. یعنی کاری نداریم کدام گروه است. هر گروهی هست باید مجوز بگیرد. بدون مجوز حتی تجمع حمایتی هم غیرقانونی است چه رسد به تجمع اعتراضی. مجوز اردوکشی شما دست رقیب شما نیست، دست مجری وقت قانون است.  یک زمانی هم شما در آن جایگاه بودید. یادتان که نرفته. وزارت کشور یک زمانی هم دست شما بود و قهرا آن موقع جناح رقیب شما نمیتوانست راحت مجوز بگیرد.

اولی: ما که چیزی ندیدیدم. اصلا یادمان نمی آید که جناح حامی حکومت مشکلی برای مجوز گرفتن داشته باشد. بیهوده تلاش نکنید خودتان را شبیه معترضین جلوه بدهید. معترضین مغضوب حکومتند و حامیان مطلوب حکومت. این که دیگر مشخص است.

دومی: من باز هم میگویم "فقط قانون". اینکه شما سابقه ای از داده نشدن مجوز به حامیان حکومت ندارید اولا دلیل این نمیشود که این اتفاق نیفتاده، ثانیا اصلا به بحث من خدشه ای وارد نمیکند. همه در برابر قانون مساویند و اگر آنها هم مجوز نگرفتند غیرقانونی عمل کردند و گناه آنها گناه شما را نمیشوید. این را خود قانون میگوید که باید مجوز تجمع خیابانی کسب کرد.

اولی: طبق اصل 27 قانون اساسی تجمعات آزاد است مگر اخلال در مبانی اسلام شود یا اسلحه حمل شود.

دومی: تشخیص این موضوع که این اتفاقات خواهد افتاد یا نخواهد افتاد را هم قانون بر عهده وزارت کشور گذاشته. همه مشکل شما این است که قانون را میخواهید اما مجری قانون را نمیپسندید و این اول دیکتاتوری است. این یعنی مجری قانون آن کسی باشد که ما میگوییم نه آن کسی که انتخابات تعیین کرده است.

اولی: بگذریم که ما اصلا آقایان را محصول انتخابات نمیدانیم، اما وقتی هنوز اعتراض خیابانی رخ نداده شما چطور میتوانید پیشگویی کنید که مخل مبانی اسلام خواهد بود یا نخواهد بود؟ مگر شما پیشگویید؟ در کجای قانون وزارت کشور موظف به پیش بینی شده است؟ شما مجوز میدادید، شاید هم مخل مبانی اسلام نمیشد، اسلحه هم حمل نمیشد. اصلا مگر پیشفرض این است که این اتفاقات بیفتد؟ شما که نمیتوانید از پیش مدعی شوید که حتما این اتفاقات می افتاد.

دومی: مثل اینکه یک مادر فرزند خود را کنار چرخ گوشت رها کند و با خود استدلال کند که من که پیشگو نیستم، از کجا که دستش را آن داخل بکند! نباید آزادی بچه را سلب کرد. شاید هم دستش را آن داخل نکرد. آیا این چنین مادری نزد شما انسان معقولیست؟ یا اینکه دفع خطر احتمالی عقلا واجب است؟

اولی: یعنی نسبت "اعتراض خیابانی ما" به "اخلال در مبانی اسلام"، نسبت "کنار چرخ گوشت نشاندن بچه" به "آسیب دیدن او"ست؟! شما واقعا اینقدر منفی فکر میکنید؟!

دومی: بلکه بدتر، رهبران جریان اعتراضی هیچ مرز مشخصی تعیین نکردند، از مارکسیست ها تا سلطنت طلب ها و مخالفین اصل جمهوری اسلامی و حتی اسلام ستیزان همه و همه باند سبز میبندند و خود را حامی کاندیدای معترضین اعلام میکنند، و فرد اول معترضین بجای مرزکشی با این افراد، بدون در نظر گرفتن اینکه در چارچوب نظام در حال رقابت انتخاباتی است، رسما در مناظره اعلام میکند که حمایت همگان از ما بلامانع است! این یعنی چه؟ یعنی آقایان مسئولین! مجوز تظاهرات به ما ندهید لطفا! یعنی ما همه کسی درونمان هست و اخلال در مبانی اسلام به هیچ وجه غیرمحتمل نیست، یعنی حتی ممکن است منافقین مسلح بین ما باشند و ما مرزی نکشیده ایم و عمدا هم نمیکشیم چون رای لازم داریم! ... در نتیجه وضعیت بلکه بدتر از آن مثالی که من زدم بود، واقعا بدتر.

اولی: ببین، اینطور که تو بحث میکنی اسمش یکطرفه به قاضی رفتنه، اولا چه کسی گفته اگر آنها حتی مرز مشخصی هم میکشیدند اجتماع از آنها تبعیت میکرد، ثانیا هنوز جواب مرا نداده ای، با همه این فرض ها مگر وظیفه وزارت کشور پیش بینی و کف بینی است؟! به وزارت کشور چه ارتباطی دارد که چه اتفاقی "خواهد" افتاد؟ او موظف به دادن مجوز است چون قانون راهپیمایی را آزاد اعلام کرده است.

دومی: ببین دوست عزیز! اینکه اجتماع تبعیت میکرد یا نمیکرد هم از پیش معلوم نیست، اما مساله اینجاست که کاندیداهای معترضین وظیفه عقلایی خودشان را انجام ندادند و راضی شدند به حضور دوست و دشمن در میان حامیانشان، این کافیست برای مجوز ندادن به این جریان. چرا که مجوز را دقیقا همان کسانی میخواستند که این قصور را مرتکب شده بودند. مردم که مجوز نمیخواستند، آقای موسوی مجوز میخواست و او دقیقا همان کسی بود که این مرزکشی را نکرده بود و بر این مرزکشی نکردن تاکید داشت. او واقعا نسبت به حضور ضدانقلاب در جمع حامیانش اعتراضی نداشت. این اولا، ثانیا وظیفه وزارت کشور پیش بینی نیست اما آیا وزارت کشوری ها عقل دارند یا ندارند؟ وقتی "درهم بودن معترضین" و حضور انواع گروهک های برانداز رسمی و شناسنامه دار در میان معترضین توسط نهادهای اطلاعاتی و امنیتی روشن شده است، آیا کسی میتواند مجوز تجمع دادن به این جریان را حرکتی عقلایی بداند؟ خود رهبران جریان اعتراضی مسئول خطرات احتمالی را چه کسی میدانستند؟ اگر مجوزی هم صادر میشد اما در این تجمعات اسلحه کشی ای پیش می آمد یا اخلال در مبانی اسلام رخ میداد (با توجه به حضور اسلام ستیزان)، آقای موسوی مسئولیت میپذیرفت؟ خدا میداند که نمیپذیرفت و مسئولیت سلامت تجمعات را هم بر گردن نظام میدانست. این نمیشود. یک نفر را مسئول بدانیم و ضمنا به او اجازه دخالت هم ندهیم! اگر نطام مسئول امنیت اجتماعات است، مشخص است که با توجه به عدم مرزکشی در اردوی معترضین، نظام قادر بر برقراری امنیت نبود و در نتیجه نمیتوانست مسئولیت قبول کند. وزارت کشور نمیتواند مجوز تجمعی را بدهد که برقراری امنیت آن از قدرتش خارج است.

اولی: از سکوت و صبر من کمال سوء استفاده را میکنی و حسابی منبر میری! آقای عزیز! برادر محترم! تکلیف ما با اعلامیه جهانی حقوق بشر که روشن نشد، معلوم نشد ما آنرا امضا کرده ایم بالاخره یا نکرده ایم! و معلوم نشد بالاخره مردم ولی نعمت حاکمان هستند یا نیستند، از اینها که اصلا بگذریم، آقا شما بجای فلسفه بافی و انجام عملیاتی که هیچ نامی جز "توجیه" ندارد، فقط یک کلمه به ما بگو تکلیف ما با اصل 27 قانون اساسی که تجمعات را آزاد اعلام کرده چیست؟ این اصل را نمیخواهیم؟ لازم نیست؟! بیندازیم دور؟ اینطوری نظام احساس امنیت بیشتری میکند؟ بدون این اصل امنیت بهتر خواهد بود؟ دردسر کمتر خواهد بود؟ بچه های کمتری کنار چرخ گوشت رها میشوند؟!! خیلی خوب! پاک کنید. شما که لوازم شرعی و قانونی اش را دارید، این اصل را پاک کنید و راحت. دیگر ما به هیچ اصل قانونی هم استناد نمیکنیم. اینطور که شما صحبت میکنید گویی مشکلات دقیقا از این اصل ناشی شده است! ... اما اگر اصرار دارید که مجوز ندادن وزارت کشور را امری قانونی تلقی کنید باید بدانید که این خرمگس دست از سر شما بر نخواهد داشت. باید جواب بدهید که چرا وقتی تجمعات آزاد اعلام شده است، وزارت کشور به خودش حق این پیش بینی ها و ندادن مجوز را میدهد.

دومی: اصلا ول کن! شما اصلا متوجه میشوید چه میگویید؟ شما عملا از یک سو میگویید طبق اصل 27 قانون اساسی تجمعات آزاد است، از سوی دیگر نتیجه میگیرید که پس وزارت کشور باید مجوز بدهد! من سئوال میکنم: چیزی که آزاد است مجوز میخواهد چه کار؟!!!! این چه داستانیست که ما در آن گرفتار شده ایم؟ شما در جایگاه شورای نگهبان مینشینید (البته طبق اعلامیه جهانی حقوق بشر حقتان است!) و این اصل 27 را اینطور تفسیر میکنید که تجمعات بصورت پیش فرض آزاد است و تشخیص مخل مبانی اسلام بودن یا نبودن آنها هم پیش از تشکیل تجمعات ممکن نیست. درست است؟

اولی: دقیقا.

دومی: عزیز من پس به چه دلیل مجوز میخواهید؟ مگر عملی که "آزاد" است مجوز میخواهد؟! همین نشان نمیدهد که شما در ته ذهنتان قبول دارید که اصل 27 برای قانونی بودن تجمعات کافی نیست؟

اولی: ما میگوییم کافی نیست؟! عجب قصه ای داریم بخدا! ما کجا میگوییم کافی نیست؟! ما که میگوییم همین اصل 27 کافیست، این شمایید که قصه را به مجوز و مجوزگیری گره میزنید تا هر وقت دلتان خواست مجوز بدهید هر وقت دلتان نخواست ندهید...

دومی: یعنی شما معتقدید که اصل 27 کافیست و بحث مجوز را ما پیش کشیده ایم؟

اولی: دقیقا.

دومی: بسیار خوب. پس اصل 27 برای قانونی بودن تشکیل تجمعات کافیست و "لزوم اخذ مجوز" الآن چوبی بالای سر حق خواهی مردم است، درست؟

اولی: بله.

دومی: پس بهتر است بدانی که این "مجوز لازم داشتن تجمعات" آشی است که ما نپختیم، دولت آقای سید محمد خاتمی پخته است!!

اولی: بله؟!

دومی: بله. هیئت وزیران دولت اصلاحات در تاریخ 18 اسفند 1378 ضمن اصلاح ماده (35) آيين نامه اجرايي قانون فعاليت احزاب، جمعيتها و انجمنهاي سياسي و صنفي و انجمنهاي اسلامي يا‌ اقليتهاي ديني شناخته شده، مصوبه 9 تیر 1361 را اینگونه اصلاح میکند:

((صدور اجازه كتبي تشكيل اجتماعات به عهده وزارت كشور است و برگزاري راهپيمايي منوط به اطلاع وزارت كشور و تشخيص كميسيون‌ماده (10) قانون مبني بر مخل نبودن انجام راهپيمايي به مباني اسلام مي‌باشد.))

و این اصلاحیه به امضای حسن حبیبی معاون اول وقت ریاست جمهوری میرسد و الآن میتوانی روی تارنمای رسمی مجلس شورای اسلامی این اصلاحیه را ببینی : اینجا
و همانطور که در این ماده قانونی مشخص است، اولا برگزاری راهپیمایی منوط به "اطلاع" وزارت کشور است، ثانیا منوط به "تشخیص" مخل نبودن انجام راهپیمایی با مبانی اسلام توسط وزارت کشور است، ثالثا پس از طی دو مرحله قبل، برای تشکیل قانونی اجتماعات "مجوز کتبی" وزارت کشور لازم است.  پس اولا بحث لزوم دریافت مجوز را ما طرح نکردیم، "دولت اصلاحات" طرح و تصویب کرد، ثانیا شما اگر تشخصیتان این است که مثلا با وجود اصل 27 دیگر سخن گفتن از مجوز درست نیست یا اینکه پیش از برگزاری یک راهپیمایی نمیتوان مخل مبانی اسلام بودن آنرا تشخیص داد، این را دیگر بروید از هیئت وزیران دولت اصلاحات بپرسید که چرا در سال 1378 این حق را به وزارت کشور اصلاحات دادند؟ و در نهایت شما هستید که باید وجدانا بررسی کنید و ببینید آیا آنچه برای خود میپسندید، برای دیگران هم میپسندید؟

مى‏گويند كه اشكال امنيتى داريم! چه اشكال امنيتى؟!

18 سال پیش گفت
چقدر گوش دادند؟

اگر مبلغى از مخارج دولت، عبارت از تغيير دكوراسيون اتاق مدير كل و معاون وزير و وزير و فلان مسؤول قضايى و فلان مسؤول در بخشهاى گوناگون ديگر باشد، اين جرم و خطاست. اگر يكى از مخارج دولت اين باشد كه فلان تعداد ماشين جديد بياوريم و بين دستگاهها تقسيم بكنيم، ما حق نداريم اين را جزو مخارج دولت حساب كنيم و به حساب آن از سوبسيد مردم بزنيم. نه، اين خلاف است. براى اين كارها حد بگذاريد. دستگاهها بايد بخشنامه كنند و در مورد اين تغيير دكوراسيونها و تغيير خانه‏ها و خرجهاى اضافى حدى معين بكنند. من نمى‏گويم مثل بعضى از تندروها باشيم كه مى‏گويند در مسجد بنشينيم و وزارت كنيم؛ نه، در مسجد نمى‏شود. وزارت كردن، يك ساختمان و چهار تا اتاق و تعدادى مسؤول و يك‏مقدار هم بالاخره امكانات براى زندگى آن آقايى كه مى‏خواهد خدمت بكند، مى‏خواهد؛ اما بايد در حدى باشد. 

گاهى از جاهايى گزارش هاى نوميدكننده‏يى مى‏رسد و در برخى موارد انسان واقعاً عرق شرم بر پيشانيش مى‏نشيند؛ رعايت كنيد. سؤال مى‏كنيم كه چرا ماشين لوكس و نو و مدل بالا؟ مى‏گويند كه اشكال امنيتى داريم! چه اشكال امنيتى؟! آقايان مسؤول در شوراى امنيت كشور يا جاهاى ديگر، بنشينند معين كنند و مسأله را در جايى ببُرند؛ من هم اگر بايد دخالت كنم، بگوييد در جايى دخالت كنم. اين چه وضعى است كه همين‏طور بى‏حساب و كتاب جلوى هر وزارتخانه و اداره‏يى، دهها ماشين به رنگهاى گوناگون متعلق به مسؤولانِ آن‏جا به چشم مى‏خورد؟! چه كسى چنين چيزى را گفته است؟ 

گزارش آمده كه روحانى عقيدتى، سياسى در يكى از دستگاهها، خودش ماشين دارد، ولى ماشين دولتى سوار مى‏شود! من نوشتم كه حق ندارد اين كار را بكند. براى من جواب آمد كه اين كار رويه است و همه مى‏كنند! اين آقا خودش يك ماشين دارد، كه براى خودش لازم است؛ يكى هم خانمش دارد و نمى‏شود كه خانمش از اين ماشين استفاده‏كند! عجب! اين چه حرفى است؟  من الان اعلام مى‏كنم و قبلاً هم نوشتم و اين را گفتم كه آن وقتى كه آقايان امكانات شخصى دارند، حق ندارند از امكانات دولتى استفاده بكنند. اگر ماشين داريد، آن را سوار شويد و به وزارتخانه و محل كارتان بياييد؛ ماشين دولتى يعنى چه؟ واللَّه اگر من از طرف مردم مورد ملامت قرار نمى‏گرفتم كه مرتب ملاحظه‏ى جهات امنيتى را توصيه مى‏كنند، بنده با ماشين پيكان بيرون مى‏آمدم.  به حد ضرورت اكتفا كنيد و اندازه نگه داريد؛ اينها ما را از مردم دور مى‏كند، روحانيون را از مردم دور مى‏كند. روحانيون، به تقوا و ورع و بى‏اعتنايى به دنيا در چشمها شيرين شدند. بدون ورع و بدون دورانداختن دنيا، نمى‏شود در چشمها شيرين ماند. مردم رودربايستى ندارند؛ خدا هم با كسى رودربايستى ندارد.


بخشی از سخنرانى رهبر فرزانه انقلاب اسلامی
در ديدار با مسؤولان و كارگزاران نظام جمهورى اسلامى ايران‏
23 مرداد 1370
منبع

طنز / نظرات بنده مشخص است!


نظرات بنده مشخص است!

مصاحبه تلویزیون فارسی استعمار با مشتی از خروار یک جنبش
--------

منابع نزدیک به دستگاه قضایی جمهوری اسلامی از برگزاری قریب الوقوع دادگاه مطبوعاتی حسین شریعتمداری مدیرمسئول روزنامه کیهان و نماینده آیت الله خامنه ای در آن جریده خبر میدهند. در همین رابطه و با توجه به اینکه اخبار موثقی از احتمال عدم حضور شاکیان شریعتمداری در این دادگاه منتشر شده است، با سید اصلاح الدین میرتوجیه از پاریس گفتگو میکنم...


- آقای میرتوجیه، به نظر شما با توجه به نفوذ آقای شریعتمداری آیا اساسا چنین دادگاهی تشکیل خواهد شد؟

ببینید در واقع خیر، به عقیده من هاضمه جمهوری اسلامی برای تشکیل دادگاه مطبوعاتی آن هم برای یکی از به اصطلاح شوالیه های نظام در عرصه آنچه جنگ نرم مینامند، هاضمه بسیار ضعیفی است و برگزاری چنین دادگاه هایی از نظر بنده از پیش منتفی است و انتشار اینگونه اخبار صرفا کارکردهای روانی-رسانه ای دارد...

- بله، اما اگر این دادگاه تشکیل شود، نظر شما راجع به عدم حضور شاکیان روزنامه کیهان در جلسه دادگاه - خبری که در خبرگزاری ها منتشر شده - چیست؟

بله، البته این خیلی واضح است که جمهوری اسلامی به هیچ وجه به شاکیان نیروهای کلیدی خود مثل آقای شریعتمداری اجازه حضور در چنین دادگاه هایی را نخواهد داد. این برخورد دقیقا همان برخوردی است که با توجه به روش سرکوبگرانه نظام در 9 ماه اخیر کاملا مورد انتظار ماست و اصلا تعجب نخواهد داشت. تشکیل چنین دادگاه هایی اساسا بر پایه فرمول حضور نیروی حامی نظام در دادگاه و تریبون سازی یکسویه برای او و گرفتن احکام برائت مشروعیت بخش تفسیر میشود.

- آقای میرتوجیه، به نظر شما اگر جمهوری اسلامی به شاکیان شریعتمداری اجازه حضور در دادگاه را بدهد، چه نیتی از این حرکت در میان خواهد بود؟

ببینید، به نکته خیلی خوبی اشاره کردید، این نظام با توجه به افتضاحاتی که در چند ماه اخیر به وجود آمده به شدت به حرکت هایی برای نهادن مرهم های مقطعی بر افکار عمومی آسیب دیده ایران نیاز دارد. شاید حرکت هایی مانند اجازه به شاکیان شریعتمداری برای حضور در جلسه دادگاه بتوانند نقش دست آویزهایی را برای نظامی که طناب مشروعیت او به شدت پوسیده است ایفا کنند و گمان میکنم کاملا محتمل است که اینها به این کار دست بزنند. اما نکته حائز اهمیتی در این میان هست و آن اینکه این حاکمیت تنها برای ترمیم افکار عمومی به این اقدامات تن میدهد و لذا اساسا امکان ندارد در چنین دادگاه های سازمان دهی شده ای افرادی مانند شریعتمداری محکوم شوند. در نتیجه حضور شاکیان نه تنها ضرر چندانی نخواهد داشت، بلکه قطعا میتواند در واقع نمایی این نمایش های ساختگی موثر هم باشد.

- بسیار خوب، از اینکه استثنائا سئوالات قدری متعدد بود عذر میخواهم اما با توجه به اهمیت موضوع قصد دارم اگر برای شما امکان دارد یک سئوال دیگر هم مطرح کنم...

مساله ای نیست، بفرمایید...

- خیلی متشکرم آقای میرتوجیه، اما شاید برای بینندگان و افکار عمومی و بخصوص حامیان جنبش این مساله مطرح باشد که اگر جمهوری اسلامی شریعتمداری را در حضور شاکیان به دادگاه کشاند و سپس محکوم هم کرد، مساله به چه صورت خواهد بود؟

بله، من فکر میکنم برای کسانی که در این 9 ماه آماج سرکوب ها و خفقان ها بوده اند بسیار ساده خواهد بود که بپذیرند جمهوری اسلامی نیز مانند همه نظام های غیردموکراتیک دنیا برای مهره های خود یک عمر مفید در نظر میگیرد و با توجه به عملکرد فضاحت بار این فرد و روزنامه منسوب به او در 9 ماه گذشته، بسیار محتمل به نظر میرسد که تیم های ارزیابی سیاسی نظام به این نتیجه رسیده باشند که حسین شیعتمداری عمر سیاسی مفید خود را کرده است و به اصطلاح از این نمد دیگر کلاهی نصیب حکومت نخواهد شد. من گمان میکنم حتی افرادی که اطلاعاتشان از حوادث اخیر از Public Information تجاوز نمیکند هم میتوانند درک کنند که با توجه به عملکرد صد در صد غیر قابل دفاع 9 ماه اخیر، روزنامه کیهان و مدیرمسئول آن دیگر قادر به درمان هیچ دردی از دردهای نظام نخواهند بود و به این جهت معتقدم احتمال محکومیت مدیرمسئول و حتی لغو امتیاز روزنامه کیهان احتمال کاملا قابل توجهی است.

- جناب آقای میرتوجیه از وقتی که در اختیار ما گذاشتید خیلی تشکر میکنم.

خواهش میکنم، موفق باشید.

- سید اصلاح الدین میرتوجیه از پاریس بود که به سئوالات من پاسخ داد...

حضرات می خواستند صورت مساله را تغییر بدهند


> یکی از برکات فتنه این بود که دوستانی مثل حسین قدیانی (اینجا) در این عرصه ظهور کردند و طراز ادبیات انقلاب اسلامی را ارتقا دادند. امیدوارم این نزدیک شدن ها، این رویش ها و ظهور ها در بچه های فرهنگی انقلاب بیشتر بشود.

> مهم ترین دلیل روی دادن اغتشاشات شنیده نشدن پیام ۲۲خرداد بود و در این زمینه تا حدی هم حضرات موفق شدند. یعنی من باور نمی کنم که آقای موسوی و موسوی لاری و این ها فکر می کردند که تقلب شده چون وزارت کشور دستشان بوده؛ هنوز که هنوز است وزارت کشور مال این هاست.

>
حس می کنم که آن چه که این ها در آن احساس خطر کردند آزادی بیان بود و از جمهوریت اسلامی نظام ترسیدند؛ این ها چهار ستون بدنشان از جمهوریت نظام و از آزادی بیان به لرزه در آمد؛ برای این که دیدند تمام توان خودشان را به صحنه آوردند و در عالی ترین سطح و در عالی ترین شکل رقابت صورت گرفت و در فرجام پیروزی با حزب اللهی ها بود. دوره قبل اختلاف رای ۶ میلیون بود و در این دوره باتمام تلاش هایشان اختلاف رای  ۱۱ میلیون رای شد.

>
معلوم شد آن درختی که امام بعد از ۱۵۰۰ سال سلطنت ریشه اش را در این کشور قطع کرده معنایش چه بوده. ما عادت کرده ایم جمهوری اسلامی را از آن طرفش بخوانیم ولی باید این طرفش را هم نگاه کنیم؛ "جمهوری" اسلامی. به نظرم می رسد که شاید امام می دید هیچ تضمینی برای اسلامیت نظام بهتر از جمهوریتش نیست.

>
اگر می خواهیم اسلامیت نظام حفظ شود باید جمهوریتش حفظ شود. اتفاقا اگر از جمهوری اسلامی، جمهوریتش را بگیریم؛ زمینه و ظرفیت زیادی برای به سرعت تبدیل شدن به نظام های اموی و عباسی را دارد. خواص آمادگی و ظرفیت برای به مسلخ بردن حسین ها را از خودشان نشان دادند. امام اگر در وصیت نامه اش می گوید که من مردم خودمان را از امت رسول الله بالاتر می دانم با صداقت می گوید و به آن اعتقاد دارد.

>
ما باید مبنای اغتشاشات را این بگیریم که حضرات می خواستند صورت مساله را تغییر بدهند؛ وگرنه این هایی که در خیابان می گفتند مرگ بر اصل ولایت فقیه و این ها، مگر ما شک داشتیم که این ها ولایت فقیه را قبول ندارند؛ این که چیز جدیدی نیست.

>
در ۲۲ خرداد معلوم شد که نه تنها "لا ایمان لهم" بلکه "لا ایمان (قرارداد) لهم"، یعنی این ها به هیچ قراردادی پایبند نیستند، به هیچ پیمانی وفادار نیستند، هر چیزی که با منافع طبقاتی این ها و زیاده خواهی این ها و توهماتشان مخالف باشد با آن بد هستند. جماعتی که مودبانه ترین شعارشان این بود: ((هر چی جوات مواته …)) و چیزی نمانده بود که به آقای احمدی نژاد نگفته باشند.

>
آنچه که در این انتخابات رو شد این بود که تنها شعاری که می تواند فضاهای قبیله ای و مرزبندی های اقلیمی و قبیله ای را از بین ببرد، عدالت اسلامی است. یعنی اگر در زیر لوای اسلام، پرچم عدالت را در دست بگیرید این است که می تواند ترک و لر و بلوچ را هم در کنار هم نگاه دارد.

>
آن ها هر شعاری که دادند ۱۸۰ درجه فرق کرد؛ گفتند "خط امام" بعد شد "نه غزه نه لبنان" و خیلی شعار های دیگر. من فکر می کنم این گروه ها در زمان انقلاب هم بودند، این فضای قهر نخبگانی اول انقلاب هم بود، یک سری نخبه های سلطنتی بودند که قهر کردند. یک گروه روشنفکر های لیبرال و مارکسیست بودند که این ها هم در مقابل امام و مردمی که امام و اسلام را انتخاب کرده بودند ایستادند، یا به چالش برخواستند، یا سکوت کردند.

>
یک گروه هم گروهی از نخبه های مذهبی درجه یک بودند که در مقابل هم ایستادند. چند نفر از مراجع خیلی ریشه دار و با سابقه، به علاوه انجمن حجتیه که بزرگ ترین شبکه تشکیلاتی ایران در سده اخیر بوده و هستند، این ها هم در مقابل امام ایستادند. امام چه کرد؟ رفت ناز این ها را کشید؟ نه، امام فضا را باز کرد تا درکنار این ریزش نخبگانی رویش نخبگانی شروع شد. اگر جزو خواص به حساب آمدی، این منزلت را احراز کردی به چه خاطر بوده؟ به خاطر فضیلتی بوده که در تو بوده، علم و شجاعتی داشتی، در فتنه به امتحان گذاشته می شوی، وقتی که آزمایش می شوی و به امتحان گذاشته می شوی و جایگاهت را از دست می دهی، در کنار این ریزش یک رویشی هم ایجاد می شود.

>
برای رسیدن به "متشکل شدن" این جریان باید چهره ها و نخبه های خودش را در حوزه های متخلف داشته باشد؛ یک سری از نخبه ها امتحان خود را در این دوره پس دادند، باید قدر این ها را در مقایسه با کسانی که خیانت کردند دانست. ریزش ها و رویش ها را باید جدی تر بگیریم.

>
وقتی صدا وسیما فیلم کنفرانس برلین را پخش کرد، من آن زمان در روزنامه ابرار بودم و گفتم دو گروه با پخش این فیلم رسوا شدند، اول حضرات ۲ خردادی که آن قدر در مقابل غربی ها ضعیف بودند و دوم هم مسوول صدا و سیما که آقا تو یک چنین امکان عظیمی در اختیارت داری که اگر یک تکان به خودت بدهی، دنیا را به هم بریزی. صبر کنید تا یک شبکه تلویزیونی یا رادیویی ما دست حضرات سبز ها بیفتد تا بفهمید قابلیت تلویزیون چی است، که افتاده و ۹۰ درصد رسانه های ما در اختیار ۱۰ در صد از جمعیت است. مساله ملی ما این روزها شده اینکه استیل آذین مهدوی کیا را خریده یا نخریده.

>
ما باید متشکل شویم؛ ما در حوزه های مختلف حرف جدی کارشناسی و ارزشی داریم. مساله جدید باید طرح کنید، نباید منتظر این باشیم که همیشه آن ها مساله طرح کنند، بعد ما برویم شکایت کنیم و زیر گوششان بزنیم. یک بار شما مساله طرح کنید. آن ها از این می ترسند که قدرت مساله طرح کردن در جامعه با شما باشد. امروز آقای کروبی اگر فحش ندهی می میرد و حاضر است تا حد ادعاهای عجیب و غریب پیش برود فقط برای این که دیده بشود .

>
باید اثر و محصول تولید کنید؛ این محصول می تواند از sms گرفته تا دایره المعارف ده جلدی فتنه ۸۸ و فیلم مستند، تا کلیپ یا حتی سرود باشد. هر کسی در حد خودش تا می تواند در حوزه های مختلف محصولات فرهنگی تولید کند.

> باید روی پاتوق ها و مراکز تجمعات کار کنیم. تجمعاتمان را زیاد کنیم و به مبادله آثار و برقرای ارتباط بین هم اهمیت بدهیم.

>
اگر چنین حرفی (نظریه داماد لرستان) را همسر احمدی‌نژاد می‌زد این صحبت وی مبدأ تاریخی می‌شد و دستاویزی برای آنها قرار می‌گرفت. ما باید گاف های این ها را در بیاوریم، ببنید، این حرفی که اصلا رییس جمهور نزده، این جمله خس و خاشاک را چطور بزرگ کردند. گاف های بزرگ این ها باید در تاریخ بماند و می ماند و در آخر هم این که مجامع تخصصی در حوزه های مختلف راه بیاندازیم، این می تواند برکات زیادی را به همراه داشته باشد.


نکاتی از سخنرانی وحید جلیلی
در همایش "8 ماه نبرد سایبری"
در سالن همايش ‌های آسمان، شهرک قدس تهران
11 اسفند 1388

منبع اصلی گزارش : اینجا

تنها به هنري بايد پرداخت كه...

در متن یادداشت اخیر آقای وحید جلیلی (اینجا) به پیامی از حضرت امام (ره) خطاب به هنرمندان اشاره شده بود. در صحیفه جستم و این پیام قابل تامل را یافتم.

صحيفه نور | جلد 21 | صفحه 30 |
پيام امام خميني (ره) در تجليل از هنرمندان متعهد

بسم الله الرحمن الرحيم
 
خون پاك صدها هنرمند فرزانه در جبهه هاي عشق و شهادت و شرف و عزت سرمايه زوال ناپذير آن گونه هنري است كه بايد به تناسب عظمت و زيبايي انقلاب اسلامي هميشه مشام جان زيباپسند طالبان جمال حق را معطر كند. 

تنها هنري مورد قبول قرآن است كه صيقل دهنده اسلام ناب محمدي - صلي الله عليه و آله و سلم - ، اسلام ائمه هدي - عليهم السلام - ، اسلام فقراي دردمند، اسلام پابرهنگان، اسلام تازيانه خوردگان تاريخ تلخ و شرم آور محروميت ها باشد.

هنري زيبا و پاك است كه كوبنده سرمايه داري مدرن و كمونيسم خون آشام و نابود كننده اسلام رفاه و تجمل، اسلام التقاط، اسلام سازش و فرومايگي، اسلام مرفهين بي درد و در يك كلمه اسلام امريكايي باشد.

هنر در مدرسه عشق نشان دهنده نقاط كور و مبهم معضلات اجتماعي، اقتصادي، سياسي، نظامي است.

هنر در عرفان اسلامي ترسيم روشن عدالت و شرافت و انصاف و تجسيم تلخكامي گرسنگان مغضوب قدرت و پول است.

هنر در جايگاه واقعي خود تصوير زالو صفتاني است كه از مكيدن خون فرهنگ اصيل اسلامي، فرهنگ عدالت و صفا لذت مي برند.

تنها به هنري بايد پرداخت كه راه ستيز با جهانخواران شرق و غرب و در راس آنان امريكا و شوروي را بياموزد.

هنرمندان ما تنها زماني مي توانند بي دغدغه كوله بار مسووليت و امانتشان را زمين بگذارند كه مطمئن باشند مردمشان بدون اتكا به غير، تنها و تنها در چارچوب مكتبشان به حيات جاويدان رسيده اند و هنرمندان ما در جبهه هاي دفاع مقدسمان اين گونه بودند تا به ملا اعلا شتافتند و براي خدا و عزت و سعادت مردمشان جنگيدند و در راه پيروزي اسلام عزيز، تمام مدعيان هنر بي درد را رسوا نمودند.
خدايشان در جوار رحمت خويش محشورشان گرداند.

روح الله الموسوي الخميني
1367/شهریور/30

.:: اعتراض میکنم پس هستم ::.

مسئول: الآن روز است!

معترض: بله؟... اصلا اینطور نیست... الآن به چند دلیل قطعا شبه...

مسئول: ممکنه یکی از دلایل رو بگی؟

معترض: اولا سابقه نشون میده که شما هیچ سودی از راستگویی نمیبری، ثانیا شما هیچ کاری رو بدون سود انجام نمیدهی. نتیجه منطقی این دو مورد چیست؟ این است که با توجه به اعلام شما، اساسا امکان اینکه الآن روز باشد وجود ندارد. و وقتی چیزی امکان ندارد، هر گونه ادعایی مبنی بر آن قهرا کذب است.

مسئول: اگر من نمیگفتم که الآن روز است...

معترض: خواهش میکنم مغلطه نکنید، اگر شما نمیگفتی اساسا صورت مساله فرق داشت، اما وقتی میگویی یعنی واقعیت ندارد و هر گونه روز بودن الآن ناشی از شعبده بازی یا چیزی شبیه آن است.

مسئول: یعنی شما خورشید رو در وسط آسمان مشاهده نمیکنی؟

معترض: کدوم خورشید؟ باید بدونی که من کاملا بر میزان خدعه گری شما و امثال شما آگاهم. نمیتونی با خورشیدنمایی (!) و تقلب هایی از این دست ادعای خودت رو ثابت کنی.

مسئول: اصلا من یک خورشیدنما هستم (!)، قبول، اما شما احساس نمیکنی که چند ساعت بیشتر از بیدارشدن شما از خواب نمیگذره؟ آیا ممکنه به این سرعت به شب رسیده باشیم؟

معترض: ببین برادر! قصد داری ثابت کنی الآن روزه درسته؟ داری خودت رو میکشی برای همین درسته؟ تمام امکانات ملی رو داری خرج میکنی که نظرت رو اثبات کنی دیگه درسته؟ اما هیچ میدونی با این امکاناتی که تو داری صرف اثبات حرف خودت میکنی میشه روزانه شکم 19000 فقیر رو سیر کرد؟!

مسئول: من نمیدونم منظورت از امکانات ملی چیه و این عدد و رقم رو از کجا میگی، ولی اگر شما از این اعتراض ها به من نکنی، اصلا خرجی در این زمینه لازم میشه؟

معترض: واقعا خنده داره، در شرایطی که توی تمام دنیا مردم بر مسئولینشون نظارت که دارند هیچ، داد میزنن، و در شرایطی که همه حکومت ها وکیل مردم که هیچ، بلکه اجیر مردم هستن، نوکر مردم هستن، مردم توی سرشون میزنن و ازشون توقع پاسخگویی دارن، در یه همچین شرایطی من باید با تو بحث کنم که بفهمی که اعتراض "حق" منه!!... برادر کم اطلاع! کسی بابت استفاده از حقش مورد سئوال قرار نمیگیره...

مسئول: آخه کجای دنیا مردم یقه مسئولشون رو میگیرن که چرا ساعت 10 صبح رو "روز" اعلام کرده؟!‍!

معترض: همین دیگه، هنوز از ادب حکومت داری مدرن چیزی نمیدونی. برادر! مسئول! حاکم یعنی خادم، یعنی نوکر، تو اصلا میتونی درک کنی نسبتت با من چیه؟ ببینم، اگه یه خدمتکار بیاری که خونت رو تمیز کنه و در همین حین طلا و جواهری توی خونت گم بشه، آیا اون خدمتکار حق داره در مقابل پرس و جوی تو اعتراض کنه که چرا فکر میکنی اون دزده؟ خدمتکار حق زدن این حرف رو نداره و باید بدونه که نه تنها فرض بر برائتش نیست، بلکه اتفاقا موظفه بی گناه بودن خودش رو اثبات کنه... و چیزی که باید بفهمی اینه که جایگاه تو در مقابل من دقیقا همینه، وقتی به تو اعتراض میکنم، حتی اگر موضوع اعتراض من از نظر تو به کلی خالی از واقعیته باید مودبانه سعی کنی من رو قانع کنی که اعتراضم وارد نیست، به هیچ وجه حق نداری از من توقع داشته باشی که به فلان چیز و بهمان چیز اصلا اعتراض نداشته باشم... با شعر و ادب هم که مشخصا میونه ای نداری وگرنه شنیده بودی که:
گوسپند از برای چوپان نیست...بلکه چوپان برای خدمت اوست

مسئول: بابا من مگه چی میگم؟! من میگم الآن روزه، همه دنیا هم میدونن که ساعت 10 صبح، "روز" محسوب میشه...

معترض: گوشت و پوست و خونت به استبداد آغشته شده، گناهی هم نداری، دنیای دیگه ای رو ندیدی، تاریخی هم که خوندی همش تاریخ شاه سلطان فلان ها و فلان السلطنه ها بوده، این خیلی مهمه که آدمیزاد دنیای متمدن رو دیده باشه، نوع دیگری از مناسبات مردم و حاکمیت رو دیده باشه، هیچکدومتون ندیدید، از صدر تا ذیل، جالبه که من متهمم که چرا اعتراض میکنم! واقعا چقدر عقب افتاده باید باشه یه سیستم که امثال تو مسئولش باشن... دلم برات میسوزه بخدا...
ببینم، حالا در جواب اعتراض مدنی من "همه دنیا" رو وسط میکشی؟ یعنی حالا که قصدت کوبیدن و له کردن و خفه کردن اعتراض منه به خودت حق میدی از عبارت "همه دنیا میدونن" استفاده کنی؟ همه دنیا فقط همین رو میدونن؟ نزد این "همه دنیا" احیانا چیزای دیگه ای مشهور و معروف نیست که تو ازشون بویی نبرده باشی؟ یه دفعه الان یاد "همه دنیا" افتادی؟

مسئول: آقا جون! اصلا هیچکس در هیچ کجای دنیا ساعت 10 صبح رو روز نمیدونه، من میگم دلایل و شواهد بسیار روشنی برای روز بودن الان وجود داره، کاری به نظر همه دنیا هم ندارم، الان روزه چون شواهد روشنی این رو نشون میدن...

معترض: من باید اعتراف کنم که قادر به قانع کردن تو نیستم، فقط یک چیز رو بهت بگم، یک لحظه فرض کن موفق شدی که صدای اعتراض من رو خفه کنی و کسی هم دیگه با جمله "الآن روز است" مخالفتی نکنه، یک لحظه به این وضعیت فکر کن، ببین آیا واقعا دردی از دردهای تو دوا میشه اینجوری؟ نمیشه بخدا... همه حرف من به تو همینه، تا تو وجود یک بحران در شخصیت خودت رو به رسمیت نشناسی، مساله ادامه پیدا میکنه... اینجا من رو خفه میکنی و اجازه اعتراض به من نمیدی، اما فردا و فرداها همیشه گرفتار خواهی بود، درد اصلی تو که خوی استبدادی توئه با خفه کردن صدای من حل نمیشه... مطمئن باش...

مسئول: ببخشید، پس یعنی شما کماکان معتقدید که الآن روز نیست؟!

معترض: بابا من با چه زبونی باید به تو بفهمونم که مساله من دیگه اون موضوع نیست؟! اون موضوع دیگه اصلا مهم نیست، اون مساله دیگه گذشته و هیچ فرقی هم نمیکنه، الآن برای من رفتاری که تو در پیش گرفتی و خفقانی که در مقابل یک اعتراض ساده به وجود آوردی اونقدر مهمه که همه چیز رو تحت الشعاع قرار داده، دیگه چه اهمیت داره که الآن روزه یا شب؟ مگه استبداد و خودرایی و سروری فروختن شب و روز داره؟ اصلا الآن روزه! حالا که چی؟

مسئول: اما من فکر میکنم همه چیز از نپذیرفتن "الآن روز است" شروع شد... به نظر من اگر اون مساله حل بشه...

معترض: نه برادر... یک بار دیگه هم گفتم... تا وقتی نخوای وجود بحران در رفتار خودت رو بپذیری و بابت خفقانی که ایجاد کردی عذرخواهی کنی و به خصوص تا وقتی که نخوای بگذاری من اعتراضم رو با استفاده از تمام امکانات ملی به گوش مردم برسونم، این اعتراض خاموش نمیشه...

مسئول: نمیدونم چی بگم... اما امیدوارم اگر یه روز مسئول شدی گرفتار امثال خودت نشی...

قدرت نمایی پوچ

یادداشت :: انقلاب فرهنگی منهای فرهنگ انقلابی!



آيا اراده و منافع عناصر يا جريانهايي اقتضا ميكند كه "فرهنگ انقلاب" از "فرهنگ انقلابي" فاصله بگيرد و اين تركيبِ وصفي به يك تركيب "اضافي"! تبديل شود؟  

همه دوستاني كه در يكي دو دهه گذشته از توفيق اجباري هم صحبتي با مديران يقه سفيد عرصه فرهنگ در جمهوري اسلامي برخوردار بوده اند با كلماتي نظير كار علمي، كار كارشناسي، برنامه ريزي استراتژيك، چشم انداز، پرهيز از شعارزدگي و ... آشنايند و البته نتايج درخشان اين ادبيات و گفتمان رايج در بسياري مديريت هاي ريز و درشت فرهنگي را نيز بالعيان به نظاره نشسته اند. روزي در محضر يكي از همين مديران معظم كه فصل مشبعي در لزوم طرد افراطي ها، كار كارشناسي و علمي و ترويج مباحث تئوريك داد سخن داده بود عرضه داشتم براي آنكه بدانيد ما نيز اهل تاملات دقيق فلسفي و نازك انديشي هاي ظريف نظري هستيم پرسشي پيش مينهم تا به عنوان يك چالش تئوريك بنياني مورد توجه قرار گيرد:
"آيا مديران پرشياسوار جردن نشين مايل يا قادر به تحقق اهداف "انقلاب مستضعفان" و آرمان هاي "اسلام پابرهنگان" هستند؟" 

آيا چنين پرسشي يك شعار افراطي است يا يك سوال تئوريك؟

برای مطالعه متن کامل یادداشت ((انقلاب فرهنگی منهای فرهنگ انقلابی))
نوشته وحید جلیلی
سردبیر نشریه فرهنگی تحلیلی راه
به "ادامه مطلب" بروید...
ادامه نوشته