دنیای ما اینطور شده است:
در یک رستوران هستید. کاملا حق انتخاب غذایتان را دارید، اما اگر به هر نحو مایل باشید از رستوران دیگری غذا بخرید متوجه میشوید که رستوران دیگری وجود ندارد. مضافا، اگر مایل باشید همین رستوران غذای دیگری برایتان فراهم کند متوجه میشوید که این رستوران چنین کاری را انجام نخواهد داد!

رسانه ها عملا همینند که هستند. هرکدام را که مایلید انتخاب کنید. اما دقت کنید. نه جهان دیگری وجود دارد که به آنجا بروید، نه قادرید رسانه جدیدی تولید کنید.

چرا؟

من بعنوان یک ایرانی مسلمان، یک معتقد به نظام جمهوری اسلامی و اصل حیاتی و مترقی ولایت فقیه، و بعنوان یک ارادتمند جدی شخص آیت الله خامنه ای رهبر انقلاب اسلامی ایران، و به عنوان یک مخالف جدی هرنوع ایستادن در برابر فهم ها و قضاوت ها و خواست های رهبری، به واقع در سراسر این دنیا یک رسانه مطابق امیالم پیدا نمیکنم. اساسا ساحت امیال و خواسته های من در حوزه رسانه ارضا نمیشود. هیچ رسانه ای. با یک احصاء نزدیک به تام. از 24 کانال تلویزیونی و رادیویی داخلی و میهنی گرفته تا رسانه های فارسی زبان دیگری که از طریق اینترنت با آنها آشنا هستم. واقعا عجیب است که متهم به آپارتاید رسانه ای هستیم! مثلا خیلی جالب است که آقای شکوری راد گفته بود «از این شبکه های صداوسیما ما هم حق داریم!» منظورش از «ما» هم البته جریان «بی جنبه» ای بود که شجاعت پذیرش نتیجه انتخابات 88 را نداشت.
اما طوری میگفت «ما "هم" حق داریم» که توگویی الآن جریان حزب الله مالک مطلق رسانه ملی است! تو گویی رسانه ملی رسانه جریان حزب الله است!
من البته اصلا قصد ندارم زحمات مجموعه عظیم صداوسیما را انکار کنم اما آنرا مطلقا راضی کننده نمیبینم. تا آنجا راضی ام نمیکند که متاسفانه باید بگویم «رسانه نداریم»

حتی مخاطب خاص تهران شمالی هم راضی به نظر نمیرسد. واقعا از حجم همه سریالها و فیلمهای سینمایی و تلویزیونی و تله تئاترها و تبلیغات و برنامه های تفریحی - که از اساس مورد نقدهای شدید جریان حزب الله هستند - که بگذریم، برنامه های مفید صداوسیمای ما چقدر راهگشا هستند؟ کسی منکر مفید بودن چاقوی آشپزخانه نیست، اما به واقع آیا با چاقوی آشپزخانه میشود تونل کند؟!!

صداوسیمای ما با همین 24 کانال رادیویی و تلویزیونی اش که برخی 24 ساعته هستند به نظر میتواند بسیار بسیار مفیدتر از وضع فعلی باشد. این یک توهم پوچ یا یک توقع زیادی نیست. نگاه کنید! چند وقت است پرس تی وی روی شبکه دیجیتالی تهران پخش میشود. با یک نگاه گذرا میشود فهمید که همین یک شبکه خبری که اتفاقا متعلق به خودمان است، چقدر از شبکه های داخلی مان موثرتر است. پرس تی وی مدام «مستندسازی» میکند. مدام مخاطب خودش را فرش و زنده نگه میدارد. شبکه های داخلی ما حتی مستندهای ساخته شده توسط پرس تی وی را هم با زیرنویس فارسی پخش نمیکنند! حال آنکه بی بی سی فارسی مشخصا در گزارش هایش از دوبله ی گزارش های بی بی سی انگلیسی استفاده میکند. و این حداقل کار است که نمیکنیم! البته من قادر به قیاس دقیق نیستم چون به خیلی رسانه های دنیا دسترسی ندارم. اما این را میفهمم که ارتباط پویا با وقایع روز و یافتن راههای ارتباط اثرگذار با مخاطب چقدر میتواند مهم و کارساز باشد.

به امید روزی که ما هم رسانه داشته باشیم!
رسانه ای که واقعا بتوانیم به وجود آن افتخار کنیم.