ولایتمداری همان چیزی است که شیطان ندارد و شیاطین هم ندارند. اگر کسی بخواهد حول یک ولی ای بچرخد باید هوای نفسش تصفیه شده باشد، مثل حضرت سلمان که در موردشان داریم که «جعل هواه هوی امیرالمومنین ع» . که اصلا دیگر هوایی برای خودش نمانده باشد، و هوی و اشتهایش شده باشد اشتهای امیرالمومنین (ع)، که به ایشان میگفتند «شما چه میخواهید» پاسخ میدادند که «من هیچ نمیخواهم، باید دید امیرالمومنین (ع) چه میخواهند»...

توجه دیگر این است که «ارتباط با خدا» برای خیلی ها مشکلی نیست، به ظاهر مشکل این است که کسی حول یک کسی مثل خودش بچرخد. البته اینکه میگوییم «به ظاهر» مشکل است، علت اینجاست که آن خدایی که ولایت را به کسی میدهد، چیزهای دیگری هم میدهد. 

از اول هم درگیری با پیامبران در همین معنا بوده است. درگیری این بوده است که «چرا همین فردی که شبیه خودمان است پیامبر باشد؟»... دور این چنین فردی گشتن است که سخت است. در محور اینچنین فردی بودن است که سخت است. یعنی همواره این بحث بوده است که «چرا این فردی که شبیه ماست ولی باشد؟» هیچوقت بحث پیرامون انبیا این نبوده است که «ابن فرد مدعی معصوم است یا معصوم نیست؟»، بلکه صرفا و اجمالا معلوم بوده است که پیامبران در قوم خودشان آدم های خوبی بوده اند. اما بحث این بوده که «چرا این فرد خاص؟»... 

مشکل همیشه برای کسانی بوده که «به ظاهر» شبیه خود مردم بوده اند. پیرامون این تعبیر «به ظاهر»، خوب است نقل کنیم جمله ای را آقای هاشمی رفسنجانی. آقای عسگراولادی نقل کرده اند که از آقای هاشمی شنیده اند: «آن اوایل که مقام معظم رهبری رهبر شده بودند، من فکر میکردم که باید بروم به کمک رهبری. از قضا از همان اوایلی که شروع کردم به رفتن پیش ایشان، مشاهده میکردم که ایشان از لحاظ تحلیل مسائل سیاسی و اجتماعی یک سر و گردن بالا رفته اند. و من فهمیدم که همان کسی که ولایت را میدهد، ابزارش را هم میدهد.»

لذا شوخی نیست، وقتی که به کسی ولایت میدهند، قضیه مثل یک تاسی نیست که پرتاب میشود و معلوم نیست با نام چه کسی پایین می آید، بلکه مقامیست که اگر به کسی بدهند، ابزار لازمش را هم به او میدهند. 


بخشی از تفسیر سوره مبارکه مائده، دانشمند محترم حضرت استاد غلامرضا قاسمیان (حفظه الله) | چهارشنبه هفتم بهمن ماه 1390 | صفحه ی اینترنتی تفسیر