"سروش تر" است!


هر جایی و زمانی اقتضائاتی دارد و باید آن اقتضائات را مورد نظر قرار داد. البته روح کار را باید گرفت. روح کار هم عبارتست از اینکه پیامبر هم به "عدالت" معتقد بود، و معتقد بود که اگر حکومتی بر مردم میشود "باید" بر مبنای عدالت بشود. و این همان "اصل اخلاقی"ست که در دین است. بنابراین اگر قرار است امروز ما به شیوه پیامبر عمل کنیم، نه این است که شکل ظاهری اش را باید بگیریم، بلکه روحش را باید بگیریم، که ایشان هم مروج اش بوده است ... و همین است که امروزه میتواند تبعیت از پیامبر شمرده شود.
----------بخش پرسش و پاسخ سخنرانی دکتر عبدالکریم سروش در هلند | 23 فوریه 2010 | بین دقایق هفتم و هشتم فایل صوتی
همانطور که روشن است، بالاخره ظاهرا یک امر "باید و نباید بردار" در اندیشه های آقای دکتر پیدا شده است و ایشان - گوش شیطان کر - ابراز عقیده میفرمایند که "عمل به عدالت" دیگر از "باید" هاست. بسیار مایه مسرت است. از طرفی این هم خیلی مهم است که آقای دکتر بایدی بودن عدالت را اصل "اخلاقی" دین دانسته اند، یعنی به عبارتی گوشزد کرده اند که حکمرانی عادلانه و عدالت محور نه تنها منبعث از روح تعالیم پیامبر و گوهر دین ورزی است، بلکه منشا "اخلاقی" دارد، و خلاصه اینکه این عدالت ورزی میتواند حلال پاره ای از مشکلات ما باشد.
اما نوید میدهم به کسانی که ممکن است به خاطر این سخنان آقای دکتر از ایشان و جریان همفکرانشان اندکی نامید شوند!
هان ای دوستان و یاران!
اصلا جای ناامیدی نیست...
پتانسیل های خیلی خوبی در این جریان وجود دارد که همچنان میشود صد و ده درصد و چه بسا بیشتر (!) روی آنها حساب کرد!...
راه دور هم نروید ها...
همان سید مظلوم و خندان هنوز هست...
و چون هست، اصلا نگران نشوید...
"عدالت ورزی" هم چندان مشکلی از مشکلات را حل نخواهد کرد!
حالا چه "باید"ی باشد، چه نباشد...
توجه بفرمایید:
اگر مردم نخواهند، یا عدل را نمی پذیرند یا اگر برای مدت کوتاهی عدلی را که از عمق وجود آنها برنخواسته بخواهند، دوام زیادی نخواهد داشت.
----------
سخنرانی سیدمحمد خاتمی در جشن میلاد امام علی (ع) | مسجد آقابزرگ کاشان | شنبه 6 آبان 1386 | منبع
همانطور که نیاز به هیچ توضیحی ندارد، آقای سیدمحمد خاتمی از "مردم"ی سخن به میان می آورند که آن اندازه از "اخلاق" دور میشوند که ممکن است "عدل" را هم نخواهند!
و البته همه باید حواسشان باشد که ما همچنان مایلیم بر مردمی که حتی عدل و عدالت را هم نمیخواهند حکومت کنیم!
و صد البته حاکممان نیز همچنان مجبور است صد در صد منتخب و مقبول همین مردمی باشد که احیانا "عدل" را هم نمیخواهند!
البته بگذریم که این تعبیر از مردم اصلا توهین به آنها نیست (!)
و مثلا اینکه تلویحا به یک عده بگوییم ((شماها موجوداتی هستید که حتی ممکن است عدالت را هم نپسندید)) اصلا تخفیف و کوچک شمردن آن عده نیست!!
بگذریم
من به این جریان اصطلاحا فکری و علاقمندانش برای چند دهمین بار تبریکات ویژه عرض میکنم...
و چه نیک گفت شاعر غریب مان که:
گاه نوشت ها و گردآوری های محمد حسین امینی