باشد ما کهنه پرستیم! .::. شما آلوده نباشید، آنها هم
کم کم برمیگردند
.::. یعنی حتما باید میان اخبار موسیقی
باشد؟ این غرب زدگی است!
.::. یك آدمى كه مغزش به
موسيقى عادت كرد نمى‏تواند براى مملكت مفيد باشد

گزیده هایی از بیانات حضرت روح الله (ره) در موضوع موسیقی


نبايد دستگاه تلويزيون جورى باشد كه ده ساعت موسيقى بخوانند. جوانى كه نيرومند هست از نيرومندى برگردانند به يك حال خُمار و به يك حال خَلْسَه، مثل همان ترياك مى‏ماند اين هم اينقدر با او فرق ندارد، اين يك جور خلسه مى‏آورد، آن يك جور خلسه مى‏آورد. اينها بايد تبديل بشود. اگر بخواهيد مملكتتان يك مملكت صحيح باشد، يك مملكت آزاد باشد، يك مملكت مستقل باشد، مسائل را از اين به بعد جدّى بگيريد. راديو و تلويزيون را تبديلش كنيد به يك راديو و تلويزيون آموزنده، موسيقى را حذف كنيد. نترسيد از اينكه به شما بگويند كه ما موسيقى را كه حذف كرديم كهنه پرست شديم! باشد ما كهنه پرستيم! از اين نترسيد. همين كلمات نقشه است براى اينكه شماها را از كار جدى عقب بزنند... اينكه مى‏گويند كه اگر چنانچه موسيقى در راديو نباشد آنها مى‏روند از جاى ديگر مى گيرند موسيقى را، بگذار بگيرند از جاى ديگر، شما عجالتاً آلوده نباشيد؛ آنها هم كم كم برمى گردند به اينجا. اين عذر نيست كه اگر موسيقى در راديو نباشد، آنها مى‏روند از جاى ديگر موسيقى مى‏گيرند. حالا اگر از جاى ديگر موسيقى بگيرند، ما بايد به آنها موسيقى بدهيم؟! ما بايد خيانت بكنيم؟! اين خيانت است به يك مملكتى، خيانت است به جوانهاى ما. اين موسيقى را حذفش كنيد بكلى، عوض اين يك چيزى بگذاريد آموزنده باشد. كم كم مردم را و جوانهاى ما را عادت   به آموزندگى بدهيد؛ از آن عادت خبيثى كه داشتند برگردانيد. اينكه مى‏بينيد كه جوانها اگر اين نبود مى‏روند سراغ موسيقى ديگر، براى اين كه اينها عادت كردند! اين شاهد بر اين است كه جوانهاى ما فاسد شدند. الآن ما موظّفيم كه اين نسلى كه فاسد شده برگردانيم به صلاح و نگذاريم اين كوچكهاى ما فاسد بشوند، اينها را جلويش را بگيريم.

صحیفه نور | جلد 9 | صفحات 204 و 205


راديو تلويزيون در زمان طاغوت كارهاى طاغوتى مى‏كرد. نصف كارش به اين مى‏گذشت كه جوانهاى ما را تضعيف كند به واسطه موسيقى. موسيقى تضعيف مى‏كند روح انسان را. موسيقى اسباب اين مى‏شود كه انسان از استقلال فكرى مى‏افتد. نصف كار راديو تلويزيون قضيه موسيقى بود؛ يا نمايش دادن يك صحنه هايى كه جوانهاى ما را به فساد مى كشيد. وقتى جوان آمد رفت بيرون، سينما مى‏رود مى‏بيند كه آن بساط است، از راه سمع و بصر در اينجا آن بساط است، وقتى منزل مى‏آيد تلويزيون را باز مى‏كند مى‏بيند اين طور، وقتى مجله را  باز مى‏كند مى‏بيند اين طور، وقتى روزنامه را مى‏خواند مى‏بيند اين طور است، وقتى تبليغات آنها را مى‏بيند، مى‏بيند اين طور است، مى‏خواهد چه بشود يك مملكتى؟ اگر اين طور شد، جوانهاى ما چه بشوند؟ اينها همين مى‏شوند كه ديديد كه به كلى مملكت ما از بين رفت.

صحیفه نور | جلد 9 | صفحه 156


اگر شما علاقه داريد به اسلام، علاقه داريد به كشور، علاقه داريد به ملت خودتان، اين دستگاهى كه دست شما هست- همه دستگاهها كه نمى‏تواند همه دخالت بكنند- هر كسى آنجايى كه دارد، اين دستگاهى كه دست شماهاست اين دستگاه را اصلاحش كنيد؛ يعنى غربى نباشيد، غرب زده نباشيد، كه حتماً بايد بين اين خبر و اين خبر، موسيقى باشد، اين غربزدگى است، يك طرح ديگرى درست كنيد، يك چيز ديگرى. اخبار را زيادترش كنيد، يك كارهايى بكنيد كه موسيقى را تركش كنيد. شما خيال نكنيد كه موسيقى يك چيزى است براى يك مملكت مترقى. موسيقى خراب مى‏كند دِماغ بچه‏هاى ما را؛ مغز بچه‏هاى ما را فاسد مى‏كند. دائماً توی گوش يك جوان موسيقى باشد، اين ديگر به كار نمى رسد؛ اين ديگر نمى‏تواند فكر جدى بكند.

صحیفه نور | جلد 9 | صفحه 157

چنانچه فرض كنيد كه يك چيزى بايد باشد، مارْش باشد، كه ضايع نكند؛ تقويت بكند؛ نه موسيقى باشد كه خراب مى كند جوانهاى ما را، خدا مى‏داند كه خراب مى‏كند!

صحیفه نور | جلد 9 | صفحه 158

قضيه موسيقى يك مطلبى است كه خوب، طبع جوان به آن توجه دارد. اگر يك مدتى اين عادت كرد كه موسيقى را باز كند و گوش كند، مغز اين از تفكر در امور جِدّى باز مى‏مانَد؛ میرود دنبال همين قضيه. اينها امورى است كه با نقشه درست كردند كه جوانهاى ما را منحرف كنند.

صحیفه نور | جلد 9 | صفحه 175

و از جمله چيزهايى كه باز مغزهاى جوانها را مخدّر است و تخدير مى‏كند موسيقى است. موسيقى اسباب اين مى‏شود كه مغز انسان وقتى چند وقت به موسيقى گوش كرد، تبديل مى‏شود به يك مغزى غير آن [مغز] كسى كه جدّى باشد. از جدّيت، انسان را بيرون مى‏كند، و متوجه مى‏كند به جهاتى ديگر. تمام اين وسائلى كه حالا اين بعضيش بود، و الى ماشاء اللَّه وسائل درست كرده بودند، همه براى خاطر اين بود كه ملت را از مقدّرات خودش غافل كند، و متوجه به جهات ديگر بكند، منحرف كند او را از مسائل روز كه مبادا مزاحمش بشود. اين يك برنامه بسيار مفصّلى بوده است كه طرح شده؛ نه اين است كه مِنْ باب اتفاق مثلًا اين مسائل واقع شده. نخير، اين يك طرحهايى است كه آنهايى كه طرّاح هستند طرح كردند، كه اين جوانها را به تباهى بكشند .

صحیفه نور | جلد 9 | صفحه 200

موسيقى از امورى است كه البته هر كسى از موسيقى به حسب طبع خوشش مى‏آيد؛ لكن از امورى است كه انسان را از جدّ بيرون مى‏برد به يك مطلب هزل. ديگر اين جوانى كه عادت كرد كه روزى چند ساعتش را با موسيقى سر و كار داشته باشد - كه اينها شايد اكثر راديوشان و تلويزيون‏شان از همين قسمها بود - يك جوانى كه اكثر اوقاتش را صرف بكند در اينكه پاى موسيقى بنشيند و اينها، اين از مسائل زندگى و از مسائل جدّى بكلى غافل مى‏شود، عادت مى‏كند، مثل همان كه به مواد مخدّره عادت مى‏كند. كسانى‏ كه به مواد مخدره عادت مى‏كنند، ديگر نمى‏توانند يك انسان جدّى باشند كه بتوانند در مسائل سياسى فكر بكنند. فكر انسان را موسيقى جورى مى‏كند كه ديگر نتواند در غير همان محيط موسيقى و مربوط به شهوات و مربوط به موسيقى نتواند اصلًا فكر بكند.

صحیفه نور | جلد 9 | صفحات 201 و 202

يك وقتى بود كه در تهران من گاهى از خيابان عبور مى‏كردم، همين طور كه آدم مى‏رفت موسيقى بود. در تمام دكانها صداى موسيقى كه پخش مى‏شد، همين طور تا آخر موسيقى بود، اين مغز را اينطور متزلزل مى كردند. حواس را مى‏بردند دنبال اين مسائل، كه مبادا راجع به آن مسائلى كه مربوط است به زندگى‏شان، مربوط به مسائل انسانى‏شان هست، مربوط به استقلال مملكتشان است، مبادا متوجه به او بشوند.

صحیفه نور | جلد 9 | صفحه 243

تمام نظرشان به اين است كه كى شب بشود ما سينما برويم؛ و كى تابستان بشود ما دريا برويم! همه نظر اين است. يك آدم افيونى نمى‏تواند فكر كند براى يك مملكت. يك آدمى كه مغزش به موسيقى عادت كرد نمى‏تواند براى مملكت مفيد باشد. و اينهايى كه بازى خوردند از خارج، يا بازى نخورده عمّال خارج هستند، و ترويج موسيقى مى‏كنند، ترويج فحشا مى‏كنند، ترويج اين كارهايى كه جوانهاى ما را به تباهى مى‏كشد مى‏كنند، اينها نتيجه كارهايشان اين است كه يك مملكت را كه قدرتش بايد از جوان سرچشمه بگيرد، بايد جوان، آن قدرت را داشته باشد تا اداره بكند، اين قدرت را از جوان مى گيرند. اين فكرِ اينكه چه مى‏گذرد به اين مملكت، حكومتها چه مى‏كنند با اين مملكت، محمدرضا چه به سر اين مملكت آورد، اين فكر از توى كلّه‏ها بيرون مى‏رود. تمام توجه، تمام اين مغز، مغز موسيقى مى‏شود. به جاى مغز جدّى، مغز لَهْوى مى‏نشيند. بايد يك آدمى باشد كه به سرنوشت خودش فكر كند، اين فكر را از او گرفته‏ اند. اين آزادى است كه «آزادى استعمارى» بايد به آن بگوييم.

صحیفه نور | جلد 9 | صفحه 264

اين موسيقي ها همه مخدر هستند؛ يعنى جوانهاى ما را، جوانى كه عادت به موسيقى كرد ديگر نمى‏تواند كار انجام بدهد، ديگر نمى‏تواند قاطع باشد. راديو-تلويزيون تقريباً اكثر اوقات جوانهاى ما را به اينطور گوش كردن وامى داشت.

صحیفه نور | جلد 12 | صفحه 326