
--
رسانه ولی نعمتان: جمعی از ایثارگران انقلاب اسلامی و دفاع مقدس با یکی از ولی نعمتان دیدار کردند. در این دیدار جناب ولی نعمت سخنان مهمی را بیان کرد.
به گزارش خبرنگار “رسانه ولی نعمتان”، جناب ولی نعمت در ابتدای این دیدار ضمن تشکّر از ایثارگران گفت: شما افراد ارزشی هستید و برای حل مشکلات کشور دلی سوخته دارید، نه دنبال پست و مقامید و نه دنبال نفع شخصی و نه می خواهید با اتهام زنی به دیگران چیزی از اوضاع برای خود برداشت کنید. به همین دلیل سخنان و نظرات شما مهم است، خصوصا که ریشه در انقلاب دارید و قلبتان برای آن فضای نورانی و معنوی که انقلاب اسلامی بشارت آن را داد میتپد و به دنبال گسترش آن فضایید.
انقلاب شد تا به ارزش های دینی که از آراء وعقاید مردم هستند اهمیت داده شود
جناب ولی نعمت تاکید کرد: مشکل امروز ایران ما نپسندیدن و نپذیرفتن همین فضای نورانی است. دلیل اصلی آن هم روشن است، اگر سران جریان اعتراضی کارآمدی لازم را داشتند، متوجه این مهم بودند که انقلاب شده تا به ارزش های دینی که از آراء و عقاید مردم هستند اهمیت بدهیم، و بیشتر آحاد ملت – که حالا ممکن است سلیقه های گوناگون داشته باشند – برای ولایت فقیه احترام بسیاری قائل هستند همچنانکه در دوران دفاع مقدس سابقه چنین احترامی را می توان یافت که از دورافتاده ترین روستاهای کشور تا تهران و سایر شهرها همه به فرمان امام شان "جبهه ای" بودند و همه می دانستند که به دنبال فرمان چه کسی حرکت می کنند.
جناب ولی نعمت با ذکر خاطره ای گفت: در اوایل جنگ به بشاگرد رفته بودیم؛ منطقه ای فقیر با امکانات زیستی بسیار محدود. تنها سرمایه ای که آن مجموعه داشت و ما از درون کپر می دیدیم چند بزغاله و مرغ بود. اما از همین بشاگرد افرادی بودند که خودشان را به جبهه رساندند. وقتی از آنها خواستیم که بگویند چه کاری برایتان انجام دهیم، می گفتند یک حسینیه برایمان بسازید. آن فضا برای بنده فراموش نشدنی است. این فرهنگی که در آن وضعیت کشور شایع شده بود امروز بحمدلله به بالندگی رسیده و به حق سرمایه ای عظیم است. همین پدیده ها است که در زمان جنگ و امروز معجزه آفرید و می آفریند.
با گذشت زمان ارتباط شان با مردم را از دست دادند
جناب ولی نعمت با ابراز دلتنگی نسبت به بصیرت از دست رفته برخی نخبگان سیاسی اظهار داشت: برخی نخبگان سیاسی و بخصوص سران جریان اعتراضی متأسفانه با گذشت زمان ارتباط شان را با این مردم از دست دادند و فکر کردند که بیشتر از آنها می دانند و می توانند اراده و انتخاب خود را به هر شیوه نادرستی به آنها تحمیل کنند و مردم هم باید اطاعت کنند. حتی از عقل جمعی جریان اعتراضی هم استفاده نکردند. خودخواهی ها و اتهام زنی ها و ساخت جریان سیاسی ای که بر پایه ی منافع و فساد در بعضی ها شکل گرفت موجب شد رجوع سران جریان اعتراضی به توده و اکثریت مردم کاهش پیدا کند و کم کم آن را از دست بدهند و در این زمینه متأسفانه ضعیف شدند، و فقط پوسته ی اصلاح طلبی را نگه داشتند.
با این شیوه، ناکارآمدی و هر مشکلی را به نام "اصلاح" تمام می کنند
جناب ولی نعمت تصریح کرد: ای کاش این تغییر رفتار نادرست به نام اصلاح و اصلاح طلبی نبود و این قدر خسارت به این نام ها وارد نمیشد. چرا باید امروز هر کاری که انجام می شود و هر ناکارآمدی و هر مشکلی که وجود دارد به نام "اصلاح طلبی" تمام شود؟ مخصوصاً که با اغراق از اصلاح نام می برند و مدام در اشارات خود از تئوری ها و نظریه های مغرب زمین دم می زنند.
برداشت های شخصی و فرقه ای شان را به اصلاح خواهی وصل می کنند
وی با اشاره به کتاب قانون ابن سینا که یک کتاب پزشکی است گفت: نکته ای در این کتاب هست که روی من خیلی اثر گذاشت. بخشی از کتاب راجع به دیوانه ها صحبت می کند و اینکه چگونه باید علاجشان کرد. ابتدا می گوید که درمانش چنین و چنان است ولی بعد بحث روح را می کند و می گوید: روح این افراد را جن تسخیر کرده و به اینجای بحث که می رسد می گوید جایش در این کتاب نیست. آنچه مربوط به پزشکی بود گفته شد و بحث علمی اش را به آخر می برد.
وی بدنبال این مساله افزود: سران جریان اعتراضی برداشت های شخصی و فرقه ای شان را به اصلاح خواهی وصل می کنند و اگر به این موضوع ناکارآمدی هم اضافه شود آن وقت هر نوع مشکلی به اصلاح و اصلاحات نسبت داده خواهد شد.
وقتی گروه های بزرگی از جوانان از دروغ زنی این افراد روی برمی گرداند باید مشکل را در خودشان بیابند
جناب ولی نعمت با اشاره به خیل عظیم جوانان و دانشجویان کشور گفت: جوانی را ببینید که در دانشگاه، خودش و یا دوستانش را بدلیل حمایت از نظام مورد علاقه مردم تمسخر میکنند، به نام "اصلاح" افراد را به انزوا می کشانند، به نام "اصلاح" افراد را تخریب می کنند، به نام "اصلاح" جلوی حاکمیت رای مردم را می گیرند، به نام "اصلاح" رسانه ها را آلوده به دروغ می کنند، جریان اعتراضی شان هم که در حال متلاشی شدن است و وضع علاقمندان جریان اعتراضی تعریفی ندارد. همه اینها به نام اصلاح صورت می گیرد. این موارد روی جوان مملکت چه تاثیری می گذارد؟
وی افزود: وقتی گروه های بزرگی از جوانان از دروغ زنی این افراد روی برمیگردانند باید مشکل را در خودشان بیابند. مگر جوان چقدر صبر و حلم دارد؟ و چقدر می تواند خودخواهی ها را برای خودش توجیه کند و سران جریان اعتراضی را همچنان خیرخواه بداند؟ باید این نکته را به وضوح روشن کنیم که سران معترضین مشکلات شخصی ای دارند و این مشکلات ربطی به اصلاح گری ندارد.
وی این سوالات را مطرح کرد که آیا انسان اصلاح طلب به دنبال فساد است؟! آیا اصلاح یعنی از بین بردن امید مردم به نظام مورد علاقه شان؟! قرآن کریم که می گوید راهی برای تسلط کفار بر خود قرار ندهید آیا فقط منظور حوزه "تجارت خارجی" است؟ آیا پذیرفتن تسلط کفار در حوزه اندیشه و ارتباطات عمل به قرآن است؟ چرا نگاه غیردینی به اصلاح را حتی به قیمت نابودی اندیشه و فرهنگ داخلی میپسندند؟ باز گذاشتن دروازه ذهن ها به روی اندیشه های بنجل و دست چندم خارجی کجایش "اصلاح" است؟ این موضوع با "اصلاح خواهی" در تضاد روشن است.
جناب ولی نعمت در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به وقایع بعد از انتخابات گفت: مسئولین نظام برادران و خواهران مردم هستند. صحنه های پاره کردن و آتش زدن تصاویر، اهانت به تمثال ها، فحاشی های رکیک، کتک زدن نیروی انتظامی، یا خبرهایی که درباره ی سناریونویسی های براندازانه هست و دروغپردازی رسانه های این جریان درباره خادمین مردم روی آنان تاثیر بد می گذارد. بنده اصلا به این مسئول یا آن مسئول متمایل نیستم ولی مگر چکار کردند که آنها را هتک حیثیت کردید و متقلب نامیدید؟
به جای سم پاشی تبلیغاتی علیه دولت منتخب مردم جوانمردانه با او رقابت کنید
وی با اشاره به اعتراض دو حزب متخلف مشارکت و مجاهدین نسبت به مساله انحلال شان گفت: شما اگر می گویید این دولت خوب نیست یک حزب خوب و قانونمدار و غیرمرتبط با بیگانگان تشکیل دهید و به جای سمپاشی تبلیغاتی علیه دولت منتخب مردم جوانمردانه با او رقابت کنید تا اگر توانستید خود به خود علاقه جامعه به دولت منتخبشان را کمرنگ کرده و به سوی خودتان جلب کنید.
وی تاکید کرد: قرار بود "رقابت در خدمت" داشته باشیم نه "رقابت سیاسی" آنگونه که در دنیا مرسوم است. متاسفانه برخی متوجه نیستند که تاکید قانون اساسی در مورد آزادی تشکل های سیاسی با این فرض است که آن تشکل ها بدنبال خدمت باشند نه در سودای خیانت یا غرق در غفلت! این به آن معنا نیست که همه جریان هایی که پرچم خدمتگذاری دارند خیلی خوب و بی نقص باشند. ممکن است جریانی در کشور شکل بگیرد که اهل کار و خدمت است اما چندان اهل مشورت نیست. اما راه حل این مشکل اصلاح گری در فرآیند نقد سازنده است که در آن ابواب جمعی مردم هم میتوانند بهترین بهره را از انتخابشان ببرند. راه حل این نیست که با یک نگاه حذفی جنبش "فلانی نه!" راه بیندازیم و گمان کنیم نخبگی یعنی نگاه حذفی! این هم متأسفانه به نام "اصلاح" تمام شده است و به همین دلیل کسانی که با این رفتارها مخالفند و پایبند اصلاح طلبی در چارچوب ارزش های انقلاب و راه امام هستند باید به شکل های مختلف نشان بدهند که این اصلاحی که ما می شناسیم این نیست.
این اصلاح نیست...
جناب ولی نعمت افزود: اصلاح طلب واقعی به کسی تهمت نمی زند، اعتبار کسی را بی دلیل مخدوش نمیکند، دروغ نمی گوید، کسی را با شایعات نادرست در ناامیدی نگه نمی دارد و در برابر جریان اعتماد مردم به توانمندی کشور و نظامشان محدودیت ایجاد نمی کند، اصلاح طلب واقعی یقیناً مدافع نیرومند دین و آیین ملی، رهبری اسلامی و مستقل، اقتصاد ملی و عظمت و استقلال کشور است. این وظیفه ی فوق العاده مهمی است که عقلای این جمع در رفتار و کردارشان نشان بدهند که اصلاح طلبی مدافع دین و استقلال کشور است و حاضر نیست یک ذره از ارزش های اسلامی و استقلال کشور از دست برود. منتها ما که اکنون در میان جمعیت موسوم به اصلاح طلبان نیستیم، در کنار آنها هستیم.
می گویند از کشتی مسلمانی پیاده نشده ایم…
وی خاطر نشان کرد : وقتی مشفقانه به سران جریان اعتراضی میگویند "از کشتی نظام پیاده نشوید"، طوری که گویی همراهی با نظام خارج از حوزه مسلمانی است میگویند "از کشتی مسلمانی که پیاده نشده ایم"! تو گویی فراموش کرده اند که به فرموده پیر جماران حفظ نظام از اوجب واجبات شرعی است و همراهی با نظام نه تنها از مسلمانی است بلکه از شروط تحقق آن است. آقایان می گویند از کشتی مسلمانی پیاده نشده ایم اما در برابر مستقل ترین حکومت مسلمانان در جهان می ایستند! با عنوان و برچسب یک مسلمان می خواهند طوری رفتار کنند که جوانها را از نظام اسلامی مأیوس کنند! باید حداقل به این افراد بگوییم "اصلاح طلبی" که می شناسیم این نیست، اصلاح طلبی که می شناسیم انصاف دارد، با حیا است، تقوا و پروا دارد، زدن تهمت تقلب را نمی پذیرد. با زبان استدلال نقد میکند و با افراد روبه رو می شود، نیکی ها و همت های دیگران را هم میبیند و بزرگ میشمارد. اصلاح گری و اصلاح خواهی مرامی است که می تواند با ارزش های دینی و اخلاقی همسو و پیشتاز شود.
توصیه ای از علی(ع) که برای امروز بسیار آموزنده است
جناب ولی نعمت با اشاره به دهه اول انقلاب گفت: این روحیه خوداتکایی ایرانی مسبوق به سابقه است و در آن زمان هم در این زمینه ها مشکلی نداشتیم، ما آنروز هم مانند امروز ابداعاتی در سیاست خارجی، سیاست داخلی، اقتصاد جنگ و … داشتیم و احساس نمی کردیم از قافله بشری در زمینه تلاش برای دستیابی به تکنولوژی، تمدن، سیاست و امثالهم عقب ماندگی داریم. کمااینکه رشد روزافزون امروز ما نیز بر اساس همین احساس است. لذا من معتقد بودم و هستم که در هر موقعیتی که هستیم باید بین همسایه ها، همشهری ها و در سطح ملی این احساس را ابراز کنیم و نشان دهیم. فکر می کنم آن وصیتی که حضرت علی(ع) در آخرین لحظات داشتند (کونوا لظالم خصما و للمظلوم عونا) حامی مظلومین و مخالف ستمگران باشید یک توصیه ی فوق العاده است. یک نیروی مسلمان و دینی باید شهرت به این پیدا کند که در کنار مظلومین است هر جا که باشد و مخالف ظلم است هر جا که می خواهد باشد. چه آن زمان که عده ای ظالم و ستمگر کیان این نظام را در صحنه جنگ نظامی هدف هجمه قرار دادند، چه اکنون که عده ای مدعی انقلابی گری و اسلام، ظالمانه این نظام مظلوم را آماج تهمت های وقیحانه ای چون تقلب و تجاوز کرده اند و میکنند.
مردمی بودن و سلامت انتخابات در نزد ایرانیان یک مساله جا افتاده است
به جنبش عدالت طلبانه 22 خرداد تهمت کودتا می زنند و خود مجدانه در مسیر کوتای رسانه ای علیه دولت منتخب مردم حرکت میکنند.
وی این موضوع را دارای اهمیت بسیار عنوان کرد و افزود: همین موضوع اصلاح خواهی پتانسیل بسیار زیادی دارد و سلامت جامعه ما را نگه می دارد. ما واقعا نیازمند آن هستیم که اصلاح گری و اصلاح خواهی را درست معرفی کنیم تا بخش هایی از جوان ها و ملت خودمان را که گرفتار تعابیر نادرست برخی نخبگان از اصلاح خواهی شده اند نجات بدهیم و اگر در این امر موفق شویم، دیگر دلیلی ندارد که گرایش ضداصلاحات به این گستردگی در جامعه مسلمان ما مشاهده شود.
جناب ولی نعمت درباره سلامت انتخابات ریاست جمهوری دهم گفت: این انتخابات یک حرکت صد در صد ملی و مردمی بود ولی مخالفان رای مردم و سران جریان اعتراضی به جنبش عدالت طلبانه 22 خرداد نسبت ناروا می دهند و آن را به کودتاگری و ارتباط با دولت های روسیه و چین منتسب می کنند و خود مجدانه در مسیر کودتای رسانه ای علیه دولت منتخب مردم حرکت میکنند و با یک حالت خاضعانه از لزوم به رسمیت شناخته شدن قدرت مستکبرین جهانی سخن میگویند و حتی بر طبل تنش زدایی با استعمارگران میکوبند! و جالب اینکه از تنش زدایی سخن میگویند و همزمان به نامه های سراسر نصیحت رییس جمهور منتخب مردم به رییس جمهور ایالات متحده نیز شکایت میکنند! از یک طرف داد میزنند که دولت "ماجراجویی" نکند، و از طرف دیگر برای نمایش عمق کینه های شخصی شان، "نامه نگاری" را که در منطق خودشان نیز ماجراجویی محسوب نمیشود مورد حمله و تهاجم ناجوانمردانه قرار میدهند. همین انسان های خودخواه و خودمحور ما را به کودتاگری متهم می کنند. این حرکت آنها البته به این دلیل است که مردمی بودن و سلامت انتخابات یک ارزش جاافتاده ای در میان ملت ماست. ملت ما نسبت به این مسئله حساسیت دارد و اگر یک جریانی را به دستکاری آرای مردم منتسب کنند طبیعی است که موجبات هتک حرمت آن جریان را فراهم میکنند و چهره اش را مکدر میکنند.
آنچه حسن ظن مردم را قربانی می کند
وی افزود: وقتی جریان اعتراضی می آید برخورد قانونی با دو روزنامه متخلف و معترف به تخلف را بزرگنمایی کرده و به عنوان "برخورد گسترده با سخنرانی ها و هیئت ها و احزاب" مطرح میکند و حتی یک رسانه مرتبط با جریان اعتراضی نمی توانیم داشته باشیم که منصفانه فضا را تحلیل کند و یا وقتی یک مناظره نمی توانیم با سران جریان اعتراضی انجام بدهیم و … در چنین حالتی بدبینی نسبت به نیت خیر سران جریان اعتراضی در کشور گسترده می شود. از یک طرف دشمنان شناسنامه دار و از طرف دیگر سران جریان اعتراضی، سرانجام این وسط چیزی که در دو لبه قیچی از بین می رود همان حسن ظن مردم به این جریان است که به نظر من در بدنه اصلی جنبش عدالت طلبانه 22 خرداد کاملا از میان رفته است. ما فکر می کنیم چیزی که در این جنبش مهم است تجربیات نیک این سی سال پس از انقلاب است که باید تلاش کنیم بیش از پیش استفاده بشود. سپس یک رشد بصیرت جمعی داشته باشیم. این فضای پیرامونی ماست که ترسیم کردم، فضایی که هر روز با یک خودخواهی و یک ایستادگی برابر قانون روبرو هستیم.
آنها می خواهند ملت ایران از پیرامون نظام خود متفرق شود و مردم باید مراقب هم باشند
علیه سران این جریان شمشیر نمی کشیم، تنها عنصر پیش برنده ما بصیرت افزایی است
جناب ولی نعمت گفت: امروز یکی از نشریات اینترنتی جریان اعتراضی را خواندم که نوشته نباید فریب احکام اعدام صادر شده برای مجرمین کهریزک را خورد! آنها نگاهشان اینطوری است، می خواهند تمام خوشبینی ها و امیدهای ملت به نظام را از بین ببرند و یقیناً بعد از این کار به حساب آبرو و حیثیت خادمان نظام و مردم خواهند رسید. در چنین حالتی شبکه های روشنگری و هیئت ها و حلقه های بصیرت افزا اهمیت فوق العاده ای پیدا می کنند. مواظب شعائر دینی بودن، مواظب اجرای قانون اساسی بودن، مواظب اندیشه های جوانان بودن، مواظب جامعه و هر چه پیرامون ما هست بودن، اهمیت زیادی پیدا می کند. ما در این مصاف تا زمانی که این جریان جنبه فکری دارد نمی خواهیم علیه سران این جریان شمشیر بکشیم و با یک حالت رزمی به میدان برویم. ما عنصری داریم که قدرتش از همه اینها بیشتر است و آن ایمان و آگاهی ما نسبت به جبهه حق نظام جمهوری اسلامی در دنیاست. باید این ایمان و آگاهی را تقویت کنیم. ایمان به یک دین جهادی و یک نگاه انقلابی. ایمان به دینی که امام (ره) مطرح کرد: یک دین بصیر، حق محور، جهادی، پیشتاز و روشن، که بتواند در سطح جهانی و در سطح داخل روز به روز رشدمان دهد. از طرف دیگر آگاهی بخشی نسبت به مهمترین حقوق اساسی مردم یعنی دین و اعتقاد آنان. مردم میدانند که در میان حقوقی که دارند، حرمت "دین" و "آیین" و "رهبرشان" رتبه نخست را دارد و این حق آنها دارد توسط جریان های زیاده خواه ضایع می شود.
نباید سران جریان اعتراضی به جای مردم فکر کنند
اینگونه نمی شود یک جریان اعتراضی داخلی را اداره کرد…
وی یکی از حقوق مردم را "محترم شمرده شدن نتیجه انتخابات" عنوان کرد و گفت: نباید سران جریان اعتراضی به جای مردم فکر کنند. وقتی حتی از دور هم نگاه می کنیم به زشتی این کار پی می بریم که مثلا چهار پنج نفر که به فرض سوابق عالی در مبارزه و انقلاب دارند و اصلا به فرض تمام حسن های جهان در آنها جمع شده است، بنشینند نقشه بکشند که بحث تقلب را مطرح کنند، عده ای را انتخاب کنند برای هوچیگری رسانه ای، عده ای برای آشوب خیابانی، عده ای برای دعوت به حکمیت و اعتدال!، و بعد به یک ملت هفتاد و پنج ملیونی بگویند تو موظفی قبول بکنی که در بحران قرار داری! این بدترین حالت برخورد با یک ملت است. زشتی این کار را نمی فهمند، چون داخل آن هستند و لمس نمی کنند. بله وقتی که یک فردی در یک جایگاهی خطایی و حتی جنایتی انجام میدهد با او باید با شدت و غلظت برخورد کرد. از گذشته هم برای این کار راه داشته ایم. اما این افراد وقتی انتخاباتی به این شکل، با این مشارکت، با این سلامت و با این سطح از مردمی بودن انجام می دهیم، توقع دارند در مقابل نتیجه انتخابات بایستند و تمام دهان ها هم بسته بماند، تمام مراکز اطلاع رسانی هم هیچ اعلام موضعی بر علیه آنها نکنند، تا انتخابات ابطال شود و آن کسی که آنها می خواهند رأی بیاورد! و بعد آمار کشته شدگان آشوب های خیابانی را هم هزار جور دستکاری بکنند و مرتکب تخلفات و تعدی های عجیب و غریب شوند. اینطور که نمی شود یک جریان اعتراضی داخلی را اداره کرد. در این صورت وضعیت جریان اعتراضی به اینجا میرسد که الان متاسفانه حمایت های گسترده خارجی پشت سر این جنبش عملا موجب ننگ شده است و از آن بدتر عناصر داخل این جریان نه تنها نسبت به حمایت های دشمن اعتراضی نمیکنند، بلکه نظرات سیاسی، امنیتی و اقتصادی کاملا همسو با دشمن اظهار میکنند.
وی در فراز دیگری از سخنان خود با اشاره به مسائل اقتصادی کشور گفت: یکی از مهمترین شاخص های اقتصادی که اتفاقا برای معترضین متمایل به غرب هم بسیار اهمیت دارد همین "میزان سرمایه گذاری خارجی" است که از 1.5 میلیارد دلار در سال 1387 به 2.5 میلیارد دلار در سال 1388 رسیده و این یعنی 60 درصد رشد. آیا اصلا این رشد را دیدند؟ این افزایش چشمگیر به معنای بهبود وضعیت اشتغال، کاهش فقر، کاسته شدن از فشار روی طبقات حقوق بگیر و امثالهم است اما این جماعت خودخواه دروغزن نمیتوانند رشد را ببینند. به دروغ گفته شد که رشد اقتصادی کشور امسال صفر خواهد شد! این افراد به ظاهر مسلمان و انقلابی در شرایطی دروغگویی پیشه میکنند که حتی گزارش بانک جهانی نشان میدهد که اقتصاد ایران در سال های 2010 و 2011 نرخ های رشد 2.2 و 3.4 درصدی را تجربه خواهد کرد. البته اطلاعات شفاف وجود دارد و این گونه دروغگویی ها راه به جایی نخواهد برد. یک دفعه عده ای می نشینند در اتاق فکرشان تصمیم میگیرند و تصمیم خود را به فلان آقای مدعی ارائه میکنند و او هم در جریان یک بیانیه یا سخنرانی دروغ های مصوب اتاق فکر را بر زبان و قلم جاری میکند. این افتضاح سیاسی نیست؟ تمام اطلاعات مربوط به رشد صنعت و فن آوری کشور و نیز اطلاعات راجع به کارهای کارشناسی گسترده دولت و مجلس بر روی لایحه ی هدفمند کردن یارانه ها ناگهان نادیده گرفته میشود. افرادی مشخصا به دنبال آمارسازی هستند تا برای آینده کشور پیش بینی های ناامید کننده داشته باشند. عوض اینکه این افراد در جریان اعتراضی تهدید شمرده شوند به عنوان فرصت مطرح می شوند! مدعی می شوند که تمام اطلاعات اقتصادی کشور قیچی شده و سانسور شده است و نتیجه این دست سیاه نمایی های ناجوانمردانه می شود این شرایط بسیار وخیمی که این جریان اعتراضی امروز تجربه میکند.
گسترش بصیرت مهمترین زمینه تغییر به نفع اصلاح گری
وی افزود: کار ما آگاهی دادن به مردم نسبت به این مشکلات و بسط و گسترش آن است. از جمله اساسی ترین حقوقی که مردم دارند اطلاع رسانی پیرامون خطاهایی است که برخی جریان ها دور از چشم مردم مرتکب میشوند و میخواهند روی آن خطاها سرپوش بگذارند و این یعنی همان اصلی ترین و مهم ترین عنصری که می تواند زمینه تغییر را به نفع اصلاح طلبی حقیقی و آتیه ی کشور ایجاد کند به شرطی که حالت اجماعی که نسبت به این مسأله بوجود آمده ادامه پیدا کند. من فکر می کنم بعد از حوادث تاسف بار پس از انتخابات در این زمینه پیشرفت محسوسی کرده ایم و جریان های قانون گریز کمتر میتوانند پشت عناوین مثبت مخفی شوند.
میزانی برای سنجش موفقیت جنبش عدالت طلبانه 22 خرداد
وی میزان حضور مردم در راهپیمایی های گسترده را معیار کافی برای سنجیدن جایگاه جنبش عدالت طلبانه 22 خرداد ندانست و گفت: ما نباید بگوییم که خیابان ها زمانی از ملت انقلابی ایران پر است و زمانی خالی و بر این اساس بخواهیم بسنجیم که جنبش عدالت طلبانه در کدام نقطه ایستاده است. باید شاخص و اطلاعاتی داشته باشیم که ببینیم "بصیرت عمومی" چقدر رشد داشته است تا بر این اساس بدانیم در آینده چگونه باید با قانون شکنان برخورد کرد. ببینیم آیا این بصیرت و دشمن شناسی در سطح جامع گسترده تر شده یا نه. اگر ما نسبت به این بصیرت افزایی پیشرفت داشته ایم که داشته ایم، زمینه ی درخواست عمومی برای تغییر جدی در رفتار سران جریان اعتراضی ایجاد شده است.
آنچه سران جریان اعتراضی را نسبت به اطلاع رسانی حساس کرده است…
جناب ولی نعمت تاکید کرد دلیل حساسیت سران جریان اعتراضی است نسبت به اطلاع رسانی ها و شفاف سازی ها همین است و این موضوع اهمیت بسیار زیادی دارد. اگر هیچ بحرانی در جریان اعتراضی وجود نداشت برنامه "رو به فردا" با بایکوت عناصر این جریان مواجه نمی شد و یا دعوت چندباره تارنمای میانه رو "الف" از سران جریان اعتراضی برای پاسخ به افکار عمومی به در بسته نمیخورد. تمام این ها نشانگر اهمیت این مطلب است که قدیم می گفتند پاشنه آشیل یا چشم اسفندیار.
دامنه بصیرت را به مرفهین بی درد، ماهواره بین ها و فریب خوردگان بکشانیم
فقط کسانی که به رای مردم احترام میگذارند باید در صدا و سیما تریبون داشته باشند
وی بصیرت را مهمترین مسئله عنوان کرد و گفت: باید بصیرت را گسترش دهیم، باید دامنه بصیرت را به مرفهین بی درد، ماهواره بین ها، معترضین، بدبین شده ها و دانشجویان فریب خورده بکشانیم به آنها بگوییم این شیوه زیست سیاسی شایسته شما نیست. شما حق دارید که یکبار خودتان فکر کنید و به جای شما فکر نکنند. شما حق دارید از سران جریان اعتراضی انتقاد داشته باشید، حق دارید جریان اعتراضی خوب و کارآمدی داشته باشید. از چنین حقوقی برخوردارید. شما حق دارید در برابر سران خودخواه جریان اعتراضی صحبت و نظر خودتان را اعلام بکنید و به نظر شما باید اهمیت داده شود. این صدا و سیمایی که از پول "مردم" اداره می شود باید به گونه ای باشد که فقط کسانی که به رای "مردم" احترام میگذارند در آن تریبون داشته باشند که بحمدالله تا حدود زیادی همینگونه است.
وی با اشاره به خاطره ای از شهید بهشتی (ره) گفت: یادم هست که شهید دکتر بهشتی رحمه الله علیه یک بار گفته بودند ((ممکن است بنده نیز انتقادی نسبت به حضرت امام داشته باشم اما حاشا که این نقد را علنی و آشکار کنم.)) خب این وضعیت آن بزرگوار بود که احترام امام (ره) نزد ملت و اقتدای اقیانوس امت اسلامی به ایشان سبب میشد حتی نقدی هم اگر داشتند "خصوصی" مطرح میکردند. اما پس از انتخابات دیدیدم که جریانی که فرزند این شهید بزرگوار نیز از عناصر کلیدی آن بود نه تنها صحه رهبر انقلاب و جانشین امام (ره) بر سلامت انتخابات را رسما و علنا نپذیرفت و حکم تنفیذ ایشان را نافذ ندانست، بلکه در برابر آتش زدن و پاره کردن تصاویر ایشان و حتی فحاشی گسترده علیه ایشان سکوت معنا داری پیشه کرد. واقعا چقدر میتوان این برخوردها را دید و به اعتقاد این جریان به راه امام (ره) و یاران امام (ره) شک نکرد؟
با این انتخابات واتفاقات بعد از آن، ایده "تجدیدنظر جدی در جریان اصلاحات" متولد شد
وی خاطرنشان ساخت: باید به بدنه مردمی جریان اعتراضی اینها را انتقال بدهیم و برای آنها روشن کنیم که یک جریان اعتراضی سالم به معنای وجود آغوش باز برای پذیرش خطاها و اعتراف به آنهاست نه اینکه سران جریان حتی نتوانند از عادی ترین امکان وجودی شان یعنی "وجدان" شان استفاده کنند! برداشت من این است که با این انتخابات واتفاقات بعد از آن یک ایده جدی در داخل خود اصلاح طلبان مبنی بر "تجدیدنظر جدی در جریان اصلاحات" متولد شد که برگشت ناپذیر است. کافیست عقلای این جریان از این ایده مثل یک گیاه و گل پاسداری کنند و بگذارند تناور و گسترده شود. در قرآن کریم آمده است که خداوند سرنوشت قومی را تغییر نمی دهد مگر آنکه خودشان تغییر دهند. این آگاهی زمینه تغییرات وسیعی را در جریان اصلاح طلبی ایجاد خواهد کرد.
شعله بصیرت را کماکان به همه اقشار ملت برسانیم
جناب ولی نعمت تاکید کرد، باید برای راهمان برنامه داشته باشیم و بیش از همیشه باید به این مسئله معطوف شویم که این شعله بصیرت که شراری از شعله ولایت علی بن ابی طالب (ع) است را کماکان به همه اقشار ملت برسانیم و با گسترش آگاهی ها ارتباط روزآمدی با آنها داشته باشیم و به آنها بگوئیم وضعیت کشور زمانی "اصلاح" می شود که منتخبین مردم با احترام و بدون گردنکشی عده ای زیاده خواه بر کرسی هایی که مردم آنان را شایسته یافته اند بنشینند و تنها محترم شمارندگان رای و نظر مردم بتوانند در صدا و سیما و رسانه ملی حاضر شوند، نه کسانی که همه همت و تلاششان این است که مردم نتوانند یا نخواهند مواظب فساد گروهی آنها باشند.
جناب ولی نعمت با اشاره به دوران ابتدایی پیروزی انقلاب گفت: در ابتدای این انقلاب اینجور نبود که بگویند شما چرا ریخت و پاش کردید؟ بلکه همه مراقب یکدیگر بودند. آن ایمان و اعتقاد گسترده باعث می شد مراقب خویش باشند. کافی بود در اداره ای کسی کمی پایش را از گلیم اش جلوتر بگذارد خود کارمندان بر خورد می کردند و خود جامعه این حالت را داشت. یکی از علل حوادث پس از انتخابات جدا شدن گروهی از نخبگان از این نوع نظارت ها بود که باعث شد فساد فکری و توهم نادرست پیروزی در آنها به یک حد بی مهاری برسد و به توهم تقلب گسترده کشیده شود. جلوگیری از تکرار این مفاسد فکری البته به منشوری ملی نیاز دارد که باید تهیه شود.
سینه به سینه و با خلاقیت انتقال اطلاعات کنیم
وی موضوع مهم دیگر را در ارتباط با فعالیت های رسانه ای برشمرد و گفت: باید روش هایمان را به روزتر کنیم. حالا که امکان مفاهمه مستقیم نداریم باید راه های تازه ای پیدا کنیم. ضمن آنکه دنبال برقراری مفاهمه مستقیم و کشاندن سران جریان اعتراضی به دادگاه افکار عمومی هستیم تا از این طریق بیشترین اثرگذاری را داشته باشیم، اما از طریق روش های مفاهمه و اثرگذاری غیرمستقیم که یقیناً جزء امکانات ماست – مثلا از طریق تولیدات فکری تعاملی و دوسویه و یا گفتگوی سینه به سینه با بدنه مردمی معترضین - باید بصیرت ایجاد کنیم. این بصیرت افزایی هم باید حول مسئله ای که در آن اجماع داریم یعنی خط روشن امام (ره) و سوی اشاره مقام عظمای ولایت امر و با روش های جدیدی که در حین کار به دست می آوریم انجام بپذیرد. دائم باید تاکتیک های نویی ارائه دهیم تا همواره گروهی از تیم های خلاق اندیشه ورز داشته باشیم و روش های نو برای مواجهه با زیاده خواهان تولید کنیم.
معیاری که جنبش عدالت طلبانه 22 خرداد بر اساس آن حرکت می کند
جناب ولی نعمت با اشاره به جنبش عدالت طلبانه 22 خرداد خاطرنشان کرد: جنبش عدالت طلبانه 22 خرداد بر اساس معیارها و الگوهای روشنی حرکت می کند، معیاری که می گوید "دین مردم" و "رهبری اسلامی جامعه" از جمله حقوق اساسی مردم هستند و باید محترم شمرده شوند، و هر تعریفی از عدالت و آزادی باید با قید این احترام باشد. این کار تحقق نمی پذیرد مگر آنکه همه نخبگان سیاسی را دور هم و حول این محور جمع بکنیم. این ملت و مردمی که عاشقانه دین ورزی میکند محترم است و هر کس که برای دین مردم احترام قائل است قطعا محترم است.از اول هم اساس بر همین بود. روزهای اوّل پیروزی انقلاب امام حاضر به پذیرفتن گروه هایی که برای دین و رهبری مردم احترام قائل نمیشدند نبودند. بارها مجاهدین خلق درخواست دیدار دادند و امام نپذیرفتند. برای اینکه تصور بر این بود که نظامی داریم که ارزشهای مشخصی دارد و پایمال کنندگان این ارزشها را نمی تواند در بر بگیرد. این هیچ نوع منافاتی با آزادی و عدالت نداشت و ندارد.
وی افزود: هم اکنون هم تصور و ایده ایی که جنبش عدالت طلبانه 22 خرداد باید ارائه دهد این است که بتواند بیشترین نیروی انقلابی و معتقد ممکن را در خودش جمع کند. همان جوانی که امروز به خاطر دروغگویی ها و سیاه نمایی های برخی نخبگان سیاسی به حکومت و نظام بدبین شده است وقتی عمل درست نظام را برای او خوب تبیین کنیم و دروغگویی سران جریان اعتراضی را به روشنی نشان دهیم، راه بازگشت او را فراهم کرده ایم و این برای ما اهمیت زیادی دارد. یعنی بازگشت وسیع بخش های فریب خورده جامعه به سمت نظام و خدمتگذارشان موقعی است که از نظام روشنگری ها و استدلال های متقن ببینند، و ناکارآمدی جریان اعتراضی کنونی نزدشان عیان شود. در آن حالت ما بیشترین روی گردانی را از جریان اعتراضی و سران دروغگویش خواهیم داشت و امید ابرقدرتهای عالم ناامید خواهد شد.
وی به روشن شدن بیشتر مشخصات جنبش عدالت خواهانه و این حرکت تاکید کرد و گفت: باید این مشخصات و این حرکت را به درون بدنه معترضین منتقل کنیم. باید به بدنه مردمی معترضین بگوییم که ما دنبال حذف هیچ گروه معتقد به قانون و دینی نیستیم. جریان اعتراضی متعلق به همان کسانی باشد که الان هست، اما این معیارهایی که مطابق اسلام و فطرت و قانون است را رعایت کنند. نیروی انتظامی را کتک نزنند، در مجلس ختم دروغین آدم زنده شرکت نکنند، و بگذارند مردم نتیجه آراءشان را حاکم ببینند، بپذیرند که حرف حرف مردم باشد، همانطور که قانون اسلامی تصریح دارد، بپذیرند که رسانه ها آزادانه اعمال غیرقانونی آنها را منعکس کنند. اگر آنها سبب فراهم نکنند، ما قطعا نمی خواهیم و نمیپسندیم رسانه ایی باشد که به معترضین فحاشی کند.
شهدای گمنام بسیج …
به راحتی انگ کودتاچی می زنند
وی با اشاره به شهدای گمنام بسیج در حوادث سال 88 گفت: الان در بهشت زهرا متأسفانه غیر از افرادی که شناخته شده اند شهدای گمنام و مظلومی می بینید که در آغاز جوانی صرفا به این خاطر که خواستند از فلان مرکز دولتی یا صداوسیما که مورد حمله قرار گرفت دفاع کنند جان عزیزشان را از دست دادند و حتی یک مراسم چهلم برای اینها برگزار نشد. ما می گوییم این را انسانیت نمی پذیرد، "اصلاح" این را نمی پذیرد، این با هیچ مبنای انسانی و مصلحانه که ما می شناسیم سازگاری ندارد. بیایید ثابت کنید که اصلاح طلبی چنین است. تا یکی کوچکترین انتقادی میکند زود یک مارک کودتاچی میزنند. الان شهدا و آسیب دیدگانی در بسیج و ناجا که فرزندان این ملت هستند وجود دارند که ناشناس هستند، پرونده بعضی شان اصلا بسته می شود، برخی هستند ماهها اصلا کسی سراغشان نمی رود. از همین آقایان سران جریان اعتراضی که هزار ادعای دروغین غیردوستی و مخالف دوستی دارند یکی سراغی از این فرزندان ملت نگرفته. آنجا که هتک مشهوری صورت گرفته با زرنگی خود را مبرا میکنند و میگویند ما نبودیم و ما هم مخالفیم، مثل ماجرای مسجد لولاگر، اما به افرادی که به دلیل فراخوان های غیرقانونی اینها و برهم خوردن نظم عمومی آسیب دیده اند و تکلیف اعاده حق آنها واقعاً روشن نیست، کاملا بی تفاوت هستند. ما می گوییم اصلاح طلبی با این مسئله سازگاری ندارد.
جناب ولی نعمت افزود: می گوییم اصلاح طلب حقیقی باشید، آیا حقیقت اصلاح خواهی با اینها سازگار است؟ ما چنین چیزهایی نداریم. این حرف ها را اگر مردم می پسندند دلیلش این است که با فطرت آنها و اعتقادات دینی آنها و با تجربه روزانه آنها سازگار است. در خصوص مسائل سیاسی اقتصادی هم همین طور است. کجای اصلاح طلبی این است که شما خوشحال باشید که صهیونیستی ترین رسانه های تمام دنیا سنگ شما را به سینه میزنند؟ این اصلاح طلبی است؟! در دنیا در سطح بین الملل تقریباً هیچ کشوری نیست که در داخل هیچ بلوک استعماری و استکباری حضور نداشته باشند به جز جمهوری اسلامی. این جمهوری اسلامی است که تمام قد در برابر بلوک های استعماری و استکباری دنیای آشفته امروز استغنا پیشه کرده. در برابر استکبار کودک کش جهانی چنان زبون و ذلیل و خائف و خاشع شده اند که آمریکا را بعنوان یک "ابرقدرت"، یک دارنده نیروی نظامی وسیع، بمب اتم، رسانه و سرمایه وسیع بعنوان قدرتمندترین کشور جهان به رسمیت شناخته اند! نمیبینند که همین آمریکا در تمام دنیا در گردش است و زبونانه میکوشد مسائل و مشکلات ملی و داخلی خود را در تبلیغات رسانه ای روی مسائلی چون مسئله هسته ای ما منحل کرده و مسائل اقتصادی اش را با وارد کردن فشار بر اقتصاد دیگر مناطق دنیا حل و فصل کند. این دنیاگردی و دریوزگی آمریکایی ها برای دفع بلایای خودساخته شان را نشان هوشمندی آنها میگیرند! این افراد مرعوب قدرتها نیستند؟ این افراد آمریکاهراسی و غرب هراسی ندارند؟ اینها اصلاح طلب هستند؟!! کسی که آمریکای جهانخوار را کشوری توصیف میکند که ((یقینا از لحاظ قدرت مادی استغنایش از ما بیشتر است)) و کلمه ای از استکبارگری این قدرت پوچ و رو به زوال بر زبان نمی آورد این فرد لایق رهبری جریان اعتراضی است؟ این توهین به بدنه مردمی معترضین نیست؟ این انسان های مرعوب در زمان پهلوی ها چه خدمتی به ایران کردند که امروز بکنند؟ آیا همه پتانسیل جریان اعتراضی این است که اینچنین افرادی آنرا رهبری کنند؟
از "دین" و "رهبری" که به دقت از حقوق اساسی ملت هستند نباید بگذریم
جناب ولی نعمت تصریح کرد: از "دین" و "رهبری" که به دقت از حقوق اساسی ملتمان هستند نباید بگذریم و آنها نیز ضعف و ناتوانی و عدم تدبیرشان را نباید به نام اصلاح گری تمام کنند. این اصلاً ربطی به اصلاح طلبی ندارد. ما کشوری اسلامی و در یکی از بهترین موقعیت های تاریخی مان هستیم و دوستان فراوانی در جهان داریم و با همه روش ها از جمله روش های سیاسی همواره در جاهایی که لازم است از خودمان دفاع میکنیم. اینکه ملت ما در دفاع مقدس نشان دادند که بر سر ارزش ها حاضرند تا آخرین قطره خون بایستند این ناشی از دین مداری و تبعیت از رهبری بود. امروز هم تا این دین مداری و تبعیت از رهبری هست، همین جانفشانی ها را خواهیم داشت. در سال های اخیر به طور قطع بهترین فرصت های توسعه کشور را با کار و تلاش چندبرابر دولت منتخب مردم به ثمر نشاندیم و درآمدهای عظیمی که ممکن بود اگر در دست دولت های نااهل می افتاد خرج کاغذبازی ها وسیاستهای اقتصادی نادرست میشد به دقت خرج بسط عدالت و رونق مناطق محروم کشور شد و الحق همه آروزهای بدخواهان این ملت را به باد فنا دادیم و متأسفانه عده ای در داخل با کمال حقد و غضب و حسادت نتوانستند این تلاش های مضاعف را ببینند. من میگویم این زحماتی که برای کشور کشیده شد باید شناخته شود و دوستان، آنهایی که در زمینه اقتصاد نظریه پردازند به یک شکل، آنهایی که از نظر فرهنگی صاحب نظرند به شکل دیگر، این آیتم های رشد و توسعه را به اطلاع مردم بخصوص بدنه مردمی معترضین برسانند تا زمینه دگرگونی در این جریان های معترض ایجاد شود.
مشفقانه سران جریان اعتراضی را نصیحت کنیم
کم هزینه ترین راه برای نجات جریان اعتراضی از مشکلات…
راه حلها را با قید اینکه دنبال حذف و طرد بدنه مردمی معترضین نیستیم دائم باید اعلام بکنیم
جناب ولی نعمت خاطرنشان کرد: از این طرف هم باید دلسوز باشیم و مشفقانه سران جریان اعتراضی را نصیحت کنیم و بگوییم راهی که شما می روید بیراهه است. یکی از این آقایان زیاده خواه در بیانیه شمارۀ هفده ای که منتشر کرد به زعم خود یک موضوع اساسی را طرح کرد(!) که گفت برخی فکر میکنند با قرارداد بستن با من جریان اعتراضی جمع میشود! حجم نخوت و غرور را مشاهده کنید! خودش را در حدی دانسته که بیایند و بجای تعامل با بدنه مردمی معترضین با او وارد معامله شوند! این توهین به بدنه مردمی معترضین نیست؟ چرا این توهین را میکنند؟ شما دست از این توهین ها بردارید، همین یک کار را بکنید، خواهید دید این آب گل آلودی که جریان اعتراضی گرفتار آن شده و این وضعیت بحرانی معترضین به سمت بهبود خواهد رفت. ما راه حل ها را با قید اینکه دنبال حذف و طرد بدنه مردمی معترضین نیستیم دائم باید اعلام بکنیم. بگوییم که کم هزینه ترین راه برای اینکه جریان اعتراضی از این مشکلات نجات پیدا کند این است که سران این جریان در رویه شان تغییراتی ایجاد کنند.
هر کس که بر خلافشان حرف بزند را کودتاچی و متقلب می نامند
وی این موضوع را مطرح کرد که در سیاست خارجی وقتی یک موضع گیری و واکنشی می خواهد اتفاق بیفتد و می خواهند تصمیمی بگیرند، حتی در جریان های اپوزیسیون باسابقه کشورهای دیگر سعی میکنند نظر مخالفین را هم بسنجند. برآورد مطلعین امنیتی و اطلاعاتی کشورشان را هم بشنوند. لااقل از همفکران خارجی تان درس بگیرید که میروند کنار کارشناسان امنیت داخلی و خارجی دولت مورد نقدشان می نشینند و در مورد یک موضوع بزرگ بحث می کنند و نظرات کارشناسی را لحاظ میکنند و ارزش میگذارند. آخر کدام جریان مخالف دولت در کجای دنیا اعلام میکند که پایه های مشروعیت کل نظام حاکمیتی را موریانه خورده است!!! این در کجای دنیا مسبوق به سابقه است؟ فردی که امنیت شخصی اش را مدیون سپاه پاسداران است به راحتی نگاه امنیتی سپاه را بدون کارشناسی و بدون مطالعه مورد فحاشی قرار میدهد. اینها در کجای دنیا سابقه دارد؟ این جلساتی که سران منتقدین دولت ها با کارشناسان امنیت داخلی و خارجی کشورهایشان میگذارند سالانه چند مرتبه پیش می آید و در همه دنیا این وجود دارد. چون به اصل نظام و امنیت ملی شان علاقه دارند. سران جریان اعتراضی ما با صدای بلند اعلام میکنند که "از دستگاه قضایی کشور ناامید هستند"!! این در کجای دنیا سابقه دارد؟ دستگاه قضا مامنی است که همه گروه های سیاسی در همه دنیا او را حاکم نهایی میدانند، قاضی در همه دنیا اوج احترام را دارد، در ایران ما نمیدانیم واقعا این افراد زیاده خواه به چه چیزی اعتقاد دارند و چه چیزشان شبیه گروه های مشابه در دنیاست...
خادمانی که توسط سران جریان اعتراضی هتک حرمت شدند
به اعتقاد جناب ولی نعمت، این روشی که هر کس بر خلاف شما صحبت کند و راه حلی ارائه دهد را کودتاچی یا متقلب می نامید و او را دلبسته به قدرت، اقتدارگرا و تحکم طلب می نامید این به نفع شما و به نفع جریان اعتراضی نیست، این تقویت دلبستگی به قدرت و به رسمیت شناختن اقتدارگرایی است. جریان های قدرت طلب و رانت خوار با این جنایت هایی که در داخل این کشور داشته اند، با این همکاری هایی که با دشمنان فرهنگ و تمدن این مردم داشتند مرده ای شده بودند که ننگ ابدی بر پیشانی آنها مانده است. شما وقتی فرزندان این ملت از سپاه پاسداران و دولت خدمتگذار و دیگران را که ده ها میلیون از علاقمندانشان در یک روز خیابان های مملکت را پر می کنند به قدرت طلبی منتسب میکنید، آیا شما با این کار قدرت طلبان را تضعیف می کنید؟ یا قدرت طلبی را تقویت می کنید؟ از آنطرف جریان بیمار و سکولاریزه شده ای را که جامعه را متمایل به غرب می کند، شما می آیید پیشانی بند وابستگی فکری این جریان به غرب را پنهان می کنید و آنها را از جریان خودتان طرد نمیکنید که فقط مجبور نشوید به آنها بگویند غرب زده و طرفدار آمریکا.
باید به حضرات گفت ببینید فضای جریان اعتراضی را به چه سمتی برده اید؟
وی با اشاره به خاطره ای از دیدار با خانواده یکی از شهدای بسیجی حوادث پس از انتخابات گفت: آنجا موضوع جالبی را دیدم. این شهید دفترچه یادداشتی داشت که قبل از انتخابات آنچه در صحنه تبلیغات و کارناوالهای خیابانی دیده بود را نوشته بود و از جمله فرازهایی از این نوشته ها که برای من خیلی تکان دهنده بود، اشاره زیرکانه این جوان به ظاهر ته ریش و پیشانی بند یاحسین(ع) افرادی بود که تا دیروز همین مظاهر را نشانه "جاماندگی تاریخی حامیان انقلاب" و "تظاهر آنها به مسلمانی" میدانستند. یعنی آن جوان نوپا تیزبینانه دانسته بود که این ته ریش و پیشانی بند یاحسین (ع) تغییر تاکتیکی سران این جریان نفاق زده برای "انقلابی جا زدن" و "خودی انگاری" این جریان بود و میخواستند دولت مورد تایید رهبری و خود رهبری را خارج از نظام و خود را نماینده اسلام انقلابی معرفی کنند(!) که الحمدلله چون بصیرت هایی از این دست همه گیر شده بود و اکثریتی از مردم این قوم ریاکار را شناخته بودند موفق نشدند. وقتی مرزکشی با دشمن را شوخی گرفتند و به لیبرالیزم اجازه عرض اندام دادند، فضا به گونه ای میشود که یک جوان کم تجربه سیاسی هم میتواند دورنگی ها و نفاق ها را شناسایی کند. در این وضع است که باید به این افراد گفت: ببینید فضای جریان اعتراضی را به چه سمتی برده اید؟
برخی اشکالات به دلیل محدودیت هاست
جناب ولی نعمت همچین در تبیین خطوط و چارچوب جنبش عدالت طلبانه 22 خرداد گفت: در عین حال من قبول دارم که کمی با دیریابی دستاوردها روبرو هستیم با توجه به اینکه ما امکان مفاهمه مستقیم با سران جریان اعتراضی نداریم و آنها عملا هر امکان پاسخگویی را بر می چینند، امکان مناظره نداریم و… و اینها در میان مدت می تواند خطرساز باشد. لکن باید یک رویه کلی دستیابی به دستاوردها انشاا… تبیین و پیگیری شود. الآن هم در بدنه جریان اعتراضی و هم مخصوصا در فضای دانشگاه ها وضعیت بهتری ایجاد شده و جامعه دانشجویی به سمت عقلانیت و روشنگری بیشتری رفته است. طبیعی هم هست، ده ها منافق و کمونیست در یک دانشگاه و حتی در یک انجمن اسلامی نفوذ کردند و محیط ده ها دانشگاه کشور آلوده این افراد شد. بچه ها حساس تر و مراقب تر شده اند، اما این به معنای ناامید شدن از پاسخگو کردن زیاده خواهان نیست بلکه به معنای بیشتر فکر کردن است و به دنبال راه حل های تازه بصیرت افزایی رفتن است.
اقدام خشن فراقانونی هرگز! جوانان به اقدام دستگاه های مسئول اعتماد و بسنده کنند
جناب ولی نعمت اظهار امیدواری کرد تا خدای نکرده راه حل های قانونی در مواجهه با سران جریان اعتراضی فراموش نشود و جوانان انقلابی ما هرگز به اقدامات خشن فراقانونی روی نیاورند و به اقدام دستگاه های مسئول اعتماد و بسنده کنند. چون با این همه خباثت ها و دشمنی ها و ایستادگی ها در برابر قانون واقعا به قانونی ماندن واکنش های جامعه انقلابی مان نمی توانیم مطمئن باشیم. در آینده حرکت های خشن فراقانونی یقیناً به ضرر حاکمیت قانون است و به ضرر جنبش عدالت طلبانه 22 خرداد است که باید مراقب باشیم این اتفاقات نیفتد.
وی در پایان با یاد دوباره روزهای جبهه و جنگ گفت: ملت کم شهید نداده است و بنده در انتها باز هم برمی گردم به صحنه های جبهه ها. من همیشه وقتی چهره های نورانی و تلاشگر جوانان امروزمان را میبینم به یاد آن فضاهای نورانی و صحنه های جبهه ها می افتم، و حقیقتا از اعماق دل و وجود آرزو میکنم که طوری نشود که فضاهای روحانی امروز که مولود فضاهای نورانی دوره دفاع مقدس هستند را عده ای نتوانند درک کنند و به راحتی آنرا نادیده بگیرند. زیرا الان متاسفانه چنین حالتی بوجود آمده که حتی اعتقاد این افراد به انقلاب نیز بدلیل همین ندیدن ها و خودخواهی ها و سیاه نمایی ها دارد زیر سؤال می رود.
جناب ولی نعمت در انتها دعا کرد تا انشاالله خداوند این بحرانی که عده ای به آن دچار شده اند را به فضل و کرمش به نفع اسلام و انقلاب ختم به خیر کند و ما بیش از این بابت زیاده خواهی های این افراد شرمنده ی خون شهدا نباشیم.