شنیده ها و عرایض / قسمت چهارم / تخلفاتی که نمیگویید هم حرام هستند!

شنیده شد:
«امام تخلف از قانون مصوب حکومت اسلامی را با هر بهانه ای حرام می دانستند ولی شاهدیم متاسفانه در برخی موارد علنا به قانون دهن کجی شده و به آن عمل نمی شود... بعنوان نمونه اجرای ناقص برنامه پنج ساله چهارم، سند چشم انداز، سیاست های کلی مصوب و ابلاغی رهبری، قوانین مصوب مجلس و فسادهای کلان نمونه های بارز این مساله هستند.»

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام / در دیدار جمعی از استادان و محققان حوزه علمیه و محققین دانشگاه های شهر قم / 29 دی ماه 1390

عرض میشود که: 

جناب آقای هاشمی! دفتر شما چندی پیش در خلال بیانیه ای صراحتا اعلام کرده بود که شما شخصیتی «فراجناحی» دارید و از هیچ حزب و گروهی حمایت نمیکنید. اما اگر دقت بفرمایید، مواردی را که از عملکردهای خلاف قانون ذکر کرده اید، همگی به عملکرد دولت و اصولگرایان حامی دولت برمیگردد. خوب بود قدری انصاف را دخیل میکردید و از جمله ذکر میکردید که «نپذیرفتن نتیجه ی انتخابات»، «نپذیرفتن داوری شورای نگهبان در مورد انتخابات»، «دعوت از مردم برای شرکت در تجمعاتی که مجوز قانونی نداشت»، «به رسمیت نشناختن تنفیذ رهبری بر حکم رئیس جمهور جدید»، «به رسمیت نشناختن رای اعتماد نمایندگان مجلس بر وزرای دولت منتخب مردم»، «به رسمیت نشناختن قوه ی قضاییه بعنوان رسیدگی کننده نهایی به شکایات انتخاباتی»، «نپذیرفتن خواست رهبری مبنی بر اتمام حضورهای خیابانی»، «عدم حضور آقای مهدی هاشمی در دادگاه، پس از فراخوان رسمی قوه ی قضاییه و اصرار ایشان بر ماندن در خارج از کشور» و «حضور خانم فائزه هاشمی در میان آشوبگران عاشوری 88 و تایید ایشان بر حرکتهای غیرقانونی آنها» ... نیز از موارد خلاف قانونی هستند که در دو سال و نیم گذشته رخ داده اند و مرتکبین آنها طبق منطق حضرت امام (ره)، مرتکب فعل حرام شده اند و خلاف راه و روش امام (ره) عمل کرده اند.

یادداشت حسین علایی، از نگاهی دیگر!

آقای حسین علایی که از قرار معلوم، پیشتر از پاسداران بوده اند و القصه سوابقی در خدمت به نظام و انقلاب در کسوت پاسداری داشته اند، روز نوزدهم دی ماه امسال در ستون یادداشت روزنامه ی اطلاعات شماره ی 25222، یادداشتی مینویسند با عنوان «قیام نوزده دی از نگاهی دیگر»...

یادداشت کوتاه است و پیام یادداشت روشن. ایشان مشخصا قصد داشته است دوران پرشکوه نظام مقدس جمهوری اسلامی را با بی انصافی های وحشتناکی از نوع "نوریزادی" آن، با دوران نکبت بار ستمشاهی قیاس کند! سعی بی سرانجامی کرده است که نظام اسلامی را به «عدم سعه صدر» در برخورد با مخالفان متهم کند. و تلاش کرده است نظام اسلامی را به سلب آزادی های مدنی متهم کند و غیره... همانطور که روشن است، حرف جدیدی مد نظر او نیست. خلاصه ای از مسائلی را ارائه کرده است که همه روزه از رسانه های استکباری تکرار میشوند. 

تا اینجای داستان هم البته خیلی مهم نیست. در واقع تکراری بودنش از اهمیتش میکاهد. شاید فقط وضع روزنامه ای مثل اطلاعات ارزش غصه خوردن داشته باشد که چرا...؟

و اما... 

آنچه جالب است به نظر من این است که آقای علایی هم به همان بیماری اپیدمیک مخالفان نظام مبتلا هستند: ...

مطالعه ادامه مطلب

ادامه نوشته

صوت / جلسه اول مناظره آقایان خسروپناه و علوی تبار / موضوع: روشنفکری دینی



دانلود فایل های صوتی جلسه ی اول مناظره ی اقایان
عبدالحسین خسروپناه
و علیرضا علوی تبار

پیرامون روشنفکری دینی

برگزار شده در آمفی تئاتر امام خمینی (ره) دانشگاه علم و صنعت ایران
در تاریخ 6 آذر 1390

---
دانلود فایل های صوتی با لینک مستقیم و کیفیت عالی

دانلود یکجا با لینک مستقیم

بخش مناظره |حدود 80 مگابابت - لینک مستقیم|
بخش پرسش و پاسخ و جمع بندی |حدود 30 مگابایت - لینک مستقیم|

---

دانلود چندقسمتی با لینک مستقیم

بخش مناظره |قسمت اول| |قسمت دوم| |قسمت سوم|
 |قسمت چهارم| |قسمت پنجم| |قسمت ششم|

بخش پرسش و پاسخ و جمع بندی |قسمت اول| |قسمت دوم| |قسمت سوم|

---

دو تصویر از جلسه ی مناظره



.:: فیلم این مناظره ی مفید، بزودی... ::.

حکمت روز / تاخیر افتادن حق عیب نیست...

لا یعابُ المَرءُ بِتَاخیرِ حَقهِ اِنمَا یعابُ مَن اَخَذَ ما لَیسَ لَهُ؛

برای انسان عیب نیست که حقش تاخیر افتد،
عیب آن است که چیزی را که حقش نیست بگیرد.

امیرالمومنین علی (ع) | الامالی، جلد 1، صفحه 76

کوتاه، با پدر فتنه - 1 / میدانید چه کرده اید؟

ممکن که هیچ، احتمال بسیار بالایی دارد که نخوانید و نشنوید، اما مینویسم که برگی افزوده باشم بر صفحات کتاب «ظهور و سقوط یک فتنه گر»...

آقای موسوی! آیا اصلا به این موضوع فکر کرده اید که چندین نفر، چندهزار نفر، چند میلیون نفر، فقط بخاطر اینکه شما بر ادعای دروغین «مخدوش بودن انتخابات» پای فشردید و ذهنشان را خراب کردید، بیمار و افسرده و غمگین و نسبت به یک آینده ی طبیعی و روشن نومید شدند؟ چقدر مردمی که به شما رای دادند خودخوری کردند، صرفا بخاطر اینکه شما مثلا استواری به خرج دادید و بر ادعای باطلتان پافشاری کردید؟ چقدر از مردمی که به شما رای دادند ثمره ی مشارکتشان را ندیدند، چون شما میخواستید «رهبر یک جنبش موهوم» باشید؟ چقدر آدمها زندانی بدبینی هایشان به نظام شدند و رشد و شکوفایی سیاستمدارانی که دوستشان داشتند را ندیدند، فقط چون شما می خواستید از رقیب انتخاباتی تان انتقامجویی کنید؟ چقدر از زنان از همسرشان جدا شدند، چون شما همسرانشان را با ادعایی موهوم به مسیر مقابله با نظام و افتادن به زندان کشاندید؟ چقدر مشت ها بر دهان انصاف و مروّت کوفته شد، چقدر سیلی بر صورت حقیقت نواخته شد، چقدر حریم ولایت مورد تجاوز ناجوانمردانه ی هتاکان قرار گرفت و می گیرند، فقط چون شما خیال میکردید و میکنید که راهبری یک جریان اعتراضی آزادی بخش را در دست دارید؟ می دانید چقدر از دختران دانش آموخته و بیگناه جریان حامی شما سرگشته ی نفرت پراکنی های فکری شما شدند؟، چقدر پسران حامی شما به از دست رفتن همه ی فرصت های رشدشان تن دادند و چقدر پدران حامی شما جلوی فرزندانشان سرشکسته شدند و... فقط چون شما طلبکار این کشور و نظام بودید؟ چون شما در آن حصر خانگی تان - که خودتان آرزویش را داشتید و ساختیدش - هر روز ورزش می کنید و و مطالعه میکنید و نقاشی میکشید و سالم می مانید، تا میلیونها نفر از رای دهندگان به شما تا همیشه احساس غبن و خسارت کنند و صدها جوان فریب خورده ی بیانیه ها و اندیشه های شما دوران محکومیت قانونی شان را در زندانها بگذرانند و آروزی رسیدن به سعادت، خندیدن، شادمانی، شوق، نشاط، زندگی و تعالی را سالها از خود دور ببینند؟

افسوس که دور میابم شما را از انصاف و همدلی...

شنیده ها و عرایض / قسمت سوم / اصلاح طلب یا دیکتاتوری طلب؟!

شنیده شد: «...بهترین روش، خلع سلاح دشمن است. اشکالاتی را که مطرح می کنند رفع نمایید تا آنان نتوانند مطرح کنند؛ از زندانیان بی گناه می گویند، آزادشان کنید... از سخت گیری نسبت به مخالفان سیاسی می گویند، احزاب و فعالیت حزبی را آزاد نمایید. چرا باید فعالیت احزابی مثل نهضت آزادی، مجاهدین انقلاب و حزب مشارکت ممنوع باشد؟ ...این حداقل انتظار از جنابعالی است.»

عرض میشود که: اولا به نظرم باید به فال نیک گرفت این نهضت «نامه نگاری» آقایان را. به هر تقدیر همینکه یک جریانی که اهل اردوکشی خیابانی و برگزاری تجمعات غیرقانونی و آتش زدن عابربانک و کیوسک پلیس و سطل زباله و سد معابر عمومی و شعار علنی بر ضد فرد اول نظام بود و یا حداقل نسبت به رخداد اینگونه حوادث ساکت بود و نهایتا میگفت که اینها ناشی از عصبانیت مردم است و طبیعی(!)، روی آورده است به نامه نگاری و انتشار آن در فضای مجازی، همین که سلب آسایش عمومی این جریان زیاده خواه تقلیل پیدا کرده است به ...     مطالعه ادامه مطلب

ادامه نوشته

حکمت روز / عاقل آن کسی نیست که...

لَيسَ العاقِلُ مَن يَعرِفُ الخَيرَ مِنَ الشَّرِّ وَلكِنَّ العاقِلُ مَن يَعرِفُ خَيرَ الشَّرَّينِ

عاقل آن نيست كه خير را از شر تشخيص دهد،
بلكه عاقل كسى است كه ميان دو شر، آن را كه ضررش كمتر است بشناسد.

امیرالمومنین علی (ع) | بحارالانوار، جلد 75، صفحه 6

شنیده ها و عرایض / قسمت دوم / پراگماتیسم بومی!



سیاست­مداران «پراگماتیست» به کسانی اطلاق می­شود که «امکانات عملی و مصلحت روز» را بر «معتقدات خود» مقدم می­دارند و برای پیشرفت مقاصد خود، یا ماندن بر مسند قدرت، انعطاف اعتقادی و فکری نشان می­دهند...

شنیده شد: «شرایط اقتصادی کشور وضع سختی است. در عرصه سیاست خارجی هم وضعیتی را داریم که عقل و منطق و دلسوزی برای انقلاب اسلامی حکم می کند که آدم برای انجام وظیفه بیاید. ولی برخی تنگ نظری ها و محدود نگری هایی است که در هر صورت می خواهند سر به تن هیچ اصلاح طلبی نباشد! حال در این شرایط آدم با چه دلخوشی در این عرصه فعالیت کند؟»

عرض کنیم که: برادران به اصطلاح اصلاحطلب و در حقیقت تجدیدنظر طلب وضعشان طوریست که در شرایط غیربحرانی نمیتوانند خودشان را پیدا کنند! کم دردی هم نیست البته. خیلی بد است که آدم...

مطالعه ی ادامه ی مطلب

ادامه نوشته

شنیده ها و عرایض / قسمت اول / همه ی آنها که خدمت کردند، نه بعضی هایشان!

شنیده شد: «زیر سوال بردن کسانی که سال‌ها نماینده، وزیر و… بودند، زیر سوال بردن ملت و انقلاب است و دنیا و رسانه‌های آن‌ها از این موضوع برداشت خواهند کرد.»

عرض کنیم که: ما که استدلال آقای گوینده را قبول نداریم و معتقدیم «ملاک وضع فعلی افراد است مستقل از گذشته شان»، اما همین منطق آقای گوینده را هم که فرض بگیریم درست باشد، ایشان باز یکطرفه به قاضی رفته اند (که البته در جماعت تجدیدنظرطلب اپیدمی است) و خوب است خاطر مبارکشان بیاید که ...       مطالعه ی ادامه ی مطلب

ادامه نوشته

بازنشر / بگو مگو: «دشمنی» از نوع کاملا مستقل!

این مطلب را پیشتر کار کرده بودم. البته ورژن های جدیدتر و مفصل تری از این
به اصطلاح «بگو مگو» ها در دست تهیه است. شایسته است از همدلان جریان
موسوم به «اصلاح طلب» - و در حقیقت «تجدیدنظر طلب» - که ناخواسته
در تهیه ی این محتواها کمک های شایان و مداومی میکنند تشکر کنم
.

گفت: گاهی وقتا که منظومه فکری تو و امثال تو نگاه میکنم، به یه جاهاییش که میرسم واقعا نمیتونم جلوی خندم رو بگیرم...

گفتم: خوشحالم. باور نمیکنی اما واقعا خوشحالم. حداقل منظومه فکری امثال من به قدر یک استندآپ کمدی میتونه برات مفید باشه...

گفت: میفهمم. نمیخوای از خودت دفاع کنی چون از قرار گرفتن در موضع مدافع خسته شدی...

گفتم: ممنونم که داری سعیت رو میکنی اما...     مطالعه ادامه مطلب

ادامه نوشته