شنیده ها و عرایض / قسمت اول / همه ی آنها که خدمت کردند، نه بعضی هایشان!
شنیده شد: «زیر سوال بردن کسانی که سالها نماینده، وزیر و… بودند، زیر سوال بردن ملت و انقلاب است و دنیا و رسانههای آنها از این موضوع برداشت خواهند کرد.»
عرض کنیم که: ما که استدلال آقای گوینده را قبول نداریم و معتقدیم «ملاک وضع فعلی افراد است مستقل از گذشته شان»، اما همین منطق آقای گوینده را هم که فرض بگیریم درست باشد، ایشان باز یکطرفه به قاضی رفته اند (که البته در جماعت تجدیدنظرطلب اپیدمی است) و خوب است خاطر مبارکشان بیاید که ((حضرت آیت الله خامنه ای)) رهبر معظم انقلاب نیز اتفاقا سال ها «رهبر» بوده اند و در نتیجه مسئول بوده اند در نظام!... وقتی دوستان ایشان از طیف های مختلف مدتهاست یا مشغول تخریب ایشان و نهادهای منتسب به ایشان هستند (میتوانند بعنوان نمونه ای جدید، آخرین یادداشت نوری زاد را ببینند)، یا در برابر تخریب های دیگران سکوت کرده اند و اعتراض قابل توجهی ابراز نمیکنند، در دیاری که «رهبر»ش احترام ندارد، کسی اجازه ندارد به این راحتی ها برای بی حرمت شدن «نماینده» ها و «وزرا» و دیگران روضه بخواند...
بعلاوه، از کی تا حالا دنیا و رسانه های دنیا و سوء استفاده های آنها برای آقایان مهم شده؟ چطور وقتی حضرات حرفهایی میزنند که بی بی سی فارسی از حجم ذوقی که میکند با آنها تماس هم میگیرد و مصاحبه زنده هم میکند، چطور آن وقت ها استفاده و برداشت رسانه های دنیا مشکل خاصی ندارد، حالا اگر کسی چیزی علیه آقایان بگوید و رسانه های خارجی بازتاب دهند، این میشود خطر برای ملت و انقلاب؟... از کی تا حالا شما معتقد شده اید بازتاب تخریبها در رسانه های دنیا خطر دارد؟!
مضافا، ملت و انقلابی که دست به تصفیه ی دائم نیروهای خودش نزند چطور ملت و انقلابی است؟ خیلی روشن است که انقلاب و ملت، چون زنده است، شخصیت های با سابقه اش را اتفاقا دقیق تر زیر ذره بین میگیرد و خطای آنها را سخت تر حساب کشی میکند. چه کسی گفته اگر سیستمی خروجی و سرریز و فیلتر و کنترل مداوم داشته باشد اشکال دارد؟
اگر کسی امروز خوب است، چه تضمین هست که فردا هم خوب باشد؟ عقل حکم نمیکند که ملاک وضع فعلی باشد؟ و اگر بر اساس «وضع فعلی» کسی یا کسانی مردود شناخته شوند، انقلاب و ملت در خطر هستند؟!!

فیلم "بازشماری" روایت انتخابات ریاست جمهوری سال 2000 ایالات متحده آمریکاست. که با توجه به اختلاف ناچیز تعداد آرا ال گور یکی از نامزدها به پیشنهاد مشاورینش تقاضای بازشماری آرا در منطقه فلوریدا را مطرح می کند. در تیم انتخاباتی ال گور شور و هیجان ناشی از این تصمیم موج می زند. اما یکی از افراد حاضر در این تیم تذکراتی در مورد حفظ جایگاه آمریکا به عنوان نماد دموکراسی در جهان مطرح می کند. بازشماری توسط ماشینها آغاز می شود و به مرور اختلاف آرا کاهش می یابد. اما به دلیل اینکه برگه های رای مشکل دارند، دستگاههای شمارش نمی توانند دقیق عمل کنند. بنابراین کار بازشماری به صورت دستی دنبال می شود. پس از گذشت چند روز اعتراضات مردم بالا می گیرد و از سوی دیگر دادگاه در مورد اشکالات قانونی مطرح شده از سوی تیم ال گور به نتیجه خاصی نمی رسد. هر چند میزان اختلاف هر لحظه در حال کم شدن است، اما با رای دیوان عالی کشور بوش پیروز انتخابات معرفی می شود.فیلم نکات قابل توجهی دارد و مهمترین آنها نشان دادن نگاه رقبای انتخاباتی ست.یکی از شخصیتها که در تیم ال گور فعالیت می کند، تذکراتی در باب رعایت چره آمریکا در جهان به عنوان نماد دموکراسی بیان می کند. ال گور دقایقی را با مهمترین وکیلش صحبت می کند تا او را متقاعد کند که بعضی وقتها پذیرش شکست، نشانه پیروزی است. هرچند فیلم اوج حرارت را در انتخابات نشان می دهد، اما از طرف دیگر مصلحت اندیشی سیاسی و اتحاد پس از انتخابات را در نزد رقبا به صورت ویژه ای بیان می کند. در پایان فیلم، مصاحبه تلویزیونی دو رقیب نمایش داده می شود. بوش (برنده انتخابات) خود را نماینده تمام آمریکایی هامعرفی می کند و ال گور (بازنده انتخابات) به بوش تبریک می گوید. IMDB
شنیده شد: «منافع ملی فقط چاه نفت و معادن نیست بلکه مهمترین سرمایههای انسانی و ملی شخصیتهای اصیل و ریشه دار کشور هستند که در کشورهای توسعه یافته ارزش فوق العادهای برای اینها قائل هستند.»
عرض کنیم که: اینکه در کشورهای توسعه یافته چه میگذرد گمان نمیکنم خیلی به جریان های بی جنبه ی سیاسی مربوط باشد. به هر حال در کشورهای توسعه یافته بازنده های انتخابات معمولا نتیجه ی آن را میپذیرند و در چهارچوب قوانین به انتقادشان از پیروز انتخابات ادامه میدهند تا دوره ی بعدی. این که تا اینجایش هیچ ربطی به اصلاح طلبان بی جنبه ی ایرانی ندارد. و اما در کشورهای توسعه یافته ضمنا وقتی هم دعوایی بر سر نتیجه ی انتخابات پیش می آید، نهادهای فیصله بخشی مطابق قوانینشان وجود دارند که طرفین دعوا قضاوت نهایی آن نهادها را میپذیرند و کار به ریختن در خیابان نمیکشد. این بخشش هم که در واقع ربطی به اصلاح طلبان ایرانی پیدا نمیکند چرا که آنها ناگهان هم وزارت کشور را، هم وزارت اطلاعات را، هم شورای نگهبان را، هم رهبری را و هم قوه ی قضاییه را شایسته ی رسیدگی به اعتراضشان ندانستند و در نتیجه خواهان تشکیل یک هیئت حل اختلاف فراقانونی و جدیدالتاسیس شدند، پس حاضر نبودند روال های قانونی رسیدگی را طی کنند. اساسا موسوی خائن در بیانیه اش صراحتا نوشت که از قوه ی قضاییه ناامید است!... در نتیجه واقعا آنچه در کشورهای توسعه یافته میگذرد ربطی به اصلاح طلبان ایرانی ندارد. بعلاوه، سرمایههای انسانی و ملی یعنی همان شخصیتهای اصیل و ریشه دار کشو، الزاما که اصلاح طلب نیستند، مثلا همین پاسداران انقلاب اسلامی که توسط آقایان به انواع اتهامات نواخته میشوند هم سرمایه های انسانی کشور هستند، اعضای شورای نگهبان هم از مریخ نیامده اند و شخصیت های همین کشورند، وزارت اطلاعات هم مجموعه ای از نیروهای همین کشور هستند، دستگاه قضایی همچنین، مجلس شورا همچنین، مجلس خبرگان همچنین، نزدیکان رهبر انقلاب و شخص ایشان نیز همچنین و و و... در نتیجه اگر هم قرار است «شخصیت» بودن افراد برایشان «اهمیت» ایجاد کند (که ما این را قبول نداریم اتفاقا) باز هم اینطور نیست که شخصیت ها فقط آنطرفی باشند!... دوستان یک مقدار سر از گریبان خودشان در بیاورند، دیگران هم آدمند، دیگران هم شخصیت هستند، دیگران هم سابقه داشته اند... بابا یک نفر هست که اگر بحث «شخصیت بودن» باشد، بیست و دو سال است که "رهبر" است! این رهبر بودن اگر فرد را شخصیت نمیکند، پس چه کسی شخصیت است؟!!!
---
جناب آقای گوینده!
جناب آقای رسول منتجب نیا!
جناب آقای قائم مقام حزب اعتماد ملی!
خیلی وقت پیش ها برای آقای عباس عبدی نوشته بودم که «آقا! بروید سر اصل مطلب...»
الان هم برای شما تکرار میکنم: آقا! بروید سر اصل مطلب! ما که میدانیم غصه ی اصلی شما این چیزها نیست، بیایید به این بپردازید که جمهوری اسلامی اگر قرار است عین دموکراسی های متعارف دنیا را دنبال کند، چرا اصلا گفتند جمهوری اسلامی؟! همان جمهوری کافی نبود؟ اگر شورای نگهبان نظارتش استصوابی نباشد و صرفا به مردم «اطلاع» دهد که چه کسی صلاحیت دارد و چه کسی ندارد، و در نهایت مردم قادر باشند که حتی کسانی که صلاحیت ندارند را انتخاب کنند، اصلا چرا اسم این نوع حکومت جمهوری اسلامی باشد؟! همان جمهوری کافی نبود؟
گاه نوشت ها و گردآوری های محمد حسین امینی