.:: ما ز می خوشدل تریم ::.

عارفان را شمع و شاهد نیست از بیرون خویش
خون انگوری نخورده، بادهشان هم خون خویش
--------
ساعتی میزانِ آنی، ساعتی موزون این بعد از این میزانِ خود شو تا شوی موزون خویش
--------
گر تو فرعونِ منی، از مصرِ تن بیرون کنی ـ در درون، حالی ببینی موسی و هارون خویش
--------
باده غَمگینان خورند و ما ز می خوشدل تریم رو به محبوسان غم ده ساقیا! افیون خویش
--------
خون ما بر غم حرام و خون غم بر ما حلال هر غمی کو گرد ما گردید شد در خون خویش
--------
من نیم موقوف نَفحْ صور همچون مردگان هر زمانم عشق جانی میدهد زافسون خویش
--------
زین سپس ما را مگو «چونیّ» و از چون درگذر چون ز چونی دم زند آن کس که شد بیچون خویش؟
حضرت مولانا جلال الدین (ره)
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم مرداد ۱۳۸۸ ساعت توسط محمد حسین اميني
|
گاه نوشت ها و گردآوری های محمد حسین امینی