مغالطات :: 3 :: مغالطه ترکیب بیجا

((مغالطه ترکیب بیجا)) زمانی پیش می آید که دو گزاره صحیح، اولا بصورت یک گزاره ترکیبی بیان شوند و ثانیا نتوان نشان داد که این گزاره ترکیبی نیز مانند گزاره های سازنده خود یک گزاره صحیح است.

دو مثال برای تقریب ذهنی :

1- گزاره اول {این ساختمان دارای چاهی عمیق است. (صحیح)} + گزاره دوم {این ساختمان بتنی است. (صحیح)} = ترکیب بیجا {این ساختمان دارای چاهی عمیق و بتنی است. (صحیح یا غلط؟ : 1- چاهی عمیق و بتنی در کار است 2- ساختمانی بتنی چاهی عمیق دارد)}

2- گزاره اول {میرحسین موسوی طراحی برجسته است. (صحیح)} + گزاره دوم {میرحسین موسوی شخصیتی سیاسی است. (صحیح)} = ترکیب بیجا {میرحسین موسوی طراحی برجسته و سیاسی است. (صحیح یا غلط؟ : 1- میرحسین موسوی یک طراح برجسته سیاسی است 2- میرحسین موسوی یک طراح (نقاش) برجسته و یک فرد سیاسی است)}

مغالطات :: 2 :: مغالطه ابهام ساختاری

((مغالطه ابهام ساختاری)) زمانی پیش می آید که یک جمله دارای بیش از یک معنا باشد و در نتیجه، استفاده از آن جمله امکان برداشت معنایی غیر از آنچه مد نظر گوینده است را فراهم نماید.

چند مثال برای تقریب ذهنی :

1- در حالی که هنوز نتایج انتخابات مشخص  نشده بود، او اعلام کرد که من برنده هستم. (1- او اعلام کرد که من - بنده که این نقل را میکنم - برنده هستم 2- او اعلام کرد که من - او که این اعلام را کرده است - برنده هستم)

2- عفو لازم نیست اعدامش کنید. (1- عفو! لازم نیست اعدامش کنید 2- عفو لازم نیست، اعدامش کنید)

3- تخلفات روی داده توسط مسئولین پیگیری خواهند شد. (1- تخلفاتی که مسئولین مرتکب شده اند پیگیری خواهند شد 2- تخلفاتی که روی داده است توسط مسئولین پیگیری خواهد شد)

4- من از راهنمایی شما پشیمانم. (چه کسی راهنمایی کرده؟ گوینده یا شنونده؟)

5- گروهی از اصولگرایان میگویند که به تعالی کشور بیش از احمدی نژاد علاقه مندند. (1- علاقه شان به تعالی کشور بیش از علاقه شان به آقای احمدی نژاد است 2- علاقه شان به تعالی کشور بیش از علاقه آقای احمدی نژاد به تعالی کشور است)

6- نخبگان جامعه هوشمند، دردهای آن را درست تشخیص میدهند. (1- نخبگان هوشمند جامعه 2- نخبگان یک جامعه هوشمند)

7- اصلاح طلبان میگویند مانند اصولگرایان به قدرت های خارجی مرتبط نیستند. (1- اصلاح طلبان نیز مانند اصولگرایان وابستگی خارجی ندارند 2- اصلاح طلبان آنچنان که اصولگرایان وابستگی دارند، وابستگی ندارند)

8- آیا مایلید در ائتلاف با ما به مردم خدمت کنید؟ خیر، مایل نیستم. (1- به خدمت میل ندارم 2- به ائتلاف میل ندارم)

9- اگر اسرائیل علیه ایران دست به اقدام نظامی بزند، یکی از موثرین کنونی منطقه خاورمیانه به شدت تضعیف خواهد شد. (اسرائیل به شدت تضعیف خواهد شد یا ایران؟)

مغالطات :: 1 :: مغالطه اشتراک لفظ

((مغالطه اشتراک لفظ)) زمانی پیش می آید که یک لفظ، اعم از "حرف"، "اسم" و یا "فعل"، اولا دارای بیش از یک معنا باشد و ثانیا این معانی اشتباها به جای یکدیگر برداشت شوند و این برداشت اشتباه، مقدمه استنتاجات بعدی شود.

چند مثال برای تقریب ذهنی :

1- نانوا جوش شیرین میزند، بیچاره فرهاد!

2- فرهاد قطعا عاشق قند بوده است (!) چرا که همچنان که میدانیم، او عاشق شیرین بوده و قند نیز مشخصا شیرین است!

3- تناول کردن غذا قهرا موجب بدبو شدن آدمی میگردد (!) چرا که ما اغلب با غذا خوردن سیر میشویم و همچنانکه میدانیم، سیر بسیار بدبوست!

4- این روزها گرانی جولان میدهد و جنس ارزان بسیار کمیاب است. از طرفی همانطور که میدانیم چیزهای کمیاب معمولا بسیار گران هستند. نتیجه منطقی این است که ((این روزها اجناس ارزان بسیار گران هستند)) (!)

5- تو مثلا دوست 30 ساله من هستی (1- سی سال است دوستیم 2- سی سال سن داری)

6- در آخرین جلسه شعرخوانی، اشعار مهدی اخوان ثالث بسیار جذاب و گیرا خوانده شد.(1- خوانش اشعار جذاب و گیرا بوده است 2- اشعار او جذاب و گیرا اعلام شده است)

7- و وقتی با او ملاقات کردم از او چندین عکس گرفتم. (1- از او چندین تصویر برداشتم 2- از او چند عکس دریافت کردم)

8- مردم ایران و صاحبان حقیقی این مملکت نسبت به حقوق خویش به خوبی آگاهند. (1- هم مردم ایران به حقوقشان آگاهند و هم گروهی که صاحبان حقیقی این مملکت هستند 2- مردم ایران یعنی همان صاحبان حقیقی مملکت، به حقوقشان آگاهند)

9- میرحسین موسوی با قانون شکنی مبارزه میکند. (1- میرحسین موسوی مشغول مبارزه با قانون شکنی است 2- میرحسین موسوی در مبارزاتش مرتکب قانون شکنی میشود)

10- افرادی نظیر مهدی کروبی یا رئیس مجلس ششم در حدی هستند که بتوان آنان را نخبه سیاسی نامید. (1- هم مهدی کروبی در حد نخبگی سیاسی است، هم رئیس مجلس ششم 2- مهدی کروبی که در حقیقت همان رئیس مجلس ششم بوده است در حد نخبگی سیاسی است)

.:: ما ز می خوشدل‏ تریم ::.

عارفان را شمع و شاهد نیست از بیرون خویش

خون انگوری نخورده، باده‏شان هم خون خویش

--------

ساعتی میزانِ آنی، ساعتی موزون این

بعد از این میزانِ خود شو تا شوی موزون خویش

--------

گر تو فرعونِ منی، از مصرِ تن بیرون کنی ـ

در درون، حالی ببینی موسی و هارون خویش

--------

باده غَمگینان خورند و ما ز می خوش‏دل‏ تریم

رو به محبوسان غم ده ساقیا! افیون خویش

--------

خون ما بر غم حرام و خون غم بر ما حلال

هر غمی کو گرد ما گردید شد در خون خویش

--------

من نیم موقوف نَفحْ صور همچون مردگان

هر زمانم عشق جانی می‏دهد زافسون خویش

--------

زین سپس ما را مگو «چونیّ» و از چون درگذر

چون ز چونی دم زند آن کس که شد بی‏چون خویش؟

حضرت مولانا جلال الدین (ره)

سردار احمدی مقدم : ((من هم تقصیر دارم))

فرمانده نیروی انتظامی
سردار احمدي مقدم :
در اتفاقات بازداشتگاه كهريزك من هم مقصر بودم

ایلنا : فرمانده نیروی انتظامی خود را در اتفاقات بازداشتگاه كهريزك مقصر دانست و گفت: نمی‌خواهم از زیر بار مسئولیت این موضوع شانه خالی کنم.
به گزارش خبرنگار ايلنا، سردار اسماعيل احمدي‌مقدم، فرمانده نيروي انتظامي در حاشيه مراسم توديع و معارفه روسال قديم و جديد پليس اهنمايي و رانندگي ناجا در جمع خبرنگاران با بيان اين كه در بازداشتگاه کهریزک تخلفاتی انجام شده و برخی مسئولان در این بازداشتگاه به وظایف خود عمل نکرده‌اند، اظهار داشت : در این بازداشتگاه و اتفاقات آن من هم تقصیر دارم و نمی‌خواهم از زیر بار مسئولیت این موضوع شانه خالی کنم هرچند از قبل دستوراتی را در خصوص عدم بازداشت دانشجویان در این مکان و برخورد فیزیکی با آنها صادر کرده بودند.
وي گفت : پس از بررسي شرايط در بازداشتگاه كهريزك مدير بازداشتگاه بازداشت و سپس عزل شد و دو نفر از مسئولان حفاظتي و نظارتي اين بازداشتگاه نيز بركنار شدند.
احمدي مقدم افزود : بازداشتگاه كهريزك ويژه نگهداري مجرمان خطرناك و اراذل و اوباش بود.
سردار احمدي‌مقدم تصريح كرد : كشته شدگان در اين بازداشتگاه بر اثر ضرب و جرح فوت نكرده‌اند بلكه بر اثر يك بيماري ويروسي جان باخته‌اند.
1388/5/18 - 13:24:53
کد خبر : 69978
لینک خبر 

----------------
روزانه :
به سهم خودم از آقای احمدی مقدم تشکر میکنم و امیدوارم به زودی و با قاطعیت مرتکبین این خطاهای نابخشودنی را در همه سطوح به قانون بسپارند و اگر خودشان نیز تقصیر جدی داشته اند، از سمت خود استعفا داده و نظام اسلامی را در برخورد بی تعارف با تخلفات سربلند کنند. بد نیست دیگر مسئولین عالیرتبه کشور نیز چنانچه گمان میکنند که در این مورد کوتاهی ای داشته اند، از آقای احمدی مقدم الگو بگیرند.

ضمنا لازم است گروهی که کلیت نظام را ظالم و غیرپاسخگو میپندارند چشمان خود را بر سخنان مسئول اصلی نیروی انتظامی کشور باز کنند و اندکی توجه داشته باشند که هیچ لزومی ندارد فرمانده کل نیروی انتظامی یک نظام ظالم (!) از تقصیر خود در مساله بازداشتگاه کهریزک سخن به میان آورد.

محکوم میکنم...


.:: محکوم میکنم ::.

با توجه به انتشار اطلاعیه رسمی ((اداره كل اطلاع‌رساني و ارتباطات معاونت اجتماعي ناجا)) پیرامون رخداد تخلفات مشخص در بازداشتگاهی به نام "کهریزک"، به نظر میرسد در این مورد شواهد و مدارک کافی فراهم است و بر هر وجدان بیداریست که این تخلفات را محکوم و از آنها اعلام برائت کند.

1- وجود یک بازداشتگاه متخلف به هیچ روی دلالتی بر وجود تخلف در دیگر بازداشتگاه ها نیست لیکن در مورد بازداشتگاه موسوم به کهریزک نیز نمیتوان پذیرفت که تنها چند مامور دون پایه و چند بازجوی ناآشنا مورد مواخذه قرار گیرند. شخص فرمانده محترم نیروی انتظامی از یک سو و شخص حضرت آیت الله هاشمی شاهرودی ریاست محترم قوه قضاییه باید پیش از پایان ماموریت های خود در رسانه ملی حاضر شده و پیرامون نوع تخلفات رخ داده و مسببین این تخلفات و اقدامات دیگری که در حال انجام است، به مردم ایران گزارش ارائه کنند. باید مشخص باشد که آیا کسانی از مدیریت های بالاتر در نیروی انتظامی و قوه قضاییه از حوادث این بازداشتگاه مطلع بوده اند یا خیر؟ و اگر بوده اند، اهمال به چه دلیل بوده است؟ دقیقا کدام فرمانده های ناجا و یا مسئولین دستگاه قضا و هر کدام به چه مدت پیرامون وضعیت این بازداشتگاه سکوت داشته اند؟ اینها باید برای مردم مشخص شود.

2- مطابق با صریح دستور مقام معظم رهبری، همه آسیب زنندگان باید مورد مواخذه قرار بگیرند و پر واضح است که آسیب زدن تنها مباشرت در رساندن آسیب نیست بلکه هرگونه آمریت و سکوت نیز در حقیقت کمک رسانی به فرایند آسیب زدن است.

3- باید دقیقا مشخص شود که اگر فرمانده محترم نیروی انتظامی از رخدادهای این بازداشتگاه بی خبر بوده اند، این بی خبری چگونه حاصل شده است و کدام نهادها در عدم اطلاع ایشان موثر بوده اند؟ چه گروه هایی گزارشات مربوطه را در اختیار ایشان قرار نداده اند؟ اینها باید دقیقا مشخص شود.

4- باید نیروی انتظامی و دستگاه قضایی دقیقا در معرض نظر مردم توضیح دهند که چه تمهیداتی دیده اند که چنین تخلفات سهمگینی در حق جان و مال مردم تکرار نگردد. این تمهیدات باید به دقت به عرض مردم برسد.

5- بر اساس نص نامه منتشره از سوی مقام معظم رهبری پیرامون لغو حکم اعدام آقای هاشم آغاجری، ((اهمیت مساله دم در اسلام)) بسیار جدی است و تعرض به جان انسان به هیچ وجه در نظام اسلامی قابل تسامح و چشم پوشی نیست.

6- تا پیش از انتشار گزارشات نهادهای مسئول، این مسئله میتوانست یک شایعه تلقی شود لیکن امروز، اکنون و پس از هویدا شدن رخداد این تخلفات، سکوت رسانه ملی مطلقا پذیرفتنی نیست و صدا و سیما موظف است ((برای دفاع از نظام و اسلام))، به معرفی عوامل این تخلفات مبادرت ورزد.

----------------------------

متن اطلاعیه صادر شده توسط ((اداره كل اطلاع‌رساني و ارتباطات معاونت اجتماعي ناجا))

بسمه‌تعالی

به دنبال دستور مقام معظم رهبری مبنی بر تعطیلی بازداشت‌گاه کهریزک و بررسی حوادث بازداشت‌گاه توسط هیات ویژه شورای عالی امنیت ملی، به دستور سردار فرمانده نیروی انتظامی تیم ویژه‌ای توسط بازرسی کل ناجا به صورت همزمان مسوول پیگیری موضوع شد که گزارش بررسی‌ها و اقدامات اولیه به شرح ذیل به اطلاع عموم می‌رسد:

1- بازداشت‌گاه کهریزک برای نگهداری موقت و تادیب اراذل و اوباش دستگیر شده در طرح ارتقاء امنیت اجتماعی و با شرایط زیستی سختگیرانه ایجاد و توسط ناجا اداره می‌شد.

2- تعدادی از دستگیرشدگان اغتشاشات 18 تیر به زندان اوین اعزام می‌شوند، ولی به جهت محدود پذیرش، تعدادی از آنها به صورت موقت به بازداشت‌گاه کهریزگ منتقل می‌شوند که با توجه به شرایط یادشده اصولا اعزام بازداشتی‌ها به این بازداشت‌گاه‌ها صحیح نبوده است.

3- محدودیت پذیرش بازداشت‌گاه و اضافه شدن دستگیرشدگان 18 تیر باعث تراکم جمعیت دربند بازداشتی‌ها شده و شرایط نامساعد زیستی و بهداشتی موجبات آزار و اذیت آنان را فراهم می‌آورد.

4- برابر بررسی‌های به عمل آمده و مصاحبه با بازداشت‌شدگان و مطلعان، سهل‌انگاری و تخلف تعدادی از مسوولان، ماموران و کارکنان بازداشت‌گاه کهریزک و رده‌های نظارتی محرز می‌باشد؛ لذا ضمن تشکیل و تکمیل پرونده پرونده جهت ارسال به مراجع قضایی برای افراد فوق اقدامات تنبیهی درون‌سازمانی به شرح ذیل اعمال گردید:

- عزل و تنبیه مسوولان بازداشت‌گاه به دلیل پذیرش بازداشت‌شدگان بیش از ظرفیت بازداشت‌گاه، عدم انعکاس محدودیت‌ها و مشکلات به سلسله مراتب، بی‌توجهی و عدم نظارت و کنترل بر زیرمجموعه و عدم توجه به تدابیر ابلاغ در خصوص نحوه‌ی نگهداری و مراقبت از بازداشت‌شدگان.

- عزل و تنبیه دو تن از مسوولانی که در انجام وظایف نظارتی و کنترلی کوتاهی و سهل‌انگاری داشته‌اند.

- برخورد و تنبیه دو تن از افسران نگهبان وقت به دلیل اقدام خودسرانه در تنبیه بدنی بازداشت‌شدگان.

- تنبیه انضباطی تعدادی دیگری از مسوولان و مامورانی که به صورت مستقیم و غیرمستقیم در ایجاد شرایط به وجود آمده نقش داشته‌اند.

نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران با وجود تمام فتنه‌آفرینی‌های تحریک‌کنندگان و اغتشاشگران ضمن متوجه دانستن تمام مسوولیت پیامدهای تحریک‌ها و بی‌قانونی‌های صورت گرفته به آنان، اعتقاد راسخ بر این دارد که تحت هیچ شرایطی حقوق مردم نبایستی توسط ماموران ناجا که داعیه‌دار قانونگرایی است مورد نقض قرار گیرد و با اندک موارد و مصادیق آن برخورد می‌نماید.

در پایان لازم به ذکر است که موارد فوق نتایج اقدامات اولیه بازرسی کل ناجا می‌باشد و نتایج اقدامات تکمیلی متعاقبا به اطلاع عموم خواهد رسید.

اداره‌ی کل اطلاع‌رسانی و ارتباطات معاونت اجتماعی ناجا

----------------------------
منبع اطلاعیه

.:: با ((مسجد ضرار)) نمیتوان مردم را فریب داد ::.

رهبر فرزانه انقلاب اسلامی (حفظه الله) :

((جمهوريت و اسلاميت دو عنصر جدا از يکديگر نيستند چرا که تکيه به مردم و احترام به خواست و رأي آنان، در دل اسلاميت و اتکاي به احکام الهي قرار دارد.))

((برخي در سالهاي پس از انقلاب منتظر بوده اند که نظام اسلامي کهنه شود و از چشم مردم بيفتد اما انتخابات اخير و شکسته شدن نصابهاي جهانيِ حضورِ ملتها در انتخابات، اين حقيقت روشن را نشان داد که نظام اسلامي پس از 30 سال در جلب اعتماد مردم و بسيج آنها موفق تر و قدرتمندتر شده است و اين حقيقت ناب نبايد با برخي قضاياي حاشيه اي انتخابات، از نظرها دور بماند.))

((کسانيکه از بي اعتمادي مردم حرف مي زنند اگر از روي غرض ورزي نباشد از روي غفلت است.))

((دشمنان در اين خيال نباشند که با تقليد مغلوط از حضور عظيم مردم در انقلاب پرشکوه 1357 و در يک کاريکاتور از آن حرکت عظيم، مي توانند به نظام اسلامي ضربه بزند چرا که اين نظام مقتدر و ريشه دار با اين کارها شکست نخواهد خورد.))

((با مسجد ضرار و تقليد از امام بزرگواري که از عمق دل و جان غرق قرآن بود نمي توان اين مردم آگاه را فريب داد چرا که دل اين ملت، به نور ايمان روشن است.))

((بسياري از مردم، جوانان و نخبگان براساس احساس وظيفه، ايمان و صداقت در اين انتخابات شرکت کردند و بعد هم تسليم قانون بودند که اينها برندگان اين امتحان بزرگ هستند.))

((اين انتخابات برخي خواص را مردود کرد و برخي جوانان هم که با صداقت و سلامت وارد ميدان شده بودند در مواردي اشتباه کردند.))

((رئيس جمهور محترم که از جانب ملت با رأي بالا و نصابي بي نظير به اين مسئوليت مهم گماشته شده است و همکاران او در دولت آينده بايد با قدرشناسي از اسلام و ايمان ملت همه توان و تلاش خود را براي حکومت به مردم و پيشبرد اهداف انقلابي بکار گيرند.))


گزارش بیانات مقام معظم رهبری در روز تنفیذ

عالیجناب همچنان مینویسند...

بیانیه شماره 10 آقای میرحسین موسوی
+ چند تامل


--------------------
بخش اول بیانیه
--------------------
بسم الله الرحمن الرحیم
می‌گویند فرزندان انقلاب در دادگاهی که دیروز تشکیل شده بود به ارتباط با بیگانه و برنامه‌ریزی برای ساقط کردن نظام جمهوری اسلامی اعتراف کرده‌اند. اینجانب در سخنان آنان دقیق شدم و در حقیقت آن چنین چیزی نیافتم، بلکه شنیدم که با ناله‌ای عمیق از سرگذشت دردناک خود در این پنجاه روز می گفتند؛ انسان‌هایی له شده که ممکن بود به هرچیز دیگری هم که به آن الزام شود اقرار کنند به راستی چه چیز دیگری جز داستان رنج‌هایی که کشیده‌اند ممکن است بگویند. می‌گفتند محسن روح‌الامینی حق داشت که شهید شد. می گفتند که اگر 50 روز ایستادگی نکرده بودیم این نمایش هفته‌ها پیش برگزار می‌شد. می‌‌گفتند هرچه را که به آنان می‌گفتند تا گفته باشند که اینها حرف‌های ما نیست.

--------------------
روزانه :
--------------------
آقای عزیز! شما اینطور وصف میکنید : ((انسان‌هایی له شده که ممکن بود به هرچیز دیگری هم که به آن الزام شود اقرار کنند به راستی چه چیز دیگری جز داستان رنج‌هایی که کشیده‌اند ممکن است بگویند.))
اولا، آیا این آقایان در دادگاه براستی چیزی جز شرح دردهایشان نگفتند؟!! اصلا این آقایان از دردهایشان حتی یک کلمه سخن به میان آوردند؟
ثانیا، آقای عزیز! شما از دل این عزیزان چه خبر دارید؟ از زندان های امنیتی این نظام چه خبر دارید؟ شاید در این مدت ده ها بار از مدعیانی اینچنینی همین سئوال را کرده ام و جوابی نگرفته ام. آقای موسوی! برای شما چه کسی خبر آورده است که این افراد له شده اند؟ آیا ((له شدن این افراد)) هم مانند ((تقلب در انتخابات)) از پیش برای شما مشهود بوده است؟! آیا سند و مدرکی دال بر این له شدگی دارید؟ شما گمان میکنید که هستید؟ چه سمتی دارید که این اندازه میدانید؟ چرا فکر میکنید الزاما از آنها که از درون این بازداشتگاه های امنیتی خبر دارند باتقواتر هستید؟ یعنی احدی از آحاد دستگاه عریض و طویل امنیت و اطلاعات نظام جهموری اسلامی تقوا ندارد؟ به چه دلیل؟ اصلا دستگاه امنیتی و اطلاعاتی نظام را چقدر میشناسید؟ شما به کدام منبع معرفتی متصل هستید که به شما از ((له شدن افراد)) در زندان های امنیتی ایران اسلامی خبر میدهد؟ آیا در بازداشتگاه ها مخبر دارید؟آیا با بازجویان این افراد ارتباط دارید؟ چه کسی شما را مطلع میکند؟

--------------------
بخش دوم بیانیه
--------------------
دندان شکنجه‌گران واعتراف‌گیران دیگر به استخوان مردم رسیده است تا جایی که اینک از میان کسانی قربانی می‌گیرند که خدمات بزرگ به کشور و نظام در کارنامه دارند و به تهدید دیگرانی سرگرمند که در نشو و نمای این نهضت و تاسیس نظام برخاسته‌ از آن برجسته‌ترین نقش‌ها را بر عهده داشته‌اند.

--------------------
روزانه :
--------------------
اصلا بیایید فرض کنیم که ((شکنجه گران))ی وجود دارد و ((اعتراف گیران))ی. حتی اگر این فرض را بپذیریم، و این فرض را هم بپذیریم که برخوردهایی با افراد برجسته صورت گرفته است، آقای عزیز! ((برجستگی)) و ((خدمات بزرگ)) و ((کارنامه درخشان)) و ((ایفای برجسته ترین نقش ها در تاسیس نظام))، آیا برای بری بودن یک فرد از انجام هرگونه تخلف کافیست؟ شما به این موضوع اعتقاد دارید؟ یعنی آیا شما معتقدید که کارنامه درخشان و خدمات بزرگ به نظام اسلامی باید سبب مصونیت آدمی از ارتکاب جرم و خطا باشد؟ اگر اینچنین است، بسیاری از مخالفین شما در جناح اصولگرا نیز در تاسیس نظام و انجام خدمات بزرگ به آن زبانزد هستند. آیا آنها هم از ارتکاب جرم و خطا همواره مصون هستند؟ مثلا آیا از نظر شما، آیت الله یزدی هم از جرم و خطا مصون هستند؟!! اندکی اندیشه کنید.

--------------------
بخش سوم بیانیه
--------------------
آیا کسانی را که آرزوی شهادت در راه نورانی انقلاب اسلامی داشته‌اند به چیزی کمتر از آن تهدید می‌کنید؟ یا پس از به مسلخ بردن جمهوریت نظام، اسلامیت و آبروی آن را هم با این بی‌آبرویی‌ها هدف گرفته‌اید؟ تنها داوری قطعی وجدان بشری از مشاهدة دادگاه‌هایی اینچنین فرمایشی سقوط اخلاقی و بی‌اعتباری صحنه‌گردانان آن است.

--------------------
روزانه :
--------------------
آقای عزیز! اگر آنطور که مدعی هستید، دوستان محبوس شما ((آرزوی شهادت)) داشته اند و تهدید کردن آنها به چیزی ((کمتر از آن)) ، کاری عبس و بیهوده است، با فرض وجود شکنجه و فشار، این عاشقان شهادت چرا زبان به اعتراف گشودند؟! چرا صبر نکردند تا ((شهید)) شوند؟!! مگر نمیگویید شکنجه و فشار درکار بوده است؟ و مگر مدعی نیستید که دوستانتان ((آرزوی شهادت)) داشته اند؟ پس چرا اعتراف؟! چرا اقرار؟! چرا سست عنصری؟! چرا کم آوردن؟! چرا کنار امدن با بازجو؟! این را قبول دارید که دوستان شما ولو زیر فشار و شکنجه راضی به اعتراف و اقرار شده اند؟ اگر این را قبول دارید، چرا با این اباطیل سعی دارید آنها را افرادی جلوه دهید که در آرزوی شهادت بوده اند و به کمتر از آن رضا نمیداده اند؟! ((شهید)) را این اندازه سست و عافیت طلب میشناسید؟!!
مضافا، شما وکیل تام الاختیار ((وجدان بشری)) هستید؟!! شما از کجا میدانید که ((تنها داوری قطعی وجدان بشری از مشاهدة این دادگاه)) چه خواهد بود؟ اگر آن داوری علیرغم نظر شما به جای ((سقوط اخلاقی و بی‌اعتباری صحنه‌گردانان دادگاه)) بر ((سقوط اخلاقی و بی‌اعتباری مدعیان بی سند و مدرک تقلب در انتخابات)) تعلق گرفت، آنوقت چطور؟ آیا در آن داوری هم تقلب شده است؟!!

--------------------
بخش چهارم بیانیه
--------------------
صحنه‌هایی که دیدیم و دیدید جز تدارکی ناشیانه برای شروع به کار دولت دهم نیست. از دادگاهی که همه چیزش تقلبی است انتظار دارند عدم وقوع تقلب در انتخابات را اثبات کند. اگر شما اهل تقلب نیستید آن را در رعایت ظواهر اولیه یک دادرسی قضایی به نمایش بگذارید. با دادخواستی سخیف با طرح مطالبی بی‌ربط، با استناد به کتاب‌هایی که به خروار خمیر می‌شوند، با تکیه بر گزارش خبرنگارانی که نامشان را هم کسی نشنیده است و با استناد به اعتراف‌هایی که رنگ شکنجه‌های قرون وسطایی از آن هویداست انتظار دارند ملت را به چه چیز قانع کنند؟ آیا نخوانده‌اند که پیامبر اکرم (ص) فرمود برای کسی که بعد از شکنجه اقرار کند حدی نیست یا کسی که در زندان یا قید و بند باشد و او را تهدید کرده باشند اقراری برای او نیست (الغدیر جلد ششم).

--------------------
روزانه :
--------------------
۱- آقای عزیز! چرا این اندازه دچار وهم شده اید؟! دولت دهم، با وجود بیانیه رسمی رهبر معظم انقلاب مبنی بر تایید رای 24 میلیونی متنخب مردم (سند)، چه نیازی به ((تدارکاتی)) مانند این دادگاه و امثال آن دارد؟ اندکی به توازن قوای جمهوری اسلامی ایران فکر کنید. آیا تایید رسمی رهبری بر 24 میلیون رای، کافی نیست برای ((آرامش خاطر)) مردم مسلمان از سلامت انتخابات؟ اگر کافی نیست که هیچ، ما را به خدا و شما را به سلامت برادر! اما اگر معترفید که ((تایید رهبری)) دل مردم را از تردید دور کرده است، بدانید که این دولت ((هیچ نیازی)) به تدارکاتی از آن نوع که شما ((تدارکی ناشیانه برای شروع به کار دولت دهم)) نامیدید ندارد.

۲- شما نوشته اید : ((از دادگاهی که همه چیزش تقلبی است انتظار دارند عدم وقوع تقلب در انتخابات را اثبات کند.))
اصلا فرض میکنم که ((همه چیز این دادگاه تقلبی است)). آقای عزیز! چه کسی از این دادگاه انتظار داشته است که ((عدم وقوع تقلب در انتخابات)) را اثبات کند؟!! چه کسی این انتظار را داشته؟ اقای موسوی! منطق شما حقیقتا انسان را به خنده می اندازند! یعنی واقعا شما متوجه نمیشوید که این ((وقوع تقلب در انتخابات)) است که اثبات لازم دارد نه ((عدم وقوع تقلب در انتخابات))؟!!!
این یک فاجعه است! تو گویی از یک متهم بخواهیم بر ((سلامت نفس خود)) شاهد بیاورد!!! آقای عزیز! این شمایید که باید برای ادعای ((وقوع تقلب)) شاهد و سند و مدرک بیاورید و آن را اثبات کنید! متاسفم که این بدیهیات را مینویسم! واقعا برای خودم متاسفم... آقایی که ۵۰ روز است مملکت را روی هوا فرض میکنی! ((جرم)) است که باید ((اثبات)) بشود نه ((بی گناهی))! ((بی گناهی)) فرض عام است در نظام قضا...

۳- شما نوشته اید : ((اگر شما اهل تقلب نیستید آن را در رعایت ظواهر اولیه یک دادرسی قضایی به نمایش بگذارید. با دادخواستی سخیف با طرح مطالبی بی‌ربط، با استناد به کتاب‌هایی که به خروار خمیر می‌شوند، با تکیه بر گزارش خبرنگارانی که نامشان را هم کسی نشنیده است و با استناد به اعتراف‌هایی که رنگ شکنجه‌های قرون وسطایی از آن هویداست انتظار دارند ملت را به چه چیز قانع کنند؟))
اولا چه کسی گفته است که ((مراعات ظواهر اولیه یک دادرسی قضایی)) از یک انسان متقلب بر نمی آید؟ آیا یک متقلب نمیتواند به سادگی دست به ظاهرسازی بزند و ظواهر اولیه را کاملا چشم نواز فراهم کند؟
ثانیا، تمام اشکال شما به این ((ظواهر اولیه)) ظاهرا بر ((متن دادخواست)) متمرکز است. چند جمله ایراد گرفته اید که همگی به متن دادخواست است. بنده عرض میکنم، متن دادخواست قرار است چه کسی را راضی کند؟ شما را؟ دوستان شما را؟ کسانی که به شما رای داده اند را؟ مخالفین شما را؟ احمدی نژادی ها را؟ چه کسی را؟ متن یک دادخواست با چه محکی باید سنجیده شود که سخیف بودن یا سخیف نبودن آن هویدا گردد؟ غربال شما چه بوده است که متن دادخواست را ((سخیف)) دانسته اید؟
با فرض اینکه ((استناد به کتاب‌هایی که به خروار خمیر می‌شوند)) صحیح باشد، این کار چه اشکالی دارد؟ یعنی آن کتاب ها بی اعتبارند؟ چه کسی گفته است محک اعتبار یا عدم اعتبار یک کتاب ((خمیر شدن)) یا ((خمیر نشدن)) آن است؟ 
با فرض اینکه ((تکیه بر گزارش خبرنگارانی که نامشان را هم کسی نشنیده است)) صحیح باشد، این تکیه چه اشکالی دارد؟ یعنی مثلا اگر نام یکی از خبرنگاران شهیر روزنامه کیهان اعلام شده بود و شنیده شده بود، مشکل شما حل بود؟!! 
و شما باز از ((اعتراف‌هایی که رنگ شکنجه‌های قرون وسطایی از آن هویداست)) سخن میگویید... و بنده باز مایلم لطف بفرمایید و چشم امثال مرا به این شکنجه ها باز کنید... و نخواهید که چون شما مدعی وجود آن شکنجه ها هستید، من نیز وجود آنها را بپذیرم... و نخواهید که من تنها شخص باتقوای این نظام بزرگ را آقای میحسین موسوی بدانم!... و نخواهید که به صرف ادعاهای اثبات نشده شما، دامن یک نظام اسلامی را آلوده فرض کنم... و نخواهید که به خاطر جرم یک یا چند مجرم بی همه چیز، خونخواه محسن روح الامینی باشم ولی تاکید صریح ولی دم و پدر او مبنی بر ((اعتماد به نظام اسلامی)) را فراموش کنم... آقای موسوی! از من و جوانان این وطن نخواهید که از همه ببریم و به شما بپیوندیم! این بریدن ها و پیوستن ها ((دلیل)) میخواهد برادر! باید بتوانید ادعاهای خود را اثبات کنید... باید بتوانید نشان دهید که سخنان ابطحی و عطریانفر محصول شکنجه است... وقتی شما این را اثبات کردید، و یا نشان دادید آن منبع معتبری را که از درون بازداشتگاه این افراد برای شما خبر می آورد، من قول میدهم دیگر از شما نپرسم که ((شکنجه های قرون وسطایی)) چه رنگی بوده اند!

--------------------
بخش پنجم بیانیه
--------------------
مردم ما با فرزندان خود که دیشب پس از 50 روز بی‌خبری چهرةشان را دیدند احساس همدردی می‌کنند. برادران ما! غمگین نباشید. بدانید که مردم وضعیت شما را درک می‌کنند و می‌دانند که حفظ جان شما واجب‌تر از هر چیز دیگر است. زود خواهد بود که ملت محاکمه مرتکبین این فجایع را شاهد باشد و بازجویان و شکنجه‌گرانی که این‌گونه با جان و آبروی او بازی می‌کنند بشناسد.

--------------------
روزانه :
--------------------
خاطرم هست زمانی مسئولین نظام متهم بودند به اینکه ((چرا از طرف مردم سخن میگویید؟ مگر مردم زبان ندارند؟ چه کسی گفته است که شما زبان مردم هستید؟))... من البته نمیخواهم همین حرف را به شما بزنم. من میخواهم فرض کنم که شما زبان مردم هستید! میخواهم فرض کنم که اکثریت مردم ایران یک نوا بیشتر ندارند و آن نوا همان است که از گلوی میرحسین موسوی بر می آید. با این فرض، یک سئوال دارم و آن این است که تکلیف ما با آن گروه - ولو اقلیت - از مردم که با دیدن چهره ابطحی و عطریانفر در دادگاه، حس همدردی که نکردند هیچ، جگرشان هم خنک شد، چیست؟ آنها هم مردمند؟ یا شاید مردمند ولی دیگر ((مردم ما)) نیستند!!
و در آخر شما میفرمایید : ((زود خواهد بود که ملت محاکمه مرتکبین این فجایع را شاهد باشد و بازجویان و شکنجه‌گرانی که این‌گونه با جان و آبروی او بازی می‌کنند بشناسد.))
بسیار عالی! مسابقه فوتبالست دیگر! همه پیش بینی میکنند. کنتور هم ندارد. حتی بلیط هم نمیخواهد. یک سکه دو ریالی هم خرج ندارد حتی. پیش میگوییم! پیش میبینیم. سنگ مفت، گنجشک مفت، ذهن و روح مخاطب بدبخت مفت، روح و امید و آرزوی جوان مفت، سوژه مفت، و چیزی که جرم نیست و قابل پیگرد، حرف مفت ابوالبقا... راحت... یاوه میسراییم، سند و مدرکی هم نخواهیم نشان داد... ذوق ادبی مان هم مثل نقاشی مان خوبست... گاهی هم کمک میگیریم تا نوشته ها خوبتر باشند...
من مایلم چند جمله به همین سیاق به پایان نامه آقای موسوی اضافه کنم :
((...و زود خواهد بود که کاخ ظلم ها و ستم ها و تقلب ها و دورویی ها در هم شکسته شود و بر ویرانه های آن، بنای بلند آزادی و مردمسالاری و احترام به حقوق انسانها برافراشته گردد.))
((و زود خواهد بود فتح قلل رفیع کرامت و آزادگی از سوی ملتی که مشتی کودتاگر سخیف برایش خواب های آشفته ای چون دولت دهم دیده اند.))
((و زود خواهد بود انتقام کشی خدای عزیز و جبار از خدعه گرانی که به دستکاری رای و نظر ملت رنج دیده و غصب حاکمیت او بسنده نکردند و از دنده های فرزندان این ملت، نردبانی برای رسیدن به آن حاکمیت غصبی ساختند.))
... بله! سرودن سخت نیست! بخصوص آنگاه که اصرار داشته باشیم ((یاوه)) بسراییم!!!

--------------------
بخش پایانی بیانیه
--------------------
وَلَوْ یُؤَاخِذُ اللّهُ النَّاسَ بِظُلْمِهِم مَّا تَرَکَ عَلَیْهَا مِن دَآبَّةٍ وَلَکِن یُؤَخِّرُهُمْ إلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى فَإِذَا جَاء أَجَلُهُمْ لاَ یَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلاَ یَسْتَقْدِمُونَ
و اگر خداوند مردم را به [سزاى] ستمشان مؤاخذه مى‏کرد جنبنده‏اى بر روى زمین باقى نمى‏گذاشت لیکن [کیفر] آنان را تا وقتى معین بازپس مى‏اندازد و چون اجلشان فرا رسد ساعتى آن را پس و پیش نمى‏توانند افکنند
میرحسین موسوی

منبع متن بیانیه

.:: رنج مبر! هیچ مگو! ::.



من غلام قمرم، غیر قمر هیچ مگو! ... پیش من جز سخن شمع و شکر هیچ مگو!

سخن رنج مگو! جز سخن گنج مگو! ... ور از این بی​خبری، رنج مبر! هیچ مگو!

دوش دیوانه شدم، عشق مرا دید و بگفت ... آمدم! نعره مزن! جامه مدر! هیچ مگو!

گفتم ای عشق من از چیز دگر می​ترسم ... گفت آن چیز دگر نیست دگر، هیچ مگو!

من به گوش تو سخن​های نهان خواهم گفت ... سر بجنبان که بلی، جز که به سر هیچ مگو!

قمری، جان صفتی، در ره دل پیدا شد ... در ره دل چه لطیف است سفر، هیچ مگو!

گفتم ای دل! چه مه​ است این؟ دل اشارت می​کرد ... که نه اندازه تست این، بگذر! هیچ مگو!

گفتم این روی فرشتست عجب یا بشر است؟ ... گفت این غیر فرشته​ست و بشر، هیچ مگو!

گفتم این چیست؟ بگو! زیر و زبر خواهم شد ... گفت می​باش چنین زیر و زبر، هیچ مگو!

ای نشسته تو در این خانه پرنقش و خیال ... خیز از این خانه برو! رخت ببر! هیچ مگو!

گفتم ای دل! پدری کن، نه که این وصف خداست؟ ... گفت این هست، ولی جان پدر هیچ مگو!

حضرت مولانا (ره)

شنیدن این غزل زیبا با صدای دکتر عبدالکریم سروش

دانلود فایل صوتی

خدایا رهبر ما خامنه ای را حفظ کن

عالیجنابان مینویسند!



نامه سرگشاده حضرات عالیجنابان و جمعی از دوستان گرامی
خطاب به مراجع عظام تقلید
+ اندکی تامل

بسم الله الرحمن الرحيم

محضر مبارک مراجع عظام تقليد (ادام الله ظلهم)
سلام عليکم

----------------------------------------------------
پاراگراف اول نامه :

همان‌گونه که استحضار داريد، همزمان با اعلام نتايج دهمين دوره‌ي انتخابات رياست جمهوري، موج وسيعي از دستگيري‌ها از ميان فعالان ستادهاي انتخاباتي نامزدهاي غيردولتي و شهرونداني که در راهپيمايي‌هاي مسالمت‌آميز شرکت جسته بودند آغاز شد که در ادامه، با گسترش موج اعتراضات مردمي نسبت به تخلفات گوناگون و گسترده‌اي که در قبل، حين و بعد از انتخابات صورت گرفت، افزايش يافته و هنوز هم ادامه دارد. بازداشت‌هاي انفرادي و گروهي، از اقشار مختلف اجتماعي از جمله اساتيد دانشگاه‌ها، فعالان سياسي، روزنامه‌نگاران، که بدون صدور مجوزهاي قانوني صورت گرفته و همراه با برخوردهاي خشونت‌بار و استفاده از شيوه‌هاي بازجويي که يادآور دوران سياه ستمشاهي است و بسياري از امضاکنندگان اين نامه در آن زمان خود بارها قرباني آن بوده‌اند، به هيچ روي زيبنده‌ي نظام و کشوري که داعيه‌ي برپايي قسط و عدل دارد، نبوده و نخواهد بود و چهره‌ي جمهوري اسلامي را در روح و جان هر ايراني و نيز انظار جهانيان تيره و تار خواهد کرد.

----------------------------------------------------
تاملاتي بر پاراگراف اول نامه :


1- ((همزمان با اعلام نتايج دهمين دوره‌ي انتخابات رياست جمهوري)) يعني دقيقا چه زماني؟ منظور آقايان همان زمانيست که آقاي موسوي اعلام پيروزي کرده و آقاي خاتمي به ايشان تبريک گفتند؟! اصلا حضرات منتظر اعلام نتايج انتخابات شدند؟ البته معلوم است که نبايد هم منتظر اعلام نتايج مي شدند. وقتي از 4 ماه قبل از انتخابات ((کميته صيانت از آراء)) درست ميکنند، معلوم است که از نظر آقايان نتايج انتخابات از پيش دچار چه اعوجاجي بوده است!

2- حقيقتا برخي جملات آقايان مرغ پخته را در زودپز به خنده مي آورد! فقط به جمله اول توجه کنيد : ((همزمان با اعلام نتايج دهمين دوره‌ي انتخابات رياست جمهوري، موج وسيعي از دستگيري‌ها از ميان فعالان ستادهاي انتخاباتي نامزدهاي غيردولتي و شهرونداني که در راهپيمايي‌هاي مسالمت‌آميز شرکت جسته بودند آغاز شد)) ... آقايان
IQ ! ((همزمان با اعلام نتايج)) که هنوز ((راهپيمايي)) هاي به اصطلاح مسالمت آميز انجام نگرفته بودند که دستگیری ((شهرونداني از ميان مشارکت کنندگان در آنها)) آغاز شده باشد!!!

3- واقعا عاليجنابان گمان ميکنند ((موج اعتراضات مردمي نسبت به تخلفات گوناگون و گسترده‌اي که در قبل، حين و بعد از انتخابات صورت گرفت)) يعني همين که ديدند و ديديم؟ يعني از 40 ميليون نفري که راي دادند، همين اندازه شان اعتراض داشتند به اين همه بي قانوني؟!! در بهترين حالات، بر اساس تخمين هاي تندروترين عاليجنابان، عدد تظاهر کنندگان به ده درصد مشارکت کنندگان هم نرسيد! اين يعني چه؟ يعني 90 درصد مردم ما آنقدر پخمه اند که براي اعتراض به ((اين همه تخلف)) و بلکه ((تقلب)) منتظر دستور حضرات باشند؟!! تازه بر فرض هم که اين اندازه پخمه بوده باشند، پس از دعوت حضرات آقايان، پس از بيانيه هاي 9 گانه، پس از اين همه تبليغ و نامه نگاري و مصاحبه، آن 90 درصد کجايند؟ چرا نمي آيند از راي خود سراغ بگيرند؟ يعني فقط ده درصد مردم ايران عرق ملي و غيرت ميهني و اسلامي دارند؟! اگر اينچنين است، آقايان دنبال حکومت بر اينچنين مردمي هستند؟!!!

4- عاليجنابان ميفرمانيد ((بازداشت‌هاي انفرادي و گروهي، از اقشار مختلف اجتماعي از جمله اساتيد دانشگاه‌ها، فعالان سياسي، روزنامه‌نگاران، که بدون صدور مجوزهاي قانوني صورت گرفته)) ... خيلي جالب است، در مملکتي که قرار است عدالت حاکم باشد و آقايان از ((بيدادگري)) شاکي هستند، نيروهاي امنيتي بايد پاسخ بدهند که چرا به اقشار ممتازه ((اساتيد دانشگاه ها)) و ((فعالان سياسي)) و ((روزنامه نگاران)) تعرض شده است!! ببينم، مگر اين اقشار از آسمان نازل شده اند؟ يعني حتي بازداشت و طرح اتهام برابر اين اقشار ممنوع است؟ چه کسي اين گروه ها را اين اندازه ممتاز ميکند؟ يعني دامن اين اقشار از خلافکاري و اقدامات غيرقانوني مطلقا منزه است؟ به چه دليل؟ اين عدالت است؟ اگر مردم هم به اندازه اين اقشار مهم هستند، چرا از بازداشت اين اقشار ((به گونه ويژه)) ياد ميشود؟ مضافا، عاليجنابان لطف بفرمايند يک نمونه ((بازداشت بدون صدور مجوزهاي قانوني)) را محض رضاي حضرت حق مورد اشاره قرار دهند. در غير اين صورت کاري ندارد، بنده نيز عرض ميکنم که ((کليه بازداشت هاي صورت گرفته با ارائه مجوزهاي قانوني بوده است))... ادعاي خام، همين است، صرفا که يک طرف ندارد، از همه طرف ميتوان ادعاي خام مطرح کرد...

5- مصلحين في السماوات و الارضين اشاره ميکنند به ((...استفاده از شيوه‌هاي بازجويي که يادآور دوران سياه ستمشاهي است و بسياري از امضاکنندگان اين نامه در آن زمان خود بارها قرباني آن بوده‌اند))... اولا که خدا را شکر که مخاطب نامه آقايان مراجع عظام تقليد هستند و آن بزرگواران آخرت خود را بر اساس مدعياتي اين چنين کلي به دنياي عاليجنابان نميفروشند. اين دوستان ما گمان ميکنند افکار عمومي اتاق تحليل محتواي حزب متبوعشان است و همه چيز را ((فرض)) ميگيرند و مينويسند. کدام ((شيوه بازجويي))؟! سند و مدرک لطفا! عاليجنابان و سروران عزيز مستحضر هستند که افکار عمومي، وسيله نقليه عمومي نيست که هر گفته راننده، از آنجا که فرمان به دست اوست، ولو بدون سند و مدرک مورد تاييد سرنشينان آن قرار بگيرد!

6- به سهم خودم از دلي که آقايان محترمين براي ((تيره و تار شدن چهره جمهوري اسلامي نزد جهانيان)) ميسوزانند تشکر ميکنم. به هر تقدير آقايان از خدا حزب اللهي تر بودند و در شرايطي که رهبر و سکاندار جامعه بر راي 24 ميليوني منتخب مردم رسما صحه گذاشت، باز بر طبل تقلب و تخلف کوفتند و نشان دادند که يک جامعه حتي با ((سنگ روي يخ شدن رهبرش)) هم ميتواند همچنان چهره روشني نزد جهانيان داشته باشد!!! حقيقتا تلاش آقايان براي بهبود چهره اين مملکت شايسته تقدير است!

----------------------------------------------------
پاراگراف دوم نامه :

اسف‌بارتر اينکه دستگاه‌هاي امنيتي مصرانه در پي اثبات فرضيه‌هاي خيال‌پردازانه و سراپا اشتباه خود براي معرفي فعالان بعنوان عوامل وابسته به بيگانه و محرکان انقلاب مخملي هستند و از همين رو به شيوه‌هاي غيرقانوني، غيراخلاقي و غيرشرعي اعتراف‌گيري توسل جسته‌اند. دستگاه‌هاي تبليغاتي دولتي و به ويژه صدا و سيما نيز در اين پروژه شرکت کرده و با پخش اعتراف‌هاي نمايشي، سعي در اثبات اين‌گونه اتهامات واهي به حرکتي مردمي دارد که تنها و تنها براي پاسداشت جمهوريت نظام شکل گرفت. اين روزها خانواده‌هاي نگران و بي‌اطلاع از وضعيت عزيزانشان که تنها جرمشان مشارکت فعال در ستادهاي انتخاباتي نامزدهاي غيردولتي بوده، در مراجعات مکرر به مراجع قانوني با درهاي بسته روبه‌رو مي‌شوند. دستگاه‌هاي ابداع توطئه، اينک کار را به جايي رسانده‌اند که عضويت در ستادهاي تبليغاتي را جرمي نابخشودني مي‌نمايانند و اين در حالي است که بارها در بيانات بنيانگذار فقيد جمهوري اسلامي و مسئولان بلندپايه‌ي نظام اين‌گونه فعاليت‌ها مورد تأييد و تشويق قرار گرفته است. به راستي اعمال شکنجه‌هاي مکرر در مورد کساني که زير لواي اسلام زندگي مي‌کنند، با توسل به کدام اصل قانوني، شرعي و انساني توجيه‌پذير است؟ و چگونه مي‌توان با سکوت در قبال اين همه خشونت و سبعيت، داد از رحماني بودن نظامي سر داد که شريعت محمدي را راهنماي خويش قرار داده است؟ اين روزها دريافت اخبار نگران‌کننده درباره‌ي سلامت جسمي و رواني بسياري از بازداشت‌شدگان، بر دامنه‌ي نگراني‌ها افزوده است. اصل زيربنايي برائت و پرهيز از پيش‌داوري (ليس من العدل القضاء علي الثقه بالظن) به آساني ناديده گرفته مي‌شود و پايمال شدن حقوق مصرح در قانون اساسي و قوانين عادي به رويه‌ي جاريه تبديل شده و البته نتيجه‌اي جز توسعه‌ي بي‌اعتمادي و فاصله گرفتن مردم از حاکميت در پي نخواهد داشت. اين سرگرداني‌ها و نگراني‌ها بر زندگي گروه بزرگي از شهروندان ايراني سايه افکنده و به واسطه‌ي اتخاذ شيوه‌هاي غيرقانوني و خودسري عوامل امنيتي از يک سو و عرق ملي و وفاداري به انقلاب اسلامي و عدم تمايل نسبت به استمداد از مراجع بين‌المللي از سوي ديگر، شرايط بسيار دشواري را براي خانواده‌هاي زندانيان پديد آورده است.

----------------------------------------------------
تاملاتي بر پاراگراف دوم نامه :

7- اساتيد معظم توضيح ميدهند که ((دستگاه‌هاي امنيتي مصرانه در پي اثبات فرضيه‌هاي خيال‌پردازانه و سراپا اشتباه خود براي معرفي فعالان بعنوان عوامل وابسته به بيگانه و محرکان انقلاب مخملي هستند و از همين رو به شيوه‌هاي غيرقانوني، غيراخلاقي و غيرشرعي اعتراف‌گيري توسل جسته‌اند)) ... اولا اين خيلي عالي است که ميتوانيم با استفاده از لفظي چون ((فعالان))، گستره حمايتي خودمان را افزايش دهيم و تعداد بيشتري از بندگان بي گناه خداوند را پوشش بدهيم! به هر حال ما که مطمئنيم ((هيچکس)) به بيگانه وابسته نبوده و تحريکي براي انقلاب مخملي نيز مطلقا صورت نپذيرفته، پس چرا حمايتمان را محدود به عده اي بکنيم که ((واقعا بي گناهند))؟ خوب از همه حمايت ميکنيم، چون که صد آيد نود هم پيش ماست! البته خود ما هم اگر يقه مان را بگيرند، حاضر نيستيم از ((همه)) دستگير شدگان حمايت کنيم ولي به هر ترتيب، يک نامه، آن هم خطاب به مراجع تقليد که ديگر اينهمه مراقبت ندارد... ثانيا، درست است که هنوز جز پاره اي روزنامه و فعال سياسي، کسي از اتهامات دستگيرشدگان حرفي نزده است، ولي چه حاجتي به صبر و انتظار براي اظهارنظر نهادهاي امنيتي وجود دارد؟! آنها به هر حال يا در نهايت ((فعالان)) مورد نظر و نورچشمي ما را به ((وابستگي به بيگانه)) يا ((انقلاب مخملي)) متهم خواهند کرد، که در اين صورت اين نامه درست است، و يا اتهاماتي ديگر را طرح خواهند کرد که آن اتهامات نيز سراپا اشتباه و خيالپردازانه خواهند بود! پس مساله اي نيست، کنتور هم که ندارد، پاسخ هم قرار نيست بدهيم، اصلا مگر نامه نوشتن به مراجع جرم است؟ دلمان ميخواهد از ((اعتراف گيري)) بنويسيم، صلاح هم نميدانيم اسناد فوق سري اي را که در اين مورد در اختيار داريم، منتشر کنيم!! مخاطب منصف، اگر مرام داشته باشد و خودي باشد، حرف ما را بي سند و مدرک خواهد پذيرفت، اگر هم خودي نباشد، که اساسا عدم پذيرش او مهم نيست...

8- نور چشمان ملت ميفرمايند : ((دستگاه‌هاي تبليغاتي دولتي و به ويژه صدا و سيما نيز در اين پروژه شرکت کرده و با پخش اعتراف‌هاي نمايشي، سعي در اثبات اين‌گونه اتهامات واهي به حرکتي مردمي دارد که تنها و تنها براي پاسداشت جمهوريت نظام شکل گرفت))... البته وزير اطلاعات در ديدار اعضاي کميسيون امنيت ملي مجلس رسما با پخش اعترافات مخالفت کرد (سند) ولي مسلما اين خللي بر پاسداشت هاي دلاورانه ما از جمهوريت نظام وارد نخواهد کرد. ما به پخش اعترافات معترضيم حتي اگر پخش نشوند!!!

9- ((...بي‌اطلاع از وضعيت عزيزانشان که تنها جرمشان مشارکت فعال در ستادهاي انتخاباتي نامزدهاي غيردولتي بوده...)) ... بنده از وضعيت عزيزانشان کاملا اطلاع دارم! عزيزانشان، در حال بازجويي و تکميل پرونده هستند و پس از اتمام تحقيقات، به دادگاه سپرده ميشوند. ضمنا ((مشارکت فعال در ستادهاي انتخاباتي نامزدهاي غيردولتي)) جرم نبوده و نيست، شاهد هم اينکه بسياري از اين فعالان، آزادند و دستگير هم نشدند.

10- ((دستگاه‌هاي ابداع توطئه، اينک کار را به جايي رسانده‌اند که عضويت در ستادهاي تبليغاتي را جرمي نابخشودني مي‌نمايانند و اين در حالي است که بارها در بيانات بنيانگذار فقيد جمهوري اسلامي و مسئولان بلندپايه‌ي نظام اين‌گونه فعاليت‌ها مورد تأييد و تشويق قرار گرفته است))... "عضويت در ستادهاي تبليغاتي" جرم نيست حضرات! آيات عظام که جاي خود دارند، هر کودکي متوجه ميشود که وقتي کثيري از اعضاء ستادهاي انتخاباتي آزادند، اين عضويت ها نميتوانند جرم بوده باشند. برادران عزيز اندکي فکر و تعقل نيز براي مخاطبان قائل بشوند، به خدا اين توهين به مراجع عظام است...

11- ميفرمايند ((به راستي اعمال شکنجه‌هاي مکرر در مورد کساني که زير لواي اسلام زندگي مي‌کنند، با توسل به کدام اصل قانوني، شرعي و انساني توجيه‌پذير است؟))... کدام شکنجه پدربيامرز؟ کدام شکنجه؟ شما ديده ايد؟ از چه طريق؟ چه دسترسي داريد شما به درون بازداشتگاه هاي امنيتي و اطلاعاتي؟ اگر دسترسي نداريد، چرا ندانسته ميگوييد؟ اگر دسترسي داريد، بفرماييد از چه طريقي؟ کدام قانون به شما اجازه داده است از داخل بازداشتگاه ها خبر بگيريد؟ مخبر شما از درون زندانها و بندهاي امنيتي کيست؟ شما مگر مسئول قضايي يا امنيتي هستيد؟ اگر واقعا مدارک محکمه پسندي از شکنجه داريد، چرا از وزارت اطلاعات رسما شکايت نميکنيد؟ اين خيانت به مردم نيست؟ اگر از سپاه و بازداشتگاه هاي سپاه مدارکي داريد، چرا به سازمان قضايي نيروهاي مسلح رسما شکايت نميکنيد؟ اين خيانت به مردم نيست؟ اگر مدارکي داريد و بر فرض محال هيچ دادگاهي حاضر به پيگيري آنها نيست، چرا در مطبوعات و سايت ها منتشر نميکنيد؟ اين خيانت به مردم نيست؟ و اگر مدارکي درکار نيست، چرا با احساسات و عواطف مسلمين بازي ميکنيد؟ چرا حرف کلي ابوالبقا ميزنيد؟! زدن حرف کلي بي خاصيت که کاري ندارد برادر، بنده هم ميگويم : ((شام و نهار بازداشت شدگان کباب بره است))!! اين حرف چقدر ارزش دارد؟ ادعاي شما بدون دليل و مدرک بيش از اين جمله هيچ ارزشي ندارد برادر... مراجع عظام را به مسخره نگيريد... اين بزرگواران بر اساس چه مدارکي به حکومت ايراد بگيرند؟! چه سندي به ايشان ارائه داده ايد؟

12- ميپرسند : ((چگونه مي‌توان با سکوت در قبال اين همه خشونت و سبعيت، داد از رحماني بودن نظامي سر داد که شريعت محمدي را راهنماي خويش قرار داده است؟)) ... چگونه؟ هيچگونه!! وقتي يک نظام را خشن و سبع فرض کنيم که ديگر مسلم است نميتوان از رحماني بودن آن و انطباق آن بر شريعت محمدي سخني گفت! مساله اينجاست که يک نظام در چه صورتي سبع و خشن است؟ همين که ما اين را بگوييم کافيست؟ اگر زدن اتهام بدون دليل اشکال دارد، چرا خودتان مرتکب ميشويد؟ چه دليلي ارائه ميکنيد در اين نامه تان غير از تعدادي ادعاي بي سند و مدرک؟ اين اتهام زني و پرونده سازي نيست؟ چرا بدون ارائه سند و مدرک براي نظام پرونده ميسازيد؟

13- ميفرمايند ((اين روزها دريافت اخبار نگران‌کننده درباره‌ي سلامت جسمي و رواني بسياري از بازداشت‌شدگان، بر دامنه‌ي نگراني‌ها افزوده است))... اساتيد معظم! مگر نميفرماييد که مردم محرم هستند و دانستن حق مردم است؟ من واقعا مايلم بدانم چه کسي از درون بازداشتگاه ها به شما خبر ميرساند؟ آخر اين چه نفوذ ماورايي است که شما داريد و کسي جز شما ندارد؟ معرفي کنيد لطفا! بفرماييد بر اساس فرموده فلان آقا، فلان مقام مسئول، فلان بازجوي زيربط يا فلان زندانبان مشخص، سلامت رواني و جسمي افراد بازداشت شده در خطر است... آخر چه اعتباري دارد ادعاهاي شما؟ چرا بايد باور کنند مراجع عظام؟ شما ارکان نظام اسلامي را متهم ميکنيد، به نظر خودتان و انصافا، نبايد سند و مدرکي ضميمه بفرماييد؟!

14- ميفرمانيد ((اصل زيربنايي برائت و پرهيز از پيش‌داوري (ليس من العدل القضاء علي الثقه بالظن) به آساني ناديده گرفته مي‌شود و پايمال شدن حقوق مصرح در قانون اساسي و قوانين عادي به رويه‌ي جاريه تبديل شده))... اساتيد معظم! ترجمه پارسي اصل زيربنايي مورد نظر شما ميدانيد چيست؟! ((قضاوتي كه به حدس و گمان متكي باشد از روي عدل و داد نيست)) ... در اين عبارت، اميرالمومنين (ع) ، با فرض ((متکي بر حدس و گمان بودن يک قضاوت))، آنرا غير عادلانه معرفي ميفرمايند. اما مساله اين است که شما، آقايان عزيز، سروران معظم، ((پيش از پايان تحقيقات و تشکيل دادگاه و صدور حکم))، پيرامون غير عادلانه بودن ((کدام قضاوت)) سخن ميگوييد؟ مگر هنوز دادگاهي تشکيل شده؟ مگر هنوز جرمي اثبات شده؟ کدام قضاوت غير عادلانه بوده است؟ آخر مراجع عظام تقليد را چقدر مورد توهين قرار ميدهيد؟ يعني آن بزرگواران پيش از رخداد قضاوت، بپذيرند که قضاوت ناعادلانه بوده؟!!! کسي اين را ميپذيرد که آن بزرگواران بپذيرند؟!!

----------------------------------------------------
پاراگراف سوم نامه :

 تنها راه برون‌رفت از اين وضعيت، اقدام قاطع و شفاف نسبت به توقف فرايند امنيتي ساختن فضاي پس از انتخابات، کوتاه کردن دست عوامل غيرمسئول، آزادي تمامي بازداشت‌شدگان و بازگرداندن روند رسيدگي به اتهامات به مجاري قانوني است. از شما مراجع عظام تقليد بعنوان مرجع و ملجأ ملت شريف ايران مي‌خواهيم که پيامدهاي زيانبار اتخاذ شيوه‌هاي قانون‌گريزانه را به دستگاه‌هاي ذيربط خاطرنشان ساخته و آنان را نسبت به اشاعه‌ي بيدادگري در نظام جمهوري اسلامي برحذر داريد. اين همه، در پرتو کلام امام عدالت که «فليست تصلح الرعيه الا بصلاح الولاه، و لا تصلح الولاه الا باستقامه الرعيه» عرض شد و خداوند سبحان را شاهد و گواه مي‌گيريم که جز اصلاح امور اين کشور و ملت به چيز ديگري نمي‌انديشيم.

----------------------------------------------------
تاملاتي بر پاراگراف سوم نامه :

15- ((فرايند امنيتي ساختن فضاي پس از انتخابات)) خير، فرايند ((امنيتي انگاشتن فضاي پس از انتخابات))!... فضاي امنيتي تعريف دارد و بحمدالله حضرات و مشاورينشان اين تعاريف را بخوبي ميدانند، لذا تطبيق فضاي صد در صد آرام امروز جامعه بر ((فضاي امنيتي)) از آن دست کارهاييست که شايد فقط از دست و بازوي پرتوان آقايان برآيد!

16- ((کوتاه کردن دست عوامل غيرمسئول))... يکي از درست ترين کارهاييست که بايد انجام شود، بخصوص دست هاي آن دسته از عوامل غيرمسئول که مشغول ((اتهام زني هاي بدون ارائه سند و مدرک به نظام اسلامي)) هستند بايد کوتاه شود.

17- متاسفانه آدمي مجبور به خنده ميشود : ((آزادي تمامي بازداشت‌شدگان و بازگرداندن روند رسيدگي به اتهامات به مجاري قانوني))... نگارنده محترم ابتدا در جايگاه قاضي نشسته، حکم به ((آزادي)) ميدهند و سپس از ((روند رسيدگي به اتهامات)) سخن ميگويند!! البته مساله اي نيست... به هر حال اگر چنانچه به آنجا برسيم که متهيمن هم در بازداشت نباشند، قشنگتر خواهد بود!

18- اساتيد معظم دست آخر ميفرمايند ((جز اصلاح امور اين کشور و ملت به چيز ديگري نمي‌انديشيم))... با کمال پوزش بايد عرضه داشت که اگر آقايان همانطور که در اين نامه نگاشته شده ((مي انديشند))، به اين ملک و مملکت و ملت لطف بفرمايند و از خير نداشته اين طرز انديشيدن بگذرند!

----------------------------------------------------
انتهاي نامه :

والسلام عليکم و رحمه الله و برکاته

سيد محمد خاتمي، مهدي کروبي، ميرحسين موسوي ، مرتضي الويري، سيد کاظم اکرمي، رحيم ابوالحسني، مهناز آذرنيا، احمدي‌پور، جمشيد انصاري، سيد هاشم آقاجري، محسن آرمين، قربان بهزاديان‌نژاد، سعيد بيگدلي، محمد باقريان، محسن بهشتي‌سرشت، بهنام بهلومي، علي باقري، حسن بي‌غم، عليرضا بهشتي‌شيرازي، محمدرضا تاجيک، محمد تقي‌خاني، محسن ترکاشوند، محمدعلي توفيقي، مهدي تحققي، عابد جعفري، سيد محمدرضا حسيني‌بهشتي، سيد عليرضا حسيني‌بهشتي، نجفقلي حبيبي، علي‌محمد حاضري، سيد محمود حسيني، فرهاد درويش سه‌تلاني، عبدالرضا رکن‌الدين افتخاري، محسن رهامي، محمد رحيميان، مسعود روغني زنجاني، علي زماني، سعيد سمنانيان، علي ساعي، محمد سلامتي، غلامرضا شاه‌حسيني، محمد شهرستانکي، محمود صادقي، حسين صادقي، عبدالله طوطيان، غلامرضا ظريفيان، محمدرضا ظفرقندي، علي عرب‌مازار يزدي، علي‌اکبر عنايتي، حسن عظيمي، سيد نورمحمد عقيلي، عباس عبدي، محمدرضا علي‌حسيني، فرامرز فلاحي، محمد فرهادي، حسين فروتن، ابوالفضل قدياني، محمدکاظم کوهي، ابوالفضل کزازي، فرشاد مومني، عباس منوچهري، محمد مقدم، علي محدث، حسين مرتضوي، حميد ميرزاده، کورس نيک‌نيائي، عبدالله ناصري، محمدعلي نجفي، سيد هاشم هدايتي، عباس يزدان‌فر

دریغ از کودکی

کودک که بودم

دنبال تو راه افتادن، ((دلیل)) نمیخواست

اما بزرگ شدم...