لطفا جواب مرا بدهید استاد!

نظام از وجود اصلاح‌طلبان استقبال می‌كند و وجود یك گروه منتقد در برابر دولت، برای حكومت یك نعمت است. اگر حكومتی منتقد جدی نداشته باشد دچار خودكامگی می‌شود و قدرت مطلق همیشه فساد می‌آورد بنابراین وجود منتقدان از جمله اصلاح‌طلبان برای جمهوری اسلامی یك نعمت است.
ایلنا | علی مطهری در دیدار با جوانان مجمع نیروهای خط امام | سند

آقای مطهری! یکی از جوانان اصلاح طلبی که شما جریان متبوعش را نعمت میدانید "حمزه غالبی" است. شما البته احتمالا او را نمیشناسید. رئیس ستاد جوانان میرحسین موسوی است. من البته قصد ندارم او را به شما معرفی کنم. میخواهم از یادداشتی که او تحت عنوان ((کدام نظام)) نوشته بود استفاده کنم و نکته ای را به شما متذکر شوم. آقای مطهری عزیز! وقتی به خودتان اجازه میدهید بگویید ((نظام از فلان گروه استقبال میکند)) منظورتان از "نظام" چیست؟ این نظام در جیب شماست؟ این نظام سخنگویش کیست؟ این نظام تصمیماتش را کجا میگیرد؟
ببینید آقای مطهری! من البته جواب کوبنده ای برای حمزه غالبی دارم و گمان میکنم این پاسخ حکومتی و صد در صد رسمی را هم دقیقا از میان اندیشه های امام بدست آورده ام. اما شما قادر به دادن یک پاسخ نیم بند هم به این سئوال او نیستید. میدانید چرا؟ چون رویتان نمیشود بگویید نظام یعنی خودتان! و من میفهمم. سخت است. آدم نمیتواند همه جا خودش را محور معرفی کند. اما خودمانیم. واقعیت هم ندارد؟ یعنی شما وقتی میگویید ((نظام استقبال میکند)) کسی جز خودتان و همفکرانتان را مد نظر قرار میدهید؟ اصلا کسی جز خودتان و خودی هایتان وجود دارد؟ 
راستش به خوبی واقفم که برای خودم مینویسم. شما و امثال شما وقتی برای خواندن فحش نامه ها ندارید. اما میخواستم به شما بگویم که من آن آدم ساده لوحی که به او می اندیشید نیستم. میخواستم بدانید فرق "دولت" و "حاکمیت" را میفهمم و میدانم تفاوت ایستادن در برابر کیان یک حاکمیت با نقد یک دولت چیست. شما هم البته این فرق ها را خوب میدانید. میشناسمتان. بیش از آنکه تصورش را بکنید. شما قصدی ندارید جز اینکه احتمالا قصد دارید اندکی از علاقه تان به "متفاوت بودن" را چاره کنید. این هم که جرم نیست.
درباره اینکه اگر حکومتی منتقد جدی نداشته باشد هم اشکالتان صد در صد وارد است. اگر امروز یک حکومت در دنیا داشته باشیم که منتقد جدی ندارد آن حکومت قهرا جمهوری اسلامی ایران است!! و من این کشف بصیرت مندانه را عمیقا به شما تبریک میگویم. شما موفق شدید بفهمید که نظام جمهوری اسلامی منتقد جدی کم دارد و البته نتیجه گرفتید که این کمبود باید جبران شود تا به خودکامگی و فساد کشیده نشویم.
ببینید آقای مطهری! شما فلسفه خوانده اید. رشته دانشگاهی تان همین است. شما در دانشکده الهیات دانشگاه تهران کرسی دارید و تدریس میکنید. من دانشجوی شما هم نمیشوم. میخواستم مرحمت کنید و فقط 30 ثانیه به سئوالی که این جوان تندور نادان از شما میکند فکر کنید:
استاد! چه تلازم منطقی میان قدرت مطلق و فساد وجود دارد؟
بیایید از خداوند متعال شروع کنیم. قدرت او مطلق هست یا نیست؟ آیا در آن رتبه هم قاعده شما صادق است؟
اصلا بگذریم استاد.
بیاییم تا برسیم به میان غیرمعصومین. اصلا خود ماها. خود من و شما. آیا ممکن نیست که من در یک موضوع خاصی به شما قدرت مطلق بدهم و شما فساد نکنید؟ مثلا بگویم آقای مطهری! استاد عزیز! در یک ساعت آینده من صد در صد در اختیار شما هستم و هر اعمال قدرت و اراده ای که داشته باشید بنده مطیع محض خواهم بود. آقای استاد! آیا این امکان عقلی وجود ندارد که شما در آن یک ساعت به فساد کشیده نشوید؟ فقط همین سئوال مرا جواب بدهید. من سالهاست با تز قدرت-فساد مواجه میشوم و هیچ انسان خیرخواهی به سئوال من جواب قانع کننده ای نمیدهد.
آقای مطهری! واقعا به من جواب بدهید. من فقط جواب شما را میخواهم بشنوم. میخواهم اندکی تفلسف خرج این جوان تندرو کنید. میخواهم بدانم آیا این امکان عقلی وجود دارد که یک حکومت "منتقد جدی" نداشته باشد اما دچار خودکامگی نشود؟ یعنی اگر یک روزی دشمن ما خواست ما را به خودکامگی و مآلا نابودی بکشاند یک راه حل قطعی این است که تمام منتقدین ما را قلع و قمع کند و مثلا ترور کند؟!! اگر این راه به این قطعیت به فساد و خودکامگی ما می انجامد چرا این دشمنان بنده خدا از این روش استفاده نمیکنند؟ چرا سعی نمیکنند تمام مخالفین و منتقدین نظام اسلامی را نابود کنند تا این نظام - آنگونه که شما حتمی میدانید - به خودکامگی و فساد کشیده شود و نابود گردد؟ علت دفاع دشمنان از منتقدین نظام اسلامی آیا این است که وجود منتقدین برای نظام ما حیاتی است؟!! آیا دشمن به این دلسوزی نوبر نیست؟
آقای مطهری! کاش استاد من بودید.
واقعا دست از سر امثال شما نباید برداشت.
در پیچیدن به اندیشه های شخصی شما خیر کثیری نهفته است.
یا شما سعی خواهید کرد بر هندسه فکری تان سرکشی بیشتری بکنید، یا من متوجه میشوم که به علاوه تندور بودن، نفهم هم هستم!

----------

جریان اصلاح‌طلبی روی مساله آزادی بیان و اندیشه تاكید فراوان و خوبی دارد و از طرفی بر حفظ سایر ارزش‌ها تاكید لازم را ندارد . اكثریت اصولگرایان توجه كافی به مساله آزادی بیان ندارند و هر تعداد روزنامه هم كه توقیف شود برایشان امری عادی است و هیچ اعتراضی از طرف آنها صورت نمی‌گیرد.
ایلنا | علی مطهری در دیدار با جوانان مجمع نیروهای خط امام | سند

راست میگویید آقای مطهری. انصاف اگر بدهیم حق با شماست. خود من، هیچوقت پیش نیامده که نسبت به تعطیلی هیچ روزنامه ای ناراحت شده باشم. یعنی راستش را بخواهید بعضا احساس فرح و نشاط قابل توجهی هم بابت تعطیلی جراید متخلف به من دست داده است. خوب آدمیزاد است دیگر. هر کس یک اشکالی دارد!
اما نه.
فکر نکنید با جریان فاشیسم مواجه هستید!
من برای شما روشن میکنم که نگرانی برای "آزادی بیان" مثل نگرانی یک بچه مدرسه ای در روز اول مدرسه رفتن، یک نگرانی بی مبنا و ناشی از عدم تجربه و اندیشه است.
ببینید استاد.
حالا که "آزادی بیان" را آن اندازه حیاتی میدانید که آنرا در کنار "ارزش ها" قرار میدهید و مثلا ایراد یک گروه را عدم حساسیت روی آن میدانید، دعوتتان میکنم که به این سئوال من پاسخ بدهید:
شما "آزادی بیان" را میخواهید چه کار؟
سئوال را واضح تر مطرح میکنم:
منظورتان از "آزادی بیان"، آزادی بیان "چه چیز" است؟ مثلا شما "آزادی بیان اتهامات اثبات نشده" را میخواهید؟ من که میدانم نمیخواهید. مثلا آیا "آزادی بیان دروغ" را میخواهید؟ این که نیست. پس چرا به این راحتی از تعبیر مبهم "آزادی بیان" استفاده میکنید؟
آقای مطهری! یعنی واقعا شما گمان میکنید ما "آزادی بیان" را نمیپذیریم؟ ما چرا باید با یک تعبیر مبهم بجنگیم؟ اصلا نپذیرفتن اصل آزادی بیان یعنی نپذیرفتن چه چیز؟ آیا مخالفت با آزادی بیان معنا دارد؟
من فکر میکنم شما خوب میفهمید من چه میگویم. تا وقتی که معلوم نشود "آزادی بیان چه چیز" مورد نظر است، این مفهوم را نه میشود رد کرد نه تایید. در نتیجه نمیتوان گفت که وقتی کسی به تعطیلی روزنامه ای اعتراض نمیکند، پس آزادی بیان را چندان قبول ندارد! خیر. این حرف بی معناست. باید دقیقا و مصداقا بگویید ((چون فلان روزنامه تعطیل شده "آزادی بیان حقایق" را داشت و اتفاقا "به دلیل استفاده از این آزادی" تعطیل شد، کسانی که اعتراضی نمیکنند با "آزادی بیان حقایق" میانه ای ندارند.))
البته شما متاسفانه نشان داده اید که اهل این دقت ها نیستید استاد. شما دوست دارید در رادیو گفتگو حاضر شوید و رسایی و یک دوجین تندرو مثل او (!) را عامل فتنه های مملکت اعلام کنید و ابراز امید کنید که شر این فتنه ها از سر مملکت کوتاه شود!
آقای مطهری!
غافلید از اینکه منشاء فتنه "حرف غیر دقیق زدن" است. فتنه یعنی اینکه ببینیم "جرس" و "بی بی سی فارسی" از حرف های غیر دقیق ما چه سوء استفاده ها میکنند، اما برنامه ای برای اصلاح خودمان نداشته باشیم. فتنه یعنی زدن حرف هایی که حتی رادیو اسرائیل هم تازگی ها بلد شده است از دوپهلو بودن آنها استفاده ابزاری کند!
آخر چرا استاد؟
شما برای "دقیق حرف زدن" چه کاستی دارید؟
شما که استاد فلسفه و فرزند یکی از نوادر دقت و تیزبینی معاصر هستید، شما چرا؟
استاد من فکر نمیکنم "آزادی بیان دروغ" ارزش باشد و بسیاری از این جرایدی که تعطیل شدند دروغ میگفتند. استاد من فکر نمیکنم "آزادی بیان اتهامات اثبات نشده" ارزش داشته باشد. و اینها این کار را میکردند و میکنند. اگر کیهان و جوان و وطن امروز هم چنین کردند و تعطیل شدند به شرفم قسم یک ذره ناراحت نخواهم شد و خدا میداند که بابت برخی اخبار آنها با روابط عمومی شان تماس میگیرم و پی میگیرم که منشا خبر کجاست.
این طور نمیشود استاد.
ما مبنا داریم. "دلیل"ی ندارد ما برای تعطیلی روزنامه ای که هنوز تلویحا پیرامون "دورغ بزرگ تقلب" طنز حمایتی مینویسد اعتراضی ابراز کنیم...
حتی اگر "علت"ی هم پیدا بشود (مثلا برادرمان کارمند آنجا باشد!) نمیتوانیم آن علت را به حمایت خودمان از آزادی بیان ربط بدهیم.
اینطور نمیشود استاد!

----------

اگر شخصیت‌ها پایگاه اجتماعی محكمی داشته باشند نمی‌توان به راحتی آنها را رد صلاحیت كرد و رد صلاحیت كردن كسی كه به شخصیت ملی تبدیل شده باشد به آسانی صورت‌پذیر نیست.
ایلنا | علی مطهری در دیدار با جوانان مجمع نیروهای خط امام | سند

من واقعا از شما تشکر میکنم. شما نیز مانند آقای موسوی نشان دادید که به ایستادن مردم در برابر عدالت کاملا معتقدید. البته تنها نیستید. آقای خاتمی هم معتقدند که عدالت را مردم میتوانند نپذیرند. شما با این جمله ساختارشکنانه و ضد عدالت تان عملا میگویید که شورای نگهبانی که به فرموده امام باید بدون ملاحظه از هیچکس "فقط و فقط" خدا را ملاک قرار بدهد (صحیفه نور - جلد 18 - صفحه 242) حالا یک ملاک هم به ملاک هایش باید اضافه شود و آن "شخصیت ملی بودن" فرد مورد بررسی است.
ببینید آقای مطهری!
بگذارید راحتتان کنم... پایگاه اجتماعی محکم که هیچ، ملی بودن شخصیت که هیچ، اگر یک   شخصیت جهانی با چند میلیارد حامی هم مدنظر باشد، اگر چنانچه این فرد، فقط و فقط با ملاک "اسلام" و توسط "شورای نگهبان" ردصلاحیت شود، من حاضرم بابت حمایت از آن رد صلاحیت جان بدهم. پایگاه اجتماعی فردی که با ملاک "اسلام"، صالح برای حضور در دستگاه حاکمه اسلامی نباشد تعیین کننده هیچ چیز قابل ذکری نیست.
به شما هم نصیحت میکنم به امام برگردید.
دست بردارید از "متفاوت نمایی" هایی که در بهترین حالت قرار است شما را "یک چیز دیگر" تصویر کنند و بس...