مهم ترین جریان های فکری در مقابله با اندیشه و فرم زندگی غربی:

یک- غرب گرایی: آنها کاملا فرهمند و کامروا و پیشرفته هستند. اگر به واقع قصد پیشرفت داریم، باید صادقانه و تا میتوانیم تلاش کنیم که شبیه به آنها فکر و زندگی کنیم و در نهایت ما هم به توسعه برسیم. آنچه از داشته های فرهنگی و سابقه های تمدنی در میان ما هست همه باید با محک تمدن کنونی غرب آزمایش شود و هر بخشی از دین و فرهنگ و اندیشه های سابق ما که با اندیشه ی غرب امروزی سازگار نمی آید باید کنار گذاشته شود. راه پیشرفت ما از اینجا میگذرد.

          توصیف شماره یک / حضرت امام خمینی (ره) در توصیف برخی روشنفکران غرب گرا میفرمایند: «يا اينكه حالا ايران، كه شماها روشنفكرها اعتقادتان اين است كه يك مملكتى است كه مردمش هيچ نمى‏فهمند!- عرض مى‏كنيم- همچو اهانت مى‏كنيد به مردم، همچو خودتان را باختيد در مقابل‏ غرب‏، كه خيال مى‏كنيد ما هيچ چيز نداريم و آنها همه چيز دارند.» /صحيفه امام ، ج‏لد 8 ، صفحه 240

          توصیف شماره دو / امام روح الله (ره) در جایی دیگر نیز ضمن تاکید بر لزوم استقلال از غرب، در توصیف وضعیت غرب گرایان و معتقدین به لزوم تابعیت فکری و روشی از غرب میفرمایند: «استقلال فكرى، استقلال روحى، مغز خود آدم مال خودش باشد، همه‏ اش توى آن غرب نباشد، هر چه مى‏خواهد بگويد: غرب، كى گفته، فلان فيلسوف گفته، فلان چه گفته، اين تا شرقيها آن حيثيتى كه خودشان داشتند -و يك وقتى قبله همه جا بودند. آن وقتى كه آنها وحشى بودند، اينها قبله بودند براى آنها- تا اينها آن محتواى خودشان را پيدا نكنند و نشوند يك موجود شرقى و خودشان را نشناسند نمى‏توانند مستقل باشند. شما هر چه هم زحمت بكشيد، تا دانشگاه ما آن مغز غربيش را كنار نگذارد و يك مغز شرقى پيدا نكند، نمى‏تواند مستقل باشد. دائماً حرف حرف آنهاست.» /صحيفه امام ، ج‏لد 9 ، صفحه 380

          توصیف شماره سه / امام روح الله (ره) در باب اندیشه ی کسانی که همه کمال ها را ناشی از غرب و پیروی از غرب میدانند میفرمایند: «از آن وقتى كه اين خارجيها راه پيدا كردند به كشورهاى شرقى، تبليغاتى كه شده است اسباب اين شده است كه شرقيها اين گمان را پيدا كردند كه هر چه كمال هست در غرب است. و اين اسباب اين شده است كه خودشان را بكُلّى در مقابل‏ غرب‏ و در مقابل شرقى كه نظير اوست و در مقابل امريكا و اينها باختند. در هر جناحى كه مى‏رويد مى‏بينيد كه در آن جناح، صحبت هِى از غرب است؛ صحبت هِى از خارج است. اگر يك دوايى در اينجا، در خود ايران هم پيدا بشود، باز به اسم دواى خارج به خورد ايرانيها مى‏دهند. اگر يك پارچه خوبى هم ايران خودش تهيه كند و ببافد، باز بايد با اسم فاستونى انگليسى به مردم بفروشند! هر چيزى را كه شما مى‏رويد سراغش مى‏بينيد كه هى صحبت از اين است كه بايد ما از آنها [بگيريم‏] بايد از آنجا بيايد» /صحيفه امام ، ج‏لد 10 ، صفحه 433

دو- غرب ستیزی: خیلی روشن است که آنها سراسر باطل و غرق در گمراهی اند. و البته امراض شان هم مسری و واگیردار است. ما برای پیشرفت قطعا لازم است که فکر و فرم زندگی غربی را به کلی در هم بشکنیم و با از میان برداشتن آن پیشرفت خودمان را ممکن سازیم.

سه- غرب گریزی: هرچند اندیشه و فرم زندگی غربی کاملا منفی و گمراه کننده است اما به هر دلیل توان و امکان مبارزه با آن اکنون وجود ندارد. لذا باید از این فکر و این اندیشه و این سبک زندگی تا آنجا که میشود گریخت و فاصله گرفت تا زمینه برای پیشرفت فراهم شود.

          توصیف شماره یک/ استاد مطهری (اعلی الله مقامه) در کتاب نهضتهای اسلامی در صد ساله ی اخیر، با ذکر نمونه ای نشان میدهند که مشی غرب گریزی با مشی غرب گرایی فاصله ی چندانی ندارد. بعنوان نمونه فردی را معرفی میکنند که در اثر یک سلسله تغییر و تحول فکری از مبارزه ی با استعمار غرب به «غرب گریزی» و سپس از غرب گریزی به «غرب گرایی» میرسد! ایشان درباره ی سرنوشت عبرت آموز این فرد مینویسد: «سِر سيد احمدخان هندى كه در عصر خود رهبر مسلمانان هند به شمار مى‏رفت و در ابتدا با استعمار مبارزه مى‏كرد، در سال 1284 هجرى سفرى به انگلستان رفت. به اقرار دوست و دشمن، آن سفر اثرى عميق در روحيه او باقى گذاشت. انديشه مبارزه با استعمار انگلستان پس از مشاهده آن تمدن گسترده و وسيع و آن قدرت سياسى و اقتصادى و نظامى و فرهنگى، بكلى از دماغ سيد احمد خان خارج شد. او آنچنان مرعوب فرهنگ و تمدن غرب شد كه آن را غيرقابل خدشه و چون و چرا، و قدرت انگلستان را "مقاومت‏ ناپذير" و مبارزه با آن را "بيهوده" دانست. از آن پس نه تنها همكارى با هندوان هم‏ زنجير مسلمانان را كه با استعمار انگلستان مبارزه مى‏كردند ترك گفت، مبارزه حزب «مسلم ليك» را - كه اقبال لاهوری نيز يكى از اركان آن بود - تخطئه كرد و از تأييد و همكارى با آنها خوددارى نمود. به نظرش رسيد كه تنها راه براى مسلمانان جلب حمايت انگلستان در مقابل هندوان است. سيد احمدخان از اين پس تبديل شد به يك فرد مبلّغ تمدن و فرهنگ غرب.» /مجموعه ‏آثار استاد شهيد مطهرى ، جلد ‏24 ، صفحه 42 - کتاب نهضتهای اسلامی در صد ساله ی اخیر

چهار- غرب گزینی: در عالم «باطل محض» نداریم. اندیشه و فرم زندگی غربی نیز مانند هر پدیده ی دیگری هم نکات مثبت دارد و هم نکات منفی. نکات مثبت اش را باید و میشود جذب کرد، با نکات منفی اش هم باید و میشود مبارزه کرد. راه پیشرفت ما اقدام برای «جذب» و «مبارزه» ی همزمان است.

          توصیف شماره یک / رهبر فرزانه و عزیز انقلاب حضرت امام خامنه ای (حفظه الله) در بیان این مطلب که در تمدن غرب خوبی ها و بدی ها در کنار هم قرار گرفته اند، و در بیان علت کامروا نبودن غربی ها میفرمایند: «شما دیده اید که بنده مکرّر راجع به غرب و تهاجم فرهنگ غربی حرف می زنم. معنای صحبتهای  بنده، صرفاً این نیست که فرهنگ غرب از بای بسم اللَّه تا تای تمّت، همه اش خراب و خرابی و بدی است. اگر این گونه بود شهروندان ممالک غربی، از اوّل آن را نمیپذیرفتند و اصلاً تحمل نمیکردند. بنابراین، فرهنگ مذکور، نقاط مثبتی دارد که آن نقاط مثبت، چشم مردم را گرفت و جوامع را به خود جذب کرد.  فرض بفرمایید مظهر این جوامع مجذوب، جامعه امریکایی است. خوب؛ در آنجا، برای این فرهنگ، اسم داشتند. دیگر به طور کامل، این فرهنگ، مشهود است و خصوصیات خوبی هم دارد. یعنی این فرهنگ و تمدن - به قول خودشان این ایدئولوژی - مردم را به «کار و تلاش« دعوت میکند و به »وقت شناسی و رعایت دقایق و ذرّه های سرمایه های انسانی» فرامی خواند. نتیجه این فرهنگ، با همه خصوصیاتی که دارد چیست؟ این است که جامعه ای دارای ثروت و پیشرفت و علم و فناوری به وجود می آید. همین جاذبه ها، چشم آحاد مردم و متفکرین غرب را در دو سه قرن پیش، که این افکار در امریکا و اروپا مطرح بود، گرفت و همه از این روش زندگی و از این مکتب و فرهنگ و مجموعه خوششان آمد و آن را پذیرفتند. اما این فرهنگ، عوامل حفظ رشد حقیقی انسان را در خود نداشت. آنها غافل بودند و متوجه این نکته نشدند. مثلاً - فرض بفرمایید - شما حوضچه یا منبع آبی برای شُرب مردم، در محلّی ایجاد کنید. در و دیوارش را محکم سازید، تمام منافذش را ببندید، دریچه ورود و خروج آب منبع را تعبیه کنید و دیگر هیچ نگرانی ای از این بابت که آب وارد محفظه خواهد شد و در  آن جا باقی خواهد ماند، نداشته باشید. اما در مجاورت قرار نگرفتنِ منبع آب با فلان ماده مسموم کننده را پیش بینی نکنید. مسلماً این آب، زلال و خنک هم خواهد بود و انسان وقتی بنوشد، لذّت هم خواهد برد؛ اما در این آب، به سبب مجاورت با ماده مسموم کننده، میکرب و آلودگی وجود خواهد داشت. شما که منبع آب را تهیه کرده بودید، همه نکات سلامت آب را در نظر داشتید؛ اما این جایش را دیگر نخوانده بودید. یک طرف را دیده بودید؛ اما طرف نامشهود قضیه را ندیده بودید. اغلب مکاتب بشری، از جمله مکتب سرمایه داری غرب هم همین طور است. یک طرفش را دیده اند. آن طرفی که انسانها را به «کار و تلاش و پیشرفت و رشد مادی و ثروت و علم» می کشاند، دیده اند و درست هم بوده است. اما طرف دیگرش را ندیده اند، که در این جامعه ای که آسمانخراشها وجود دارد و ثروتها و تجملاّت هست، فقر و بیچارگی افراد زیادی از انسانها هم هست. از گرسنگی مردن هم هست. ظلم هم هست. بدتر از همه، فساد همه گیری هست که به داخل خانه همه کسانی که ازاین وضع لذّت میبرند، نفوذ میکند و زندگی را بر آنها تلخ خواهد کرد. خوب؛ این معضل، گریبانگیر شد و کار را خراب کرد .  هنرِ یک مجموعه و یک مکتب، این است که همه عوامل در آن جمع باشد. و الاّ اگر یک مکتب، فقط جهانگیری اش خوب باشد، می تواند فتوحات کند؛ اما نمیتواند نگهدارد. منابع طبیعی را خوب میتواند حفظ کند؛ ولی از حفظ منابع انسانی، ناتوان است. رشد مادی میتواند بدهد؛ اما در دادنِ رشد معنوی میماند.» /بیانات در دیدار با روحانیون و مبلغان، 26 اردیبهشت 1375

          توصیف شماره دو / رهبر فرزانه انقلاب در بیان لزوم جذب و دفع همزمان نسبت به فرهنگ غربی میفرمایند: «از دیگر مسائلی که دشمن استکباری را نسبت به جمهوری اسلامی خشمگین می کند، این است که ما با تحمیل فرهنگ غرب بر ملتهای مسلمان، مخالفیم. فرهنگ غرب، فرهنگی است که در عین برخورداری از نقاط مثبت، نقاط منفی هم دارد . ما معتقد به تبادل فرهنگها هستیم. ما می گوییم ملتی مثل ملت ایران، یا دیگر ملل مسلمان، باید در میان فرهنگهای عالم نگاه کنند و آنچه را که برایشان مفید و به درد بخور است، جذب و از آن استفاده کنند. از این فرهنگها، آنچه را هم که برایشان لازم و مفید نیست باید طرد کنند. اما دولتهای غربی، سردمداران نظامهای استکباری و بخصوص نظام امریکا، اصرار دارند با انواع و اقسام طرق، فساد و بی بندوباری را که جزو خصوصیات فرهنگ غربی است، به ملتهای مسلمان و کشورهای اسلامی تزریق و تحمیل کنند. ما با این روشها، که مختص امروز هم نیست و در تاریخ معاصر، مسبوق به سابقه است، مخالفیم.» /خطبه های نمازجمعه تهران 14 خرداد 1372

---

نظر اندیشه ورز گرانقدر، استاد خسروپناه:

استاد عبدالحسین خسروپناه، رئیس موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران: به نظر من با انتخاب رویکرد «غرب گزینی» به پیشرفت دست پیدا خواهیم کرد که در نهایت به تمدن نوبنیاد اسلامی منجر خواهد شد... تمدن نوبیناد اسلامی از ابزار غرب استفاده میکند اما روح لذت گرایی، منفعت طلبی و سکولاریسم که آسیب های تمدن غربی است در تمدن نوبنیاد اسلامی وجود نخواهد داشت. / کیهان فرهنگی، فروردین و اردیبهشت 91، صفحه 19، در خلال مصاحبه پیرامون مبادی فکری اندیشه های شهید آوینی (ره)


----
یادداشت های خواندنی مرتبط با موضوع این نوشته:

امام خميني و گفتمان غرب / سعید کرمی / لینک