جامعه ی «مطلع» اما «غیرمتخصص»!

دنیا عوض شده است.
جریان پرخروش اطلاعات با دستیاری همه تکنولوژی های روز و رو به رشد، انصافا دنیای ما را تغییر داده است. تغییر از جهات مختلف. و چیزی که ذهن من را مشغول داشته مشخصا تغییری است که این تحول رسانه ای در مفاهیم «تخصص» و «عوام-خواص» ایجاد میکند.
پیشتر، یعنی پیش از همه گیر شدن اینترنت، ماهواره، شبکه های اجتماعی و سخت افزارهای ارتباطی نوین، هر حوزه ای از دانش، تنها در دسترس متخصصین آن حوزه بود. منظور از «در دسترس» بودن البته این نیست که غیرمتخصصین قادر نبودند به جرگه متخصصین بپیوندند، بلکه منظور این است که برای هیچ غیرمتخصصی کارت دعوتی برای ورود به حوزه دانش های تخصصی ارسال نمیشد! ... یک پزشک شاید در طول زندگی اش کمترین تعامل را با حوزه دانش ورزی یک ادیب داشت (مگر در صورت علاقمندی شخصی و پیگیری شخصی)، و یک ادیب شاید در طول زندگی اش کمترین تعامل را با حوزه دانش ورزی یک مدیر صنعتی. حوزه های گوناگون دانش و فن به نحوی که تو گویی دیگر حوزه ها وجود محسوسی ندارند مشغول فعالیت بودند. البته کلان اندیشمندان جوامع از همه حوزه ها باخبر بودند و چه بسا در برنامه ریزی های کلان این اطلاع شان را به کار میزدند. اما مساله مورد نظر من این است که پیش از رشد تکنولوژی های نرم افزاری و سخت افزاری ارتباطی، فعالان خرد هر حوزه ای از دانش و فن، عملا محصور در حوزه خویش بودند و نه طمعی به اطلاع از دیگر حوزه ها داشتند، نه دعوتی از آنها میشد.
اما امروز، به نظر من، اگر کسی اهل رصد رسانه های گوناگون و استفاده از ابزارهای سخت و نرم ارتباطی جدید باشد، بی درنگ با دعوتنامه های متعددی مواجه خواهد شد که محتوای آنها او را به سرک کشیدن و باخبر شدن از حوزه های مختلف دانش و فن فرامیخواند. مخاطب تازنماهای خبری عملا با فازهای مختلف و گوناگونی از دانش ورزی آشنا میشود و چه بسا این آشنایی های مختصر و ساده او را برای اظهارنظرهای مختصر و ساده بخوبی آماده کنند!
همه متخصصین در همه عرصه ها همیشه از اظهارنظرهای غیرکارشناسانه می نالیده اند. دعوتنامه های رنگی و شکیلی که در قالب خبر و تحلیل و بررسی و گزارش برای مخاطب «عام» فرستاده میشود، در حالی که اشتراک خبرخوان های فارسی زبان مشهور مشخصا وجود دهها هزار سرخط خبر و گزارش روزانه را تایید میکند، چه بسا مرزهای روشن میان متخصص-غیر متخصص و عوام-خواص را به کلی مخدوش و کمرنگ کرده باشد.
به واقع کدام اظهارنظر کارشناسی است؟ چطور میشود متوجه شد که کدام بحث مربوط به حوزه تخصصی است و کدام نه؟ چه چیز مانع از پرداختن غیرمتخصصین به مسائل تخصصی میشود؟ چه کسی مانع از انباشت سئوالات تخصصی در ذهن افراد غیر متخصص میشود؟
سئوالات فراوانی بطور روزمره در اذهان عامه مردم وارد میشوند. رسانه های بیگانه خصوصا از طریق ابزار ماهواره مشغول کار بر روی ذهن جامعه هستند. و روشن است مهندسی کردن پدیده ای که شناخت درستی از آن نداریم چندان نمیتواند ثمربخش باشد. ما چطور باید یک شناخت ولو نسبی اما واجد یک تقریب قابل قبول از وضعیت ذهنی جامعه ای داشته باشیم که زیر بمباران مداوم فکری است؟ چه توقعی میتوان از نخبگان چنین جامعه ای داشت؟ چند درصد از نخبگان جامعه تصویر نسبتا صحیحی از فضای فکری و اندیشگانی جامعه دارند؟
من گمان میکنم باید نگاه متفاوتی را تجربه کرد. این باید البته بایدی است که ناشی از شرایط ماست. ما شاید دیگر نتوانیم خیلی از حوزه های دانش و فن را مخصوص به فعالان آن حوزه ها بدانیم. ما شاید مجبور بشویم در آینده بسیار نزدیک، در کنار هر حوزه ای از دانش و فن، یک واحد «غیر تخصصی» راه بیندازیم تا در آن واحد مشغول به تولید محتواهایی بشویم برای پاسخگویی به نیازهای ایجاد شده در بخش غیرتخصصی جامعه. ما شاید مجبور باشیم زبانهای جدیدی را برای ارتباط با گروه هایی تولید کنیم که دانش و فن را از پایه نمیشناسند اما پیرامون آنها پرسش ها و چالش های زیادی دارند. ما شاید مجبور باشیم سرک بکشیم به دالان هایی که پیشتر نیازی نمیدیدیم وقتمان را تلف شان کنیم. ما شاید در آینده نزدیک مجبور باشیم علوم را ساده کنیم و فشرده، آن هم برای مخاطبانی که ناخواسته به سمت علوم کشیده شده اند.
آقای دکتر یامین پور (مجری سابق دیروز امروز فردا) در خلال یک مصاحبه با دانشجویان فنی دانشگاه امیرکبیر میفگتند: «شما بچه های فنی علوم انسانی را از پایه نمیدانید. نمیدانید که خیلی تئوری هایی که افرادی می آیند و به عنوان تز جدید در میان شما مطرح میکنند در دنیای غرب نه تنها مطرح شده بلکه نقد و رد شده! شما بچه های فنی چون تاریخ علوم انسانی را نمیدانید، بسیار محتمل است که فریب بخورید و به همین دلیل است که فضاهای متشنج سیاسی در دانشکده های فنی بیشتر دیده میشود.»
شاید این تشنج های سیاسی که به قول دکتر یامین پور ناشی از «متخصص نبودن» اما «مطلع بودن» افراد است، در فردای نه جندان دور به فضای دانشگاه ها محدود نباشد! چه بسا مردم ما بدلیل ارتباطات گسترده فراهم شده، در آینده نزدیک تشنج هایی را در عرصه عمومی تجربه کنند که مشخصا نتیجه کنشگری های همین لشکر «مطلعین غیرمتخصص» باشد!
به واقع چاره چیست؟ وقتی قرار است عده زیادی «افراد مطلع» داشته باشیم که ضمنا «تخصص های مرتبط را ندارند»، چه برآوردی از «فضای فکری» و از آن مهمتر «منطق تصمیم سازی و رفتار» چنین جامعه ای میتوان داشت؟ آیا دوران «برآوردهای نسبتا صحیح» به پایان خود رسیده است؟!
گاه نوشت ها و گردآوری های محمد حسین امینی